جلسه سوم از دوره پنجاه و ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی البرز کرج، با استادی راهنما مسافر مجتبی، نگهبانی مسافرصدرا و دبیری مسافر احمد، با دستور جلسه "حرمت کنگره 60 و چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ممنوع است؟" پنجشنبه یازدهم تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر، جلسه امروز دو بخش است، قسمت اول حرمت کنگره 60 و قسمت دوم تولد اولین سال رهایی آقا مهدی عزیز است، هر مسئلهای که در یک زمان خاصی اتفاق میافتد در همان لحظه ثبت می شود و قابل تغییر نیست، یعنی اون مسئله دیگر قابل تغییر نیست، یک تیم فوتبال میآید یک بازی انجام می دهد و این بازی را یا میبرد یا میبازد، این نتیجه ثبت شده است و دیگر قابل تغییر نیست و این به نوعی میشود اطلاعات. یعنی اطلاعات دارای دو بعد است ولی مسائل علمی علاوه بر بعد طول و عرض دارای عمق هم هستند، یعنی اگر یکنفر با توجه به آن دانش و تلاش خودش در مورد شناخت آن مسئله به آن موضوع نگاه کند می تواند برداشتهای مختلفی از این موضوع داشته باشد و مسئلهای که توی کنگره هست این است که تکرارها باعث میشوند مسائل در ذهن ماندگار بشود .اینکه می گویم مسائل علمی سه بعدی هستند و عمق دارند، چون افرادی که در سطح اطلاعات را نگاه بکنند به صورت سطحی به آن نگاه میکنند.
افرادی که تازه وارد کنگره میشوند به دلیل اینکه کنگره برای آنها یک سیستم ناشناخته است، امکان دارد درمسیرشان به مشکل بخورند و آسیب ببینند، به دلیل ناشناخته بودن سیستم تنها چیزی که این افراد را رها میکند و مصونیتشان را تضمین میکند آشنایی با حرمتهای کنگره و رعایت حرمتها است.
عمل نیک عملی است که به خیر ختم میشود و عمل به ظاهر نیک عملی است که آخر آن به شر ختم خواهد شد.
قسمت دوم جلسه تولد اولین سال رهایی آقا مهدی عزیز است. داشتم به این فکر میکردم هر کس که تولدش میشود، دستور جلسه مطابق با خصوصیات اون شخص خواهد شد، به قول آقا سامان من به مهدی به عنوان یک خویش خویشتن میتوانم نگاه کنم چون واقعا در لژون ستون محکمی بود که هر موقع نیاز بود قابل اتکا بود و در اداره کردن لژون، انجام کارها خیلی قوی و مصمم پیش رفت، مهدی آبان ماه سال 1402 با مصرف شیره وارد لژون شد و از همان ابتدا خواسته اش را متوجه شدم.
چون فرمانبردار خوبی بود به فرماندهی هم رسید، در حال حاضر هم به عنوان بازرس دیدهبان انضباطی مشغول خدمت است و انتخابات مرزبانی ثبت نام نموده است و برای امتحان راهنمایی نیز در حال آماده شدن است.
برای مهدی و خانوادهاش آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.
خلاصه سخنان مسافر مهدی:
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر، خداوند را شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را به من داد که در کنار خانواده بزرگ کنگره 60 حضور داشته باشم و این جایگاه را تجربه کنم.
قبل از هر چیز از آقای مهندس، خانواده محترمشان، تمامی خدمتگزاران کنگره 60 و از راهنمای عزیزم تشکر میکنم. از ورودم به کنگره بخواهم بگویم یک روز اتفاقی حدود 20 سال پیش مصرف کننده خیلی حرفهای بودم و ترکهای متعددی داشتم، پدرم خیلی سعی میکرد دست من را رو کند ولی نتوانست و قسمت شد که من دست ایشان را در مصرف ماده مخدر رو کنم و تنها کاری که انجام دادم با خواهرم که در کنگره همسفر بود تماس گرفتم و قضیه مصرف پدر را در میان گذاشتم و این بهانهای شد که از حال بد خود نیز تعریف کردم و به واسطه حرف خواهرم وارد کنگره شده و سفرم را شروع کردم. با چندین سال تخریب کلا جسمم را از بین برده بودم خدا روشکر با گوش به فرمان بودن این مسیر را طی کردم و به اینجا رسیدهام و حفظ کردن حرمت کنگره 60 هم توسط خودم و هم توسط دوستانی که اینجا حضور دارند باعث میشود که من این جایگاه رو تجربه بکنم حالا حرمت فقط مختص نظم جلسه نیست بلکه برای ساختن شخصیت من میباشد این حرمتها کمک میکنند تا من جایگاه خودم را پیدا کنم اول به خودم، جسمم و بعد به دیگران احترام بگذارم حالا امیدوارم که بتوانم حرمتها رو بیشتر در عمل اجرایی کنیم.
اعلام سفر مسافر مهدی:
آنتی ایکس مصرفی شیره، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، ورزش در کنگره شنا، در ادامه سفر سیگار داشتم به راهنمایی آقا حبیب مدت 10 ماه و 3 روز سفر کردم و در ادامه وارد لژیون تغذیه سالم شدم به راهنمایی آقا مهدی مدت 11 ماه هست سفر میکنم و کاهش وزن 19 کیلو داشتهام، رهایی از اعتیاد 1 سال و 10 ماه و 2 روز و رهایی از سیگار 1 سال و 9 ماه
.jpg)
خلاصه سخنان همسفر عاطفه:
سلام دوستان عاطفه هستم یک همسفر، خدای خودم را شاکر و سپاسگزارم که توفیق این حس و حال خوب نصیبم شد تا در کنار همه شما بزرگواران در تولد یک سال رهایی این عزیزان حضور داشته باشم، این تولد را در راس به جناب مهندس و همه اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگویم و در ادامه تبریکاتم را به راهنمای محترم آقا مجتبی و مسافر محترمشان آقا مهدی تقدیم میکنم. همینطور تبریک عرض میکنم خدمت خانم زهرای عزیزم، خیلی خوشحالم فکر میکنم حس حال امروز ما شبیه هم هست. من اولین تجربهام در این جایگاه خدمتی را دارم و خانم زهرا هم اولین جشن رهاییشان است. برای این عزیزان آرزوی بهترین ها را دارم و امیدوارم مسیرشان پرنور باشد و در این مسیر مستدام و پایدار باشند و به خواسته دلشان برسند. خانم زهرا یک رهجوی بسیار پر انرژی، خنده رو، با پشتکار فراوان و گوش به فرمان هستند و من مطمئنم با حرکت خوب و محکم حتما به جایگاه شال خدمتی میرسند . برای این خانواده آرزوی سلامتی و تندرستی دارم. همینطور به همسفر عزیز خانم اکرم همسفر و راهنما تبریک و خوشآمد میگویم. به مسافر آقا مهدی تبریک میگویم و امیدوارم این خانواده همگی به جایگاه های خدمتی که لایق آن هستند برسند. ممنونم که به صحبت های من توجه کردید.
خلاصه سخنان همسفر زهرا:
سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر، من از خانم عاطفه راهنمای عزیزم و از خانم فاطمه راهنمای سفر اولم که حضور ندارند و من خیلی از ایشان آموختم تشکر میکنم. از مسافرم مهدی تشکر میکنم که من اصلا متوجه اعتیاد ایشان نشدم و بعد از سفر در کنگره متوجه شدم در حالی که ما فقط به فکر اعتیاد همسرم بودیم. ایشان خیلی فرزند خوبی هستند و من فرزندان خوبی دارم. از آقا مجتبی تشکر میکنم که مهدی را خوب راهنمایی کردند تا رها شدند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان خیلی ممنونم که این بستر را فراهم کردند تا خودمان را پیدا کنیم و از تمام کسانی که در جشن ما شرکت کردند متشکرم. از دخترم متشکرم که کنگره را به ما معرفی کردند و به حال خوب رسیدیم. امیدوارم همه شما خوب باشید و مهدی در این مسیر مانا باشد، از آنجایی که میدانم او عشق به خدمت دارد امیدوارم این مسیر برایش مانا باشد. از اینکه به صحبتهای من توجه کردید سپاسگزارم.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ متن: مسافرمحمد،مسافرجواد
ویرایشوبارگزاری:مسافرحمزه،مسافروحید
عکس: مسافرمهدی
- تعداد بازدید از این مطلب :
531