امروز پنجشنبه ١۴٠۵/٠۴/١١ جلسه اول از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "حرمت کنگره ۶٠، چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره ممنوع است" به استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر منصور ساعت ١٧ آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز «حرمت کنگره ۶۰» است. به نظر من، حرمت یکی از اساسیترین پایههای حفظ و بقای کنگره ۶۰ است. اگر حرمت نباشد، نه امنیتی باقی میماند، نه آرامشی و نه بستری مناسب برای آموزش و درمان. در کنگره ۶۰ خبری از پلیس، نیروی انتظامی یا قوه قضاییه نیست؛ آنچه نظم، امنیت و آرامش این مجموعه را حفظ میکند، همین حرمتها و قوانینی است که توسط مهندس دژاکام بنیان گذاشته شده است. در واقع، حرمت کنگره ستون نگهدارنده این مجموعه است.
برای من، کنگره ۶۰ فقط یک مکان نیست؛ یک پناهگاه امن و مقدس است. جایی است که من را از تاریکی، ناامیدی و آشفتگی به سمت دانایی، آرامش و درمان هدایت کرده است. طبیعی است که وقتی انسان جایی را پناهگاه خود میداند، باید در حفظ حرمت آن نیز کوشا باشد؛ چون اگر این حرمتها شکسته شود، امنیت روانی و آرامش اعضا هم به خطر میافتد.
یکی از مهمترین بندهای حرمت، دروغ گفتن است. مهندس دژاکام میفرمایند: «مادر تمام استرسها، دروغ گفتن است.» بهنظر من این جمله، یک حقیقت بسیار عمیق را بیان میکند. انسانی که دروغ میگوید، همیشه باید مراقب حرفهایش باشد؛ باید به خاطر بسپارد چه گفته، به چه کسی گفته و چگونه آن را ادامه دهد. همین مسئله باعث میشود آرامش از او گرفته شود و دائماً در تنش و اضطراب زندگی کند. در قرآن کریم هم به زشتی دروغ اشاره شده و درباره دروغگویان هشدار داده شده است. پس دروغ فقط یک خطای اخلاقی نیست؛ عاملی است که هم آرامش فرد را میگیرد و هم اعتماد میان انسانها را از بین میبرد.
مهندس برای دروغ مثالی میزنند که بسیار قابل تأمل است: فردی به خواستگاری میرود. از او درباره مدرک تحصیلی، وضعیت مالی، خانه، ماشین و امکاناتش میپرسند و او به همه اینها پاسخهای دروغ و اغراقآمیز میدهد. در پایان از او میپرسند عیب تو چیست؟ و او میگوید: «من خیلی دروغ میگویم!» همین یک جمله نشان میدهد که وقتی دروغ وارد زندگی انسان میشود، میتواند تمام شخصیت، اعتبار و حتی روابط او را زیر سؤال ببرد.
مورد مهم دیگر در حرمت، غیبت کردن است. من خودم در دوران مصرف، غیبت را کاری عادی و حتی لذتبخش میدانستم. گاهی فکر میکردم با حرف زدن پشت سر دیگران، سبک میشوم یا انرژی میگیرم؛ اما امروز به این آگاهی رسیدهام که آن حال خوب، کاذب و موقتی بوده است. غیبت، قبل از آنکه به طرف مقابل آسیب بزند، حال خود ما را خراب میکند. وقتی پشت سر کسی صحبت میکنیم، شاید در ظاهر چیزی از او کم شود، اما در واقع از شخصیت و حال خوب خودمان کم کردهایم. اگر آن شخص متوجه شود، دل او میشکند و این موضوع میتواند تبعات روحی و حتی رفتاری داشته باشد. به همین دلیل است که کنگره بر پرهیز از غیبت تأکید جدی دارد.
از دیگر موارد مهم حرمت، نحوه رفتار در جلسه است. اگر کسی در حال مشارکت است، ما حق نداریم صحبت او را قطع کنیم. اگر کسی هنگام صحبت بغض کرد یا گریهاش گرفت، نباید دخالت کنیم یا بخواهیم او را از ادامه صحبت بازداریم. باید اجازه بدهیم حرف دلش را بزند، گریه کند، سبک شود و احساس امنیت داشته باشد. خیلی از ما با دردهای عمیق، زخمهای کهنه و فشارهای روحی وارد کنگره شدهایم؛ بنابراین کنگره باید جایی باشد که انسان بتواند بدون ترس از قضاوت شدن، خودش باشد و احساساتش را بیان کند.
کنگره ۶۰ محل حضور انسانهایی از قومیتها، فرهنگها، سلیقهها و حتی دیدگاههای مختلف است؛ اما همه ما با یک هدف مشترک در اینجا حضور داریم: درمان اعتیاد، آموزش گرفتن و ساختن یک زندگی بهتر. همین هدف مشترک ایجاب میکند که اختلافها، قضاوتها، حاشیهها و روابط ناسالم را کنار بگذاریم و فقط بر روی آموزش و درمان تمرکز کنیم.
یکی از بندهای بسیار مهم حرمت، قرض دادن و قرض گرفتن است. شاید در ظاهر، قرض دادن به یک همسفر یا مسافر، نوعی کمک و دلسوزی به نظر برسد؛ اما در عمل ممکن است نتیجهای کاملاً برعکس داشته باشد. اگر فرد نتواند پول را برگرداند، ممکن است دچار شرمندگی شود، از حضور در کنگره فاصله بگیرد یا حتی سفرش آسیب ببیند. در این صورت، آن دلسوزیِ ظاهری میتواند ناخواسته به مانعی در مسیر درمان تبدیل شود. به همین دلیل، کنگره با نگاه عمیق و پیشگیرانه، اینگونه روابط مالی را ممنوع کرده است.
پوشش مناسب نیز بخشی از حرمت کنگره است و فقط مختص همسفران نیست؛ مسافران هم موظفاند پوشش مناسبی داشته باشند. استفاده نکردن از زنجیر، نپوشیدن لباس آستینکوتاه، باز نگذاشتن یقه و نپوشیدن دمپایی، همگی برای حفظ شأن، نظم و حرمت این مکان است. ظاهر ما نیز بخشی از پیام ماست؛ وقتی وارد کنگره میشویم، باید بدانیم که در یک فضای آموزشی، درمانی و مقدس حضور داریم، نه در هر محیط دیگری.
یکی دیگر از موارد بسیار مهم، ندادن و نگرفتن شماره تلفن بدون اجازه راهنما و نداشتن ارتباطات خارج از چارچوب کنگره است. ما نباید بدون هماهنگی راهنما، با اعضای دیگر وارد روابط مالی، کاری، خانوادگی یا عاطفی شویم؛ چون این روابط میتواند بهراحتی حاشیه ایجاد کند، تمرکز ما را از درمان بگیرد و حتی باعث تخریب سفر شود. کنگره آمده است تا ما را از آشفتگیها نجات دهد، نه اینکه درگیر روابط پیچیده و آسیبزا کند.
همچنین، مراقبت از وسایل شخصی نیز بخشی از حرمت است. ما باید مسئولیت وسایل، رفتار و تصمیمهای خودمان را بپذیریم. آموزش در کنگره فقط درباره مواد و درمان نیست؛ درباره مسئولیتپذیری، نظم، احترام و درست زندگی کردن هم هست.
در نهایت، به نظر من حرمت کنگره محدودکننده نیست، بلکه نگهدارنده است. این قوانین برای سخت گرفتن به ما وضع نشدهاند؛ برای محافظت از ما هستند. برای اینکه کسی آسیب نبیند، کسی از مسیر درمان خارج نشود، کسی دچار حاشیه و تنش نشود و فضای امن کنگره حفظ شود. اگر ما حرمت را رعایت کنیم، در واقع هم به خودمان احترام گذاشتهایم، هم به راهنمایمان، هم به دیگر اعضا و هم به بنیان مقدسی که کنگره ۶۰ بر آن استوار است.
همانطور که در پایان حرمت کنگره قرائت میشود:
«بر تمام اعضا فرض است که حریم فوقالذکر را محترم شمارند و بر مسئولین نیز واجب است از وقوع این اعمال جلوگیری نمایند.»
امیدوارم بتوانم ابتدا خودم به این حرمتها عمل کنم، چون رعایت حرمت، فقط خواندن قانون نیست؛ بلکه نوعی جهانبینی، ادب، مسئولیتپذیری و احترام به مسیر درمان است.
.jpeg)
نگارش: مسافر مهدی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
10