یکی از مهمترین موضوعاتی که در آموزشهای جهانبینی کنگره۶۰ به آن پرداخته میشود، مسئله قضاوت و جهالت است. انسان در طول زندگی همواره در حال ارزیابی، تحلیل و قضاوت مسائل مختلف است؛ اما نکته مهم این است که آیا این قضاوتها بر پایه دانایی و شناخت انجام میشوند یا بر اساس ناآگاهی و برداشتهای ناقص؟
در کنگره۶۰ آموختهایم که بسیاری از مشکلات، سوءتفاهمها و حتی رنجهای زندگی از قضاوتهای نادرستی سرچشمه میگیرد که ریشه در جهالت دارند. هرچه انسان به دانایی نزدیکتر شود، از قضاوتهای عجولانه فاصله میگیرد و با دیدی بازتر و عمیقتر به مسائل مینگرد.
انسان معمولاً در قضاوت کردن، خود را ملاک و معیار قرار میدهد. هر فرد جهان را از دریچه تجربیات، باورها، خواستهها و سطح دانایی خود مشاهده میکند و بر همان اساس درباره دیگران نظر میدهد. به همین دلیل، بسیاری از قضاوتها با حقیقت فاصله دارند؛ زیرا انسان تنها بخشی از واقعیت را میبیند و بر اساس همان بخش محدود، حکم صادر میکند. در حالی که برای یک قضاوت صحیح، آگاهی کامل و اشراف بر تمامی ابعاد موضوع ضروری است.
در سیدی «قضاوت و جهالت» میآموزیم که قضاوت به معنای صدور حکم است و هر حکمی که صادر میشود، آثار و پیامدهای خاص خود را به همراه دارد. یکی از مهمترین پیامدهای قضاوت، تولید حس است. زمانی که درباره فردی قضاوت میکنیم بلافاصله حسی متناسب با آن قضاوت در ما شکل میگیرد. اگر این حس منفی باشد میتواند موجب سوءظن، کدورت، فاصله و حتی تخریب روابط انسانی شود.
بنابراین بسیاری از مشکلاتی که در ارتباطات ما به وجود میآید ابتدا از یک قضاوت نادرست آغاز میشود. در جهانبینی، عقل بهعنوان فرمانده و هدایتکننده انسان شناخته میشود و قضاوت یکی از وظایف اصلی آن است؛ اما عقل زمانی میتواند فرمان صحیح صادر کند که اطلاعات درست، تجربه کافی و حس سالم در اختیار داشته باشد.
اگر حس انسان تحت تأثیر ترس، خشم، منیت، خودخواهی یا سایر نیروهای بازدارنده قرار گیرد، اطلاعات نادرستی به عقل منتقل میشود و در نتیجه، فرمان صادرشده نیز از تعادل خارج خواهد شد. به همین دلیل در آموزشهای جهانبینی میآموزیم که کیفیت حس، کیفیت تفکر و کیفیت قضاوت را تعیین میکند.
هر اندازه از فرمانهای نفس اماره فاصله بگیریم و به سمت دانایی حرکت کنیم، قدرت تشخیص و قضاوت ما نیز به تعادل بیشتری خواهد رسید.مسیر درمان اعتیاد با روش DST با بازگشت تواناییهای از دسترفته انسان به چرخه تولید و حرکت آغاز میشود.
فردی که سالها تحت تأثیر مصرف مواد مخدر قرار داشته است بهتدریج توانایی تفکر، تصمیمگیری و تشخیص صحیح را بازمییابد. پس از آن، مرحله مهمتری آغاز میشود و آن ساختن تأسیسات و ساختارهایی است که شاید هرگز در وجود او شکل نگرفته باشند یا در اثر مصرف تخریب شده باشند.
آموزش جهانبینی در این مرحله نقش بسیار مهمی ایفا میکند و به فرد میآموزد که چگونه بهجای تمرکز بر دیگران، به بازسازی ساختارهای درونی خود بپردازد. یکی از بزرگترین قضاوتهای اشتباه من مربوط به درمان نیکوتین بود. پیش از آشنایی با لژیون ویلیاموایت، تصور میکردم مصرف سیگار مسئله چندان مهمی نیست و هر زمان که اراده کنم، میتوانم آن را کنار بگذارم.
حتی در ذهن خود افرادی را که برای درمان نیکوتین تلاش میکردند، قضاوت میکردم و گمان میبردم مشکل آنها صرفاً کمبود اراده است؛ اما زمانی که وارد مسیر درمان شدم و با آموزشهای مربوط به ساختار جسم، عملکرد نیکوتین و روش DST آشنا شدم، متوجه شدم این نگرش چیزی جز ناآگاهی نبوده است.
من درباره موضوعی حکم صادر کرده بودم که شناخت درستی از آن نداشتم. با بررسی این دستور جلسه به این نتیجه رسیدم که بسیاری از قضاوتهای من در دوران مصرف ناشی از ناآگاهی و خودمحوری بوده است. معمولاً افراد را با معیارهای خود میسنجیدم و انتظار داشتم دیگران نیز مانند من فکر کنند، تصمیم بگیرند و رفتار نمایند.
اگر فردی رفتاری متفاوت از برداشت ذهنی من داشت، بهسرعت درباره او قضاوت میکردم و حتی گاهی بدون شناخت کافی برای او حکم صادر مینمودم.قضاوت و جهالت رابطهای مستقیم و جداییناپذیر با یکدیگر دارند و هرچه از ناآگاهی فاصله بگیریم به شناخت و حقیقت نزدیکتر خواهیم شد.
آنچه من از این دستور جلسه آموختم، این است که بسیاری از قضاوتهای گذشتهام نه از روی دانایی،پ؛ بلکه بر اساس اطلاعات ناقص، حسهای آلوده و فرمانهای نادرست نفس بوده است. آموزشهای جهانبینی، درمان اعتیاد و درمان نیکوتین با روش DST به من کمک کرد تا بهجای تمرکز بر ضعفهای دیگران، نگاه خود را متوجه ساختارهای از دسترفته و نقاط قابل اصلاح در وجود خویش نمایم.
مسیر سفر به من آموخت که نخستین گام برای خروج از جهالت، پذیرفتن ناآگاهیهای خود است. زمانی که انسان بپذیرد همهچیز را نمیداند، درهای آموزش و دانایی به روی او گشوده میشود. امروز باور دارم که اگر پیش از هر قضاوتی اندکی بیشتر تفکر کنیم، آگاهی بیشتری کسب نماییم و با حس سالمتری به مسائل بنگریم، تصمیمهای صحیحتری خواهیم گرفت.
به اعتقاد من یکی از ارزشمندترین دستاوردهای کنگره۶۰ برای مسافران و همسفران، حرکت از قضاوت به شناخت، از جهالت به دانایی و از دانایی به دانایی مؤثر است. مسیری که انسان را به تعادل، آرامش، مسئولیتپذیری و رشد واقعی نزدیکتر میسازد.
منابع: سیدی «قضاوت»؛ استاد امین دژاکام، سیدی «قضاوت ۹۳»؛ استاد امین دژاکام، کتابهای «جهانبینی ۱» و «جهانبینی ۲»، کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»، جناب مهندس حسین دژاکام
نویسنده و رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر فاطمه (نمایندگی دماوند)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
21