English Version
This Site Is Available In English

حفظ حرمت کنگره نجات یک خانواده است

حفظ حرمت کنگره نجات یک خانواده است

سومین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران وهمسفران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی راهنمای محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه  «حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟» در روز پنجشنبه 1405/04/11 رأس ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
امروز ترجیح دادم به جای بیان مطالب تئوری، از تجربه شخصی خودم صحبت کنم؛ زیرا در کنگره آموخته‌ایم که حق نصیحت کردن دیگران را نداریم. حتی اگر راهنما یا استاد جلسه باشیم، وظیفه ما فقط انتقال تجربه و نشان دادن راه است.
من در تیرماه سال ۱۳۹۲ با دنیایی از ترس و احساس حقارت وارد کنگره ۶۰ شدم. این دو احساس، یعنی ترس و حقارت، چیزی است که بسیاری از مصرف‌کنندگان هنگام ورود به کنگره آن را تجربه می‌کنند. مصرف‌کننده شیشه بودم و زندگی‌ام کاملاً از هم پاشیده بود. آن‌قدر شأن خودم را پایین آورده بودم که دیگر برایم مهم نبود کجا و در چه شرایطی مواد مصرف می‌کنم. صاحبخانه وسایل منزلم را بابت اجاره عقب‌افتاده توقیف کرده بود، همسرم نیز در دادگاه، مراحل طلاق را طی می‌کرد.
در همان شرایط، یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت: «جای جدیدی آمده، بیا برو کنگره ۶۰.» هیچ شناختی از کنگره نداشتم و با ترس فراوان وارد شعبه شدم. اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، ظاهر مرتب اعضا، لباس‌های سفید و آراسته، برخورد محترمانه و فضای آرام جلسه بود. همان لحظه احساس آرامش عجیبی به من منتقل شد. پیش از آن، تجربه حضور در چند انجمن دیگر را داشتم، اما فضای آنجا با چیزی که در کنگره دیدم کاملاً متفاوت بود.
وقتی مشارکت‌ها شروع شد، از میزان احترام افراد نسبت به یکدیگر شگفت‌زده شدم. همه با ادب صحبت می‌کردند، از استاد جلسه تشکر می‌کردند و هیچ سخن نامناسب یا بی‌احترامی نمی‌شنیدم. برای من که درگیر مصرف شیشه بودم و ذهن آشفته‌ای داشتم، این رفتارها بسیار عجیب و در عین حال دلنشین بود، همان جلسه اول با خودم عهد بستم که هر اتفاقی بیفتد، باید در همین مکان درمان شوم.
سفر اول من پانزده ماه طول کشید، اما دلیل ماندنم فقط درمان نبود؛ حرمت‌های کنگره بود که مرا نگه داشت. اگر این حرمت‌ها وجود نداشت، نه من سیزده سال در کنگره می‌ماندم و نه بسیاری از خدمتگزارانی که سال‌هاست در حال خدمت هستند.
وقتی رابطه مالی یا کاری در کنگره برقرار می‌کنیم، در واقع حرمت خودمان را می‌شکنیم. این حرمت متعلق به کنگره نیست؛ متعلق به خود ماست. اگر پولی قرض بدهم یا از کسی طلبکار شوم، ممکن است بعدها آن فرد به خاطر ناتوانی در پرداخت، از حضور در جلسات خجالت بکشد و دیگر به کنگره نیاید. آن وقت چه کسی مسئول آسیب دیدن سفر او خواهد بود؟
خودم این موضوع را تجربه کرده‌ام. اوایل سفر اول، یکی از بچه‌ها از ما خریدی انجام داد. بعدها راهنما به من گفت: «حق نداری برای گرفتن پول به او فشار بیاوری. اگر به خاطر این بدهی از کنگره دور شود، مسئولیتش با توست». آن شخص سفرش را به پایان رساند و چند سال بعد، خودش آمد و تمام بدهی‌اش را پرداخت کرد و گفت: «اگر آن زمان از من پول می‌خواستید، شاید دیگر به کنگره نمی‌آمدم.»
در مورد رابطه خانوادگی هم همین‌طور است. وقتی وارد کنگره شدم، همسرم در آستانه طلاق بود. از او خواهش کردم فقط یک بار به جلسه خانواده بیاید. ابتدا قبول نمی‌کرد و می‌گفت: «دیگر نمی‌خواهم بین مصرف‌کننده‌ها باشم.» اما بالاخره آمد. وقتی فضای کنگره، احترام اعضا و امنیت آن را دید، نظرش عوض شد و همسفر من شد.
حرمت کنگره فقط یک قانون نیست؛ عاملی است که می‌تواند یک زندگی و حتی یک خانواده را نجات دهد.


ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر مرتضی
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .