برای درک بهتر دستور جلسه «قضاوت و جهالت» باید ابتدا معنای لغوی این دو کلمه را بررسی کنیم؛ قضاوت به معنی حکم کردن و جهالت به معنی نادانی و ندانستن است و کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه بیان میکند که مراقب باش تا بر مبنای نادانی قضاوتی نکنی. هر کدام از ما روزانه در حال قضاوت کردنهای متعددی هستیم. از قضاوت کردن خودمان تا قضاوت تمامی اطرافیانمان. گاهی این قضاوتها فقط در ذهن میماند و گاهی به زبان میآید. قضاوت در ذهن باعث بههم ریختن آرامش درون و آشفتگی روان ما میشود که این به هم ریختگی در رفتار ما خود را نشان میدهد؛ چرا که درون ناآرام نمیتواند ظاهر آراسته و آرام بسازد. حال گاهی قضاوتها را به زبان آورده و علنی میکنیم و این نقطه شروع بیعدالتی و ناآرامی و در ادامه تنفر و دوری و رنجش دیگران از ما است، این امر باعث سست شدن پیوندهای محبت بین افراد میشود.
تمام قضاوتهای ما اشتباه و از روی جهالت است؛ چرا که ما عملاً از درون افراد و از اتفاقاتی که منجر به رفتارشان شده است، ناآگاهیم و این یعنی نادانی و جهالت؛ حتی یک قاضی برای صادر کردن حکمِ محکوم، مدتها به دنبال پیداکردن دلیل، مدرک و سند میگردد؛ درواقع آگاهی خود را نسبت به آن اتفاق بالا میبرد، در نهایت هم با داشتن علم، نسبت به آن موضوع نمیتواند حکمی را با عدالت کامل و درست صادر کند و باز هم قضاوت آن میتواند کمی از روی نادانی نسبت به اصل موضوع باشد؛ چرا که دانستههایش بر مبنای آن چیزی است که میبیند و میشنود؛ نه بر مبنای اصل واقعیتی که از او پوشیده است، شاید بتوانیم بگوییم که هیچ قضاوتی از روی عدالت و دانایی کامل نیست.
حال که اینطور است باید با خود اندیشید که چرا گاهی به خود اجازه میدهیم دیگران را قضاوت کنیم؟ در پاسخ به این سؤال میتوانیم وارد بحث جهانبینی شویم. اجزاء مثلث دانایی شامل تفکر، تجربه و آموزش است؛ یعنی برای رسیدن به دانایی و علم نسبت به یک موضوع باید ابتدا با تفکر درست برای پیدا کردن یک مجهول حرکت درست انجام بدهیم، در ادامه از تجربیات و آموزشهای گذشته درس بگیریم تا علم و دانایی خود را در مورد آن موضوع بالا ببریم. در مقابل مثلث جهالت را داریم که شامل اضلاع ترس، منیت و ناامیدی است؛ پر واضح است که محصول جهالت چیزی جز این نیست که شخص به واسطه منیتِ دانایی خود، تفکری نمیکند و با گذشت زمان در ناامیدیِ جهالت خود غرق میشود و این خود میتواند ترکشهای قضاوت کردن باشد که ابتدا روان و درون خودمان را نابود کرده و در ادامه باعث تخریب اطرافیانمان میشود.
جهالت توانایی درکِ ندانستن است؛ یعنی شخص قادر نیست چیزی بالاتر از همان ظاهر را ببیند؛ درواقع از روی همان ظاهر و بیتوجه به درست و غلط بودن موضوع قضاوت کرده و حکم صادر میکند؛ چرا که معمولاً قضاوت کردن بسیار آسانتر از فهمیدن و درک کردن است. افراد با قضاوت کردن میخواهند که خود را برتر نشان داده و از مسئولیت اشتباهات خود فرار کنند. همه انسانها روزانه درگیر قضاوتهای کوچک و بزرگ هستند؛ ولی نکته اینجاست که فقط قضاوت در مورد خودمان میتواند درست باشد و ما را به دانایی بیشتر برساند؛ چرا که هر شخص با زیر سؤال بردن اعمال و رفتارش در طول روز میتواند به اشتباهاتِ خواسته و ناخواستهاش پی برده و در جهت رفع آنها اقدام کند.
امام علی (علیها السلام) میفرمایند: «پیش از آنکه از شما حساب گرفته شود، خود به حساب خویش برسید». این همان قضاوت کردن روزانه است؛ ولی نه به معنی سرزنش کردن به زبان سادهتر خودمان را قضاوت میکنیم تا ایرادات خود را شناخته و از خطاها درس بگیریم و از آنها جهت رشد بیشتر خود استفاده کنیم. سخن آخر اینکه یادمان باشد وقتی انگشت قضاوت را به سمت دیگری میگیریم سه انگشت به سمت خودمان است و این یعنی با خود بیندیشیم در برابر اشتباه او ما سه برابر مقصر هستیم؛ پس دانایی خود را بالا ببریم تا قضاوت کردنمان کمتر شود.
منابع: سایت کنگره۶۰، آموزشهای آقای مهندس
نویسنده: راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهاره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
72