جلسه پنجم از دوره دهم از کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی طارم، با استادی راهنما مسافر غلامرضا، نگهبانی مسافر ذکریا و دبیری موقت مسافر کامران با دستور جلسهی «حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطهی کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟» روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان غلامرضا هستم یک مسافر، از نگهبان جلسه ، گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبه کمال تشکر و قدردانی را دارم که اجازه دادند امروز بنده در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم.
دستور جلسه امروز در مورد حرمت کنگره ۶۰ میباشد و این که چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟ ما در گذشته وقتی خردسال بودیم یک نوع بازی به اسم لیلی داشتیم که بچهها روی زمین با گچ خطکشی میکردند و در هر قسمت یک عددی را مینوشتند. من وقتی دستور جلسه حرمت ۶۰ را شنیدم یاد آن بازی افتادم.

چون این بازی لیلی، حریم داشت، بطور مثال سنگ شخص نباید روی خط میافتاد و یا پای شخص هم نباید روی خطوط میرفت، وگرنه بازنده میشد. کنگره ۶۰ و یا هر ساختاری که میخواهد شکل بگیرد دارای یک حریم مخصوصی میباشد. همیشه من وقتی در کنگره ۶۰ حضور پیدا میکنم در ذهن خودم مرور میکنم که اصلا منظور از کنگره ۶۰ چیست و اصلا هدف کنگره ۶۰ چیست؟ و یا من برای چه چیزی اینجا حضور دارم؟ چون من باید این ها را بدانم. در سفر اول هدف این بود که من درمان شوم ولی حال در سفر دوم من برای چه چیزی اینجا حضور دارم؟
در نوشتارها این مسئله را کاملا توضیح میدهد و حرمتها را نگهبان جلسه قرائت میفرمایند و قطعا بارها گوش کردید، ما این حرمتها را مدام تکرار میکنیم تا هدف کنگره ۶۰ فراموش نشود. ما باید بدانیم که اصلا هدف کنگره ۶۰ چیست؟ در این نوشتارها ذکر شده که هدف کنگره ۶۰ درمان اعتیاد میباشد، یعنی من به عنوان یک سفر دومی باید در جهت درمان فرد مصرف کننده حرکت کنم یا به اصطلاح کمک فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر میباشد. برای این که ما بتوانیم این کار را انجام دهیم نیاز به شناخت انسان و شناخت مواد مخدر داریم و سپس باید به مصرف کنندگان و خانوادههایشان ارائه طریق کنیم.
یعنی اگر ما میخواهیم یک شخص درمان شده به عنوان خروجی داشته باشیم باید در این حیطه حرکت نماییم. وقتی من با هدف درمان اینجا حضور پیدا میکنم لازم است که قوانین این ساختار را بپذیرم و این اولین و سادهترین کاری است که یک مسافر میتواند انجام دهد. کلا برای رسیدن به هر هدفی وقتی وارد یک ساختاری میشویم باید قوانین آن ساختار را بپذیریم و تمام و کمال آن را اجرا نماییم. به طور مثال من نمیتوانم نماز بخوانم ولی بگویم که نمیخواهم وضوع بگیرم، این امکانپذیر و شدنی نیست. در کل وقتی پذیرفتیم و وارد جایی شدیم باید حریم آن را نیز رعایت کنیم.

حرمتها مانند زنگ خطر میباشد و عین گارد ریل عمل میکند و باعث میشود ما در مسیر درست حرکت کنیم. بعضی اوقات ممکن است بخاطر تکرار شدن حرمتها در هر جلسه برای ما عادی و تکراری شود ولی این تکرار به خاطر این است که اگر مرتکب خطایی شدم این حرمتها به من گوشزد کند. به طور مثال در جلسه، تنها شخصی که موظف است به اعضا تذکر بدهد مهماندار و گروه مرزبانی میباشد ولی شما حریم را رعایت نمیکنی و یک حرفی را به یک شخص دیگری میزنید و آن شخص چون حالش خراب است به تندی جواب شما را میدهد و در این موقع زبان شما هم کوتاه است، چون شما نباید این کار را میکردید.
بعضی کارهای ممنوعه در کنگره ۶۰، مانند رابطهی کاری، مالی و خانوادگی شاید در همان لحظه به نظر خوب و عالی باشد ولی مطمئناً بعد از مدتی ایجاد مشکل خواهد کرد. این روابط مانند بمب ساعتی عمل میکند و هر لحظه که زمانش برسد عمل خواهد کرد که باعث تخریب و انفجار در شخص خواهد شد و موجب طرد شدن شخص از مسیر درمان و کنگره ۶۰ میشود. پس برای این که چنین اتفاقاتی نیفتد و ساختار کنگره ۶۰ به هدفش که همان درمان شخص میباشد برسد بهتر است که ما حرمتها را رعایت نماییم.
برای رعایت کردن حرمتها نیاز به دانایی و آگاهی داریم و برای به دست آوردن دانایی، نیاز است که به طور منظم در جلسات حضور داشته باشیم. چون ما در پیام محبت میخوانیم آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است، و در ادامه میگوید دیگرانی که هرگز نبودهاند همان ظروف تهی یا خالی هستند. یعنی اگر در جلسات حضور نداشته باشیم دانایی و آگاهی هم در کار نیست. راهنماها از بین نفراتی که فقط باهوش هستند انتخاب نمیشوند، بلکه از بین کسانی انتخاب میشوند که همیشه حضور دارند، حضور داشتن یعنی همان دانایی. ممنون از حضار که با سکوتشان به حرفهای بنده توجه نمودند.
- تعداد بازدید از این مطلب :
119