چهاردهمین جلسه از دوره هشتاد و چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه آقایان نمایندگی شادآباد با استادی مسافر محمود، نگهبانی مسافر محمدعلی و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟» در روز چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمود هستم یک مسافر. خداوند را هزاران بار شکر که بار دیگر توفیق حضور در این جلسه و خدمت در این جایگاه نصیبم شد. از نگهبان جلسه که این فرصت خدمت را به من دادند، صمیمانه سپاسگزارم.
از تمامی خدمتگزاران نمایندگی شادآباد در طول این سیزده ماه، از گروه مرزبانی و راهنمای تازهواردین گرفته تا دوستان حاضر در واحد اوتی و مسافران سفر دومی و از تکتک همراهانی که در این مدت با لطف و محبت خود مرا در این مسیر یاری کردند، بینهایت تشکر میکنم.
دستور جلسۀ این هفته یکی از مهمترین دستور جلسات به شمار میرود تا جایی که بهعنوان سؤال امتحانی مطرح شده و در هر جلسه دو بار خوانده میشود؛ یک بار در ابتدا و یک بار در انتهای جلسه. چنانکه در پیام حرمت تصریح شده است، پرهیز از دروغ، سرزنش، بحثهای سیاسی و سایر موارد مشابه، باید توسط هر فردی که به تعادل نسبی در جامعه دست یافته است، چه در محیط کنگره و چه بیرون از آن، همواره رعایت گردد.
ما در کنگره ۶۰ وارد میشویم تا بهعنوان یک مصرفکننده، هم جسم و هم روان خود را درمان کنیم. مصرف مواد مخدر، نهتنها به جسم ما آسیب رسانده، بلکه روان و خلقوخوی ما و نیز جهانبینیمان را دچار اختلال کرده است. از اینرو، در مسیر درمان باید به تعادل نسبی دست یابیم و این مهم، بار دیگر به رعایت حرمت کنگره ۶۰ بازمیگردد. بهجرأت میگویم که خود من در دوران مصرف، از دروغ و فحش تا تجسس و دخالت در امور دیگران، تمامی این موارد را تجربه کردم. اکنون در کنگره ۶۰، وظیفه داریم جسم، روان و جهانبینی خویش را اصلاح کنیم و حرمتها را پاس بداریم؛ چه بسا اگر در این امر کوتاهی کنیم، از تعادل خارج خواهیم شد، چنانکه بارها شاهد بودهایم افرادی با غفلت از این اصول، مسیر تعادل را گم کردهاند.
نکتۀ دیگر، مسئلۀ روابط کاری و خانوادگی در کنگره ۶۰ است. هر یک از ما در جامعه، نقشی و سمتی داریم؛ چه کارمند، چه کارگر، نقاش، بنا، کفاش یا اهل اداره باشیم. اعضای کنگره در هر سازمانی، دستی بر آتش دارند و حضوری مؤثر. اگر من به تعادل لازم نرسیده باشم، نخستین آسیب متوجه خود من است و بعد از آن، در تعامل با دیگران، چه طرفِ خواهان و چه طرفِ برآورندهکنندۀ نیاز، در صورت عدم تعادل احتمال شکسته شدن حرمتها بسیار افزایش مییابد. به همین دلیل تأکید میشود که از برقراری هرگونه رابطۀ کاری، مالی یا خانوادگیِ ناسالم میان مسافران باید پرهیز کرد.
برای نمونه دو مسافر را در نظر بگیرید که برادر لژیونی یکدیگرند و با ورود به کنگره به تعادل نسبی دست یافتهاند و تمایل دارند ارتباط بیشتری با هم داشته باشند، در حالی که ممکن است خانوادۀ ایشان از این ارتباط رضایت نداشته باشند. همچنین بنده که با مصرف شیشه وارد کنگره شدم، هنوز گاه توهمات ناشی از آن مصرف در من باقی است. اگر تعادل کافی نداشته باشم و به جایی دعوت شوم، احتمال حرمتشکنی وجود دارد؛ چه بسا مسائل دیگری نیز بروز کند.
در مورد روابط مالی نیز چنین است. وقتی شخصی قرض میگیرد، ممکن است توان پرداخت بدهیهای قبلی را نداشته باشد. بهفرض، صد هزار تومان از یک نفر و دویست هزار تومان از دیگری وام میگیرد. هر کس این قوانین را رعایت نکند، در حقیقت خود را محکوم به عواقب ناخوشایند کرده است. اگر من مسافر با کسی دادوستد مالی یا کاری داشته باشم و کار به خوشی بگذرد، جای شکر است؛ اما اگر کوچکترین اختلالی پیش آید، ممکن است موجب بدنامی و آبروریزی خودم یا طرف مقابل شود. بنابراین تا حد امکان نباید از حرمتها تخطی کنیم چرا که شاید در آن شرایط خاص ممکن است ظرفیت تحمل پیامدهای آن را نداشته باشیم.
موضوع دیگر آنکه در ابتدای پیام میخوانیم: «کنگره ۶۰ مکان امن و مقدسی است» بدین معنا که لزومی ندارد افراد حاضر در کنگره، در هر جایگاهی که هستند مقدس یا بینقص فرض شوند؛ بلکه اصل بر رعایت حرمتها و حفظ امنیت این مکان است. من سیزده ماه است که در این نمایندگی به عنوان ایجنت حضور دارم و این اصول را بارها از نزدیک آزمودهام.
در کنگره یک جایگاهی را خداوند نصیب من کرده است ولی شما نمیدانید من در بیرون از کنگره چه کاره هستم، اینجا ظاهرم را حفظ میکنم و تعادل دارم، آیا بیرون از کنگره هم به این صورت هستم؟ پس من رهجو چه سفر اولی و چه سفر دومی باید مراقبت کنم که نه به حریم دیگران وارد شوم و نه بگذارم کسی به حریم من وارد شود. امیدوارم ما تا هر زمانی که در کنگره هستیم بتوانیم این حرمتها را رعایت کنیم و این را بدانیم که رعایت این حرمتها به نفع خودمان است. راهنمایی که از سفر اولی کاری خارج از چارچوب کنگره بخواهد باید فاتحه آن سفر را خواند، چرا؟ چون من سفر اولی آن تعادل را ندارم و آن راهنما دیگر نمیتواند رعایت قوانین کنگره را از آن رهجو طلب کند. مراقب خودمان باشیم تا کسی حق بیحرمتی به ما را نداشته باشد و نتواند به حریم ما وارد شود، نه در زندگی خصوصیمان و نه در کنگره. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
251