English Version
This Site Is Available In English

نتیجه رعایت کردن حرمت رسیدن به آرامش است

نتیجه رعایت کردن حرمت رسیدن به آرامش است

دومین جلسه از دوره پنجم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر ذبیح الله، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر فرشید با دستور جلسه"حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؟" پنجشنبه 11 تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان ذبیح الله هستم، یک مسافر

 «مَنْ لَمْ یَشْکُرِ الْمَخْلُوقَ، لَمْ یَشْکُرِ الْخَالِقَ». خدای خود را بسیار سپاسگزارم که فرصت خدمت‌گزاری برای بار دوم در جمع همسفران عزیز برایم فراهم شد. از همه خدمتگزاران بخش همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور تقدیر و تشکر می‌کنم. نگهبان جلسه، پس از اطلاع‌رسانی به من بابت خدمت در این جایگاه، حس خوبی را القا کردند و سعی می‌کنم امروز آن را تقسیم کنم تا همگی از انرژی آن بهره‌مند شویم.

جهان هستی که ما اکنون جزئی از آن هستیم و در آن زندگی می‌کنیم، ۵ درصدش قابل‌رویت و ۹۵ درصدش تاریک و غیرقابل‌درک است. حرکتی که در این بُعد از هستی انجام می‌دهیم، گذر از تاریکی‌ها و ناشناخته‌ها به سوی روشنایی‌هاست. حال آنکه منِ مسافر، به واسطهٔ مصرف مواد، سفری دوگانه (از مصرف تا قطع آن) را تجربه می‌کنم؛ برای همسفران نیز وضعیت به همین منوال است. در این سفر از تاریکی به روشنایی، برای رسیدن به خویشتن، چه بسیار افرادی را سراغ داریم که پدر و فرزند، زن و شوهر، دو برادر، یا مادر و فرزند در یک خانواده، هر دو مصرف‌کننده هستند. نعمتی که خداوند در این جهان به ما ارزانی داشته، کاهش سرعت و گذر زمان است تا بتوانیم برای ابعاد بعدی آموزش ببینیم. در اینجا تمرینی را انجام می‌دهیم تا از گره‌های زندگی‌مان عبور کنیم و مسیر خود را در ابعاد بعدی بیابیم. هر اندازه که بتوانیم مسائل را در اینجا درست کنیم، به همان میزان رشد کرده‌ایم و در بُعد بعدی نیازی به دریافت مجدد تمام آموخته‌ها نخواهیم داشت. علمی که در کنگره توسط آقای مهندس به ما می‌رسد، قابل‌ دریافت است و جای ناامیدی نیست؛ هر چه توانستیم، بهره می‌بریم. نقل قول از زنده‌یاد کوروش آذرپور در یکی از فایل‌های صوتی‌شان، دربارهٔ فیلم «کنت مونت‌کریستو» که احتمالاً آن را شنیده‌اید، بیان می‌کنم: فرد زندانی در سلول انفرادی نشسته بود و دید که دیوار سلولش تخریب شد و فردی به سلولش وارد می‌شود. زندانی پرسید: «تو کیستی و اینجا چه می‌کنی؟» او پاسخ داد: «من زندانی سلولِ کناری هستم. داشتم تونل می‌زدم تا از اینجا فرار کنم که به اینجا راه یافتم. اکنون باید از آن سو را حفر کنیم؛ برخیز تا با هم فرار کنیم.» هر دوی آنها به حبس ابد محکوم شده بودند. زندانی پرسید: «این کار چقدر طول می‌کشد؟» گفت: ده یا دوازده سال. دوباره زندانی گفت؛ وای چقدر زیاد طول می‌کشد! در پاسخ اینگونه شنید: ما که کاری نداریم، چرا بیهوده بنشینیم؛ برخیز و حفر کنیم تا دست‌کم راه گریزی برای خود بیابیم. حکم من و ما در این بُعد نیز همین است: باید حرکت کنیم و توقف نداشته باشیم. علم کنگره، برای آقای مهندس است و من کارگر این کارگاه هستم؛ بیل و کلنگ از آقای مهندس است و مصالح نیز از ایشان. نقشی که می‌توانم برای خود ایفا کنم، ترسیم بهترین تصویرِ ممکن است. نخستین برداشت من از رعایت حرمت، رسیدن به آرامش است؛ با رعایت نکردن آن، اضطراب، افسردگی و ناآرامی در زندگی پدید می‌آید. در مورد حرمت، ابتدا به دروغ اشاره دارد؛ دروغ، مادرِ تمام فسادهاست. برای مسافر، دروغ چگونه او را از آرامش دور می‌کند؟ داروی خود را بالا و پایین می‌خورد، اما به راهنما نمی‌گوید. نمی‌گویم دروغ گفته است، بلکه آنچه واقع شده را بیان نمی‌کند. ابتدا به‌ آرامی در قالب خلافِ واقع مطرح می‌کند و با تداوم، به دروغ تبدیل می‌شود که قطعاً او را از آرامشِ نهایی که رسیدن به رهایی است، محروم می‌کند. این مسئله برای مسافران و همسفران تفاوتی ندارد. به‌نظر من بزرگ‌ترین مسأله برای مسافر و همسفر، نوشتن سی‌دی است. رهجو وقتی سی‌دی نمی‌نویسد، بهانه‌هایی همچون مهمانی یا گرفتاری را مطرح می‌کند؛ در حالی که اگر حقیقت را با راهنمای خود در میان بگذارد، راهنما حتماً راهکاری در برابر او خواهد گذاشت. بر تمام اعضا فرض است که حریم فوق الذکر را محترم شمارند؛ دستور جلسات، چه «حرمت» و چه سایر دستور جلسات، قصد دارند ما را به سلامتی، صلح و آرامش برسانند. وظیفه من این است که این آموزه‌ها را برای خود کاربردی کنم؛ نه اینکه به‌عنوان استاد جلسه بنشینم و به مقایسه بپردازم. من این مسائل را در قالب راهنما عنوان می‌کنم، اما برای زندگی خود چه کرده‌ام؟ آیا سخنم نفوذ خواهد داشت، وقتی خود دروغ بگویم، دچار ضد ارزش‌ها و نقض قوانین شوم، اما بروم و در لژیون و جلسه به رهجوها بگویم که این کار بد است، آن کار خوب نیست؟! این دستور جلسات برای خودِ من تدوین شده‌اند.بر مسئولان واجب است که اگر نقض قانونی را مشاهده کردند، آن را با حس خوب اعلام کنند.

در محیط کار با کارفرمای خود مشکل داشتم؛ هنگامی که با راهنمایم مطرح کردم، به من گفتند که احساس من نسبت به آن فرد خوب نیست و باید پیش از مطرح کردن مشکلات، احساسات خود را تعدیل کنم تا شاید بتوانم راهکاری برای آن بیابم. در انتهای نوشتار حرمت این نکته مطرح می‌شود که اگر کسی نتواند از لوازم شخصی خود مراقبت کند، چگونه می‌تواند از زندگی خود مراقبت کند؟ این سخن، اشاره‌ای دقیق به دستور جلساتی دارد که توسط آقای مهندس تنظیم شده است تا مرا به سرمنزل مقصود، که همان آرامش در زندگی است، برساند. تلاش من بر این بود که قابی زیبا از امروز ترسیم کنم که در ادامه، با مشارکت شما دوستان، کامل می‌شود. از توجه شما به صحبت‌هایم، صمیمانه سپاسگزارم.

تایپ،ویراستاری و بارگذاری: سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .