گاهی اوقات انسان بدون اینکه متوجه باشد، در جایگاه قاضی میایستد؛ تنها با دیدن یک رفتار، شنیدن یک حرف یا حتی یک نگاه، درباره شخصیت و زندگی دیگران حکم صادر میکند. شاید این کار در ظاهر ساده به نظر برسد، اما اگر ریشه آن را بررسی کنیم، خواهیم دید که بیشتر قضاوتها از جهالت و ناآگاهی سرچشمه میگیرند.
در گذشته تصور میکردم اگر رفتار کسی را نمیپسندم، حق دارم درباره او نظر بدهم. اما در مسیر آموزشهای کنگره۶۰ فهمیدم که من فقط بخش بسیار کوچکی از زندگی افراد را میبینم. من از گذشته، رنجها، ترسها، شکستها و شرایطی که آن فرد پشت سر گذاشته است، هیچ اطلاعی ندارم. پس چگونه میتوانم درباره او حکم قطعی صادر کنم؟
جهالت همیشه به معنای بیسوادی نیست. ممکن است فردی تحصیلات بالایی داشته باشد، اما هنوز نتواند زبان خود را از قضاوت دیگران حفظ کند. جهالت یعنی ندیدن حقیقت، یعنی تصمیم گرفتن بر اساس حدس و گمان، نه بر پایه شناخت و آگاهی. در قرآن کریم نیز بارها به پرهیز از سوءظن، تجسس و غیبت اشاره شده است؛ زیرا بسیاری از قضاوتهای نادرست از همین سه آفت آغاز میشوند. وقتی انسان بدون دلیل روشن درباره دیگران گمان بد میبرد، در واقع از مسیر دانایی فاصله گرفته است.
از سوی دیگر، در نهجالبلاغه نیز به این نکته توجه شده که انسان باید بیشتر به اصلاح خویش بپردازد تا عیبجویی از دیگران. کسی که مشغول ساختن درون خود است، کمتر فرصت پیدا میکند که با نگاه تحقیرآمیز به زندگی دیگران بنگرد. این نگاه، انسان را از سطح ظاهر به عمق حقیقت میبرد و به او یاد میدهد که هر رفتار، پشتوانهای از شرایط، تجربهها و انتخابها دارد.
در کنگره۶۰ یاد میگیریم که هر انسانی مسئول سفر خودش است. همانطور که من برای رسیدن به درمان، تعادل و آرامش، زمان، آموزش و تجربه لازم داشتم، دیگران نیز در مسیر خود قرار دارند. شاید امروز کسی اشتباهی انجام دهد، اما آیا من خودم هیچگاه اشتباه نکردهام؟ اگر خداوند و انسانهای آگاه فرصت جبران را از من میگرفتند، آیا امروز در این جایگاه بودم؟
یکی از زیباترین نتایج افزایش دانایی این است که انسان کمتر قضاوت میکند. زیرا هرچه آگاهی بیشتر میشود، انسان بیشتر به نادانستههای خود پی میبرد. فرد دانا به جای اینکه به دنبال پیدا کردن عیب دیگران باشد، تلاش میکند عیبهای خودش را اصلاح کند. او میداند که اصلاح خویشتن بسیار دشوارتر، اما ارزشمندتر از قضاوت دیگران است.
از نگاه روانشناسی نیز بسیاری از قضاوتهای ما ریشه در «فرافکنی» دارد؛ یعنی انسان ناخودآگاه ضعفها، ترسها یا نارضایتیهای درونی خود را به دیگران نسبت میدهد. به همین دلیل، گاهی چیزی که ما در دیگری میبینیم، در حقیقت بازتابی از درون خود ماست. اگر این حقیقت را بپذیریم، متوجه میشویم که قضاوت کردن دیگران، بیش از آنکه به آنها آسیب بزند، به آرامش و رشد خود ما لطمه میزند.
در سخنان بزرگان و اهل معرفت نیز بارها آمده است که زبان، اگر مهار نشود، میتواند انسان را از مسیر حقیقت دور کند. مولانا با نگاهی عمیق به انسان یادآور میشود که ظاهر افراد همیشه نشاندهنده باطن آنها نیست و برای شناخت حقیقت، باید از سطح عبور کرد. این نگاه عرفانی به ما میآموزد که هر انسان دنیایی پنهان در درون خود دارد و هیچکس را نمیتوان تنها با یک رفتار یا یک لحظه شناخت.
قضاوت کردن آرامش را از انسان میگیرد. ذهن را درگیر زندگی دیگران میکند و فرصت رشد را از او میگیرد. اما زمانی که به جای قضاوت، درک کردن و همدلی را انتخاب میکنیم، حال خودمان نیز بهتر میشود. این همان تغییری است که آموزشهای جهانبینی در وجود انسان ایجاد میکند. جهانبینی به ما یاد میدهد که هر پدیدهای را از زاویهای وسیعتر ببینیم و پیش از هر واکنشی، کمی درنگ کنیم.
من امروز سعی میکنم قبل از هر قضاوت، از خودم بپرسم: «اگر من جای او بودم، با همان شرایط، همان آموزشها و همان مشکلات، آیا ممکن نبود همین رفتار را انجام دهم؟» پاسخ این سؤال معمولاً باعث میشود با مهربانی بیشتری به دیگران نگاه کنم و از عجله در قضاوت دست بردارم. همچنین یاد گرفتهام که به جای تمرکز بر خطای دیگران، ابتدا از خودم بپرسم سهم من در این ماجرا چیست و آیا من هم در ایجاد این وضعیت نقشی داشتهام یا نه.
نکته مهم دیگر این است که قضاوت عجولانه، رابطهها را خراب میکند. بسیاری از دلخوریها، فاصلهها و سوءتفاهمها از همینجا آغاز میشود که ما بدون شنیدن کامل حرف طرف مقابل، درباره او نتیجهگیری میکنیم. در حالی که اگر کمی صبر، دقت و انصاف داشته باشیم، بسیاری از سوءبرداشتها برطرف میشود. گاهی یک گفتوگوی ساده میتواند دیواری را که قضاوت ساخته است، فرو بریزد.
نویسنده: همسفر سیران رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سردار)
رابطه خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
112