جلسه چهارم از دوره سی و چهارم کارگاههای عمومی آموزشی خصوصی کنگره ۶۰شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر ایمان، نگهبانی مسافر سعید، و دبیری مسافر صادق با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰ ، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است»در روز پنجشنبه در تاریخ 1405/4/11ساعت ۱۷ آغاز بکار نمود
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، ایمان هستم، یک مسافر.
خدا را شاکرم که امروز، بهعنوان یکی از اعضای کنگره ۶۰، مجدداً توفیق پیدا کردم در اینجا حضور داشته باشم. از ایجنت محترم، آقا حسن عزیز، تمام مرزبانان و همه خدمتگزاران شعبه دانیال اهواز، چه در بخش مسافران و چه در بخش همسفران، صمیمانه سپاسگزارم.
مدتی در شعبه حضور نداشتم و امروز که نگاه میکنم، چه در بخش مسافران و چه در بخش همسفران، چهرههای جدید زیادی میبینم. به همه آنها خداقوت میگویم و امیدوارم شرایطی فراهم شود تا بتوانیم این سفر زیبا را در کنار هم به بهترین شکل طی کنیم و به مقصدهای خوبی برسیم.
دستور جلسه امروز، «حرمتهای کنگره ۶۰» است. امروز که به سمت جلسه میآمدم، با خودم فکر میکردم صحبت کردن درباره حرمتهای کنگره، هم آسان است و هم سخت. زمانی که به من گفتند بهعنوان استاد جلسه در این جایگاه بنشینم، با خودم فکر کردم که کنگره همیشه جایگاه مناسب هر فرد را به او میدهد.
من خودم یکی از کسانی هستم که در سفر اول، به دلیل رعایت نکردن یکی از حرمتهای کنگره ۶۰، شاید باعث شدم دو نفر از کنگره بروند. موضوع مربوط به قرض دادن پول بود. واقعاً آن زمان نمیدانستم این کار برخلاف قوانین کنگره است و تصور میکردم دارم کار خیری انجام میدهم.
الان نمیگویم هر روز یا هر شب، اما هر از گاهی مینشینم و به آن موضوع فکر میکنم و واقعاً از این بابت ناراحت میشوم. همیشه دوست دارم زمان به عقب برگردد تا بتوانم آن اشتباه را جبران کنم. گاهی با خودم فکر میکنم آن دو نفر امروز در چه شرایطی هستند؛ شاید حال خوبی نداشته باشند، شاید هنوز خانوادهشان را آزار بدهند یا به جامعه آسیب بزنند، در حالی که شاید میتوانستند امروز راهنمایان خوبی در کنگره ۶۰ باشند و افراد زیادی را به رهایی برسانند.

آن زمان اطلاعات کافی نداشتم و فکر میکردم کار درستی انجام میدهم، اما امروز این فرصت به من داده شده است تا تجربه خودم را با شما در میان بگذارم.
قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ کاملاً روشن و مشخص هستند و همه ما میدانیم که در هر جلسه دو بار قرائت میشوند. حتی امروز از آقا سعید خواستم برگه حرمتها را به من بدهد و آن را زیر دفترم گذاشتم؛ البته تقریباً همه آنها را حفظ هستم، اما مدت زمان زیادی طول کشید تا این قوانین را یاد بگیرم و متوجه شوم که چرا باید آنها را رعایت کنیم.
اگر امروز، بعد از بیش از پنج سال حضور در کنگره، هنوز در این مسیر هستم، دلیلش این است که سعی کردهام حرمتها را رعایت کنم و نتیجه این رعایت را در کنار دوستانم با تمام وجود احساس کردهام.
شاید تصور کنیم بیرون از کنگره ارتباطی با یکدیگر نداریم، اما واقعیت این است که هدف از ممنوع بودن روابط مالی، کاری یا خانوادگی میان اعضا، جلوگیری از آسیب دیدن افراد نیست؛ بلکه هدف اصلی، حفظ فضای درمان است. ما اینجا آمدهایم تا اعتیادمان درمان شود و جهانبینیمان رشد کند.
آقای مهندس ابزارهای آموزشی بسیار ارزشمندی را در اختیار ما قرار دادهاند. ما این آموزشها را از اساتید خود دریافت میکنیم و به نتایج ارزشمندی میرسیم.
من بارها حرمتها را مطالعه کردهام و سیدی «حرمتها» از جناب مهندس را نیز چندین مرتبه گوش دادهام. برای من، حرمتها سه پیام اصلی داشت که آنها را در سه سرفصل خلاصه کردم.
اولین پیام، کنترل زبان و سکوت در جای مناسب است. آقای مهندس همیشه میفرمایند قبل از صحبت کردن، چهارده ثانیه سکوت کنیم و به خداوند پناه ببریم. این پناه بردن، در واقع پناه بردن به حریم امن الهی است و همان حریم، همان حرمت است.

وقتی در حرمتها میخوانیم: دروغ نگویید، علیه دیگران صحبت نکنید، کسی را سرزنش نکنید و حرف یکدیگر را قطع نکنید، همه این موارد به کنترل زبان مربوط میشود. یعنی آموزش ببینیم که چگونه زبان خود را مدیریت کنیم.
دومین پیام، خودداری کردن است. خودداری از روابط مالی، روابط کاری، رفتوآمدهای خانوادگی، پوشش نامناسب و ارتباطهای خارج از چارچوب کنگره.
و سومین پیام، مسئولیتپذیری است. اینکه مسئولیت کارهای خودمان را بپذیریم، از وسایل شخصی خود مراقبت کنیم و مسئول رفتارهای خود باشیم.
به نظر من، رعایت همین قوانین باعث میشود که چه در سفر اول و چه در سفر دوم، حس مسئولیتپذیری در انسان شکل بگیرد و یاد بگیرد قبل از هر چیز، از خودش مراقبت کند.
مدتی در کلینیک خدمت میکردم. چند نفر بودند که یکی پول نداشت و دیگری هزینه داروی او را پرداخت میکرد. آن زمان با خودم فکر میکردم اشکالی ندارد و بعداً بیرون از کنگره با هم حساب میکنند.
اما در پایان دوره خدمتم متوجه شدم دو نفر از همان افرادی که هزینه داروی یکدیگر را پرداخت میکردند، دیگر به کنگره نیامدند. وقتی این اتفاق را کنار آن تجربه قبلی گذاشتم، احساس کردم تعداد افرادی که به خاطر عملکرد نادرست من از مسیر درمان جا ماندهاند، خیلی بیشتر از چیزی است که تصور میکردم.
حتی یک روز به شوخی به یکی از بچهها گفتم: «اگر روزی خواستید از کنگره بروید، اول از من پول قرض بگیرید، بعد بروید!» منظورم این بود که متوجه شده بودم این موضوع تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد.
رعایت حرمتها برای هر فرد، یک رزومه شخصی میسازد؛ مجموعهای از بایدها و نبایدهایی که همیشه همراه انسان باقی میمانند.
آقای مهندس تمام حرمتها را کاملاً شفاف و بدون هیچ ابهامی برای ما بیان کردهاند. اگر من، چه بهعنوان یک سفر اولی و چه بهعنوان یک سفر دومی، میخواهم از سفرم لذت ببرم، محبت دوستانم را درک کنم، فضای عاطفی کنگره را دریافت کنم، به رهایی برسم و همیشه دلتنگ کنگره باشم، تنها راه آن رعایت حرمتهای کنگره ۶۰ است.
برای همه شما آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم با رعایت حرمتها، همیشه در کنار یکدیگر، با لبخند و حال خوش، به سفر خود ادامه دهیم.ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر مهدی ((لژیون هشتم ))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
86