به نام قدرت مطلق الله
یازدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر مرتضی با دستور جلسه «حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» در تاریخ یک شنبه 11تیرماه 1405 راس ساعت 16:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محسن هستم یک مسافر. شاکر خداوند هستم و بسیار خرسندم از اینکه این فرصت به من داده شد که امروز بتوانم در این جایگاه در خدمت شما باشم. تشکر میکنم از لژیون مرزبانی و ایجنت محترم، نگهبان و همه خدمتگزارانی که عاشقانه خدمت میکنند تا این بستر فراهم شود و بتوانیم جلسات را در کنار یکدیگر به بهترین شکل برگزار کنیم. امروز پنجشنبه است و طبق روال دو دستورجلسه داریم؛ دستورجلسه اول حرمت کنگره ۶۰ است؛ چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟ و دستورجلسه دوم جشن اولین سال رهایی سعید عزیز که در زمان خودش به آن میپردازیم. در مورد دستورجلسه اول، وقتی ما از نگاه کل سیستم هستی را مورد بررسی قرار میدهیم و نگاه میکنیم، بهخوبی میتوانیم ببینیم تمام ذرات هستی، از کوچکترین ذرهای که وجود دارد تا بزرگترین آنها، از یک اتم در یک مولکول تا بزرگترین ستارهها و سیارات و کهکشانی که خداوند در جهان هستی خلق کرده، تماماً و بدون استثناء در یک چارچوب و بر اساس یکسری قوانین و پروتکلهایی که در متن جهان هستی خلق شده، عمل میکنند و خداوند همزمان با خلق جهان هستی، این قوانین را جاری کرده است. در «وادی اول» جملهای هست که میگوید خلقت سازمان و تشکیلاتی است که در هر لحظه توسط یک قدرت مافوق در حال رصد و کنترل شدن است و به بهترین، منظمترین و دقیقترین شکل مدیریت میشود. این کنترل شدن به چه معناست؟ کنترل شدن همان قوانینی است که خداوند همزمان با خلق جهان هستی و تمام موجودات، آنها را در هستی جاری کرد. بهعنوان مثال، شما یک شیء را در هر نقطه از کره زمین در ارتفاع رها کنید، قطعاً سقوط میکند و به سطح زمین میآید؛ آب در ۱۰۰ درجه جوش میآید و در صفر درجه یخ میزند؛ این قوانین ثابتاند.
.jpg)
در تمام سیستم هستی، تمام موجودات بر اساس قوانین و چارچوب و محدودهای که برایشان تعیین شده و حد و مرزهایی که مشخص شده، عمل میکنند. یک شیر هیچگاه علف نمیخورد و نمیتواند این کار را انجام دهد؛ برعکس، یک آهو حتماً باید علف بخورد؛ این قانون سیستم هستی است و نمیتواند از آن عبور کند. تنها موجودی که در تمام سیستم هستی این اجازه یا توانایی یا بهتر بگوییم اختیار را دارد که برخلاف قوانین جهان هستی، برخلاف محدوده و مرزی که برایش مشخص شده و برخلاف فرمتهایی که تعیین شده، بتواند عمل و حرکت کند، انسان است. بنابراین انسان در هر ساختاری که قرار بگیرد، چه در ساختار کل هستی که بزرگترین ساختار است، چه در ساختارهای کوچکتر مانند یک کشور، یک شهر، یک خانواده، یک اداره، یک سازمان یا جایی مثل کنگره، بهواسطه انتخاب و اختیاری که دارد، در یک دو راهی قرار میگیرد که میتواند قوانین را رعایت کند یا از آنها عبور کند. وقتی نگاه میکنیم، میبینیم تمام ادیان الهی که خداوند برای انسان فرستاده، تمام پیامبران هدف و برنامهشان این بود که قوانین چگونه زیستن را به انسان یادآوری و آموزش دهند. چرا این اتفاق افتاد؟ چون برای رشد انسان نیاز بود که اختیار به او داده شود؛ اگر غیر از این بود، انسان هم مانند سایر موجودات در یک سطح ثابت متوقف میشد. برای اینکه رشد کند، به او اختیار داده شد و چون انسان کامل نیست و روند آگاه شدن و دانا شدنش نیازمند گذر زمان است، در این گذر زمان میتواند با اشتباهات و انتخابهای غلط از قوانین عبور کند. پایان هر دو مسیر، چه پیروی از فرامین و قوانین و حرمتها و چه عدول از آنها، مشخص است و این بستگی به انتخاب انسان دارد؛ اما برای آسایش و آرامش انسان چارهای نیست جز اینکه در محدوده قوانین و فرامین الهی و محرمات حرکت کند. کنگره۶۰ با توجه به اینکه کاملاً الگوبرداری میکند از سیستم هستی، از همان ابتدای تأسیس، جناب آقای مهندس با دید آیندهنگرانه و افق نگاه بسیار وسیع، قوانینی را تحت عنوان حرمت کنگره۶۰ تدوین کردند. حرمت چه میگوید؟ اولین جمله اشاره میکند که کنگره مکان مقدس و امنی است؛ چرا مقدس است؟ مقدس بودن کنگره بهخاطر در و دیوارش نیست، بهخاطر انسانها نیست، بلکه بهخاطر فعلی است که اینجا اتفاق میافتد؛ احیاء شدن انسانها و احیاء شدن نفسهاست که از نظر سیستم الهی بسیار مقدس است و به همین دلیل میگوییم کنگره مکان مقدسی است. و چرا امن است؟ به دلیل رعایت همین حرمتهاست؛ زمانی که قوانین و احترامها رعایت میشود و ضد ارزشهایی که در حرمتها آمده رعایت میگردد، مکان کنگره تبدیل به مکانی امن برای حرکت، رشد و رهایی انسانها از تاریکی اعتیاد و سایر تاریکیها میشود. رفتن به سمت نقض قوانین و حرمتهای کنگره قطعاً ما را وارد حاشیههایی میکند که از هدف اصلی دورمان میکند. عمل نکردن به حرمتهای کنگره۶۰ انسان را از حریمی که در آن قرار دارد و وعده داده شده که مورد حمایت نیروهایی قرار گیرد، خارج میکند. من معتقدم کنگره دو کارت عضویت برای ما صادر میکند؛ یکی کارت عضویتی که از نشریات دریافت میکنیم که تاریخ اعتبار دارد و هر وقت تمام شود، مجدد تمدید میکنیم؛ اما معتقدم همه چیز یک صور آشکار دارد و یک صور پنهان، و در صور پنهان نیز یک کارت عضویت برای اعضا صادر میشود که اعتبارش تا زمانی است که حرمتها نقض نشده باشد. در پیام سفر دوم داریم: «همسفران در آن مکان لامکان تو را یاری میکنند»؛ تا چه زمانی؟ تا زمانی که فرمان را نقض نکرده باشیم؛ قانون سیستم هستی و قانون کنگره همین است. نقض فرمان و نقض قوانین، انسان را از آسایش و آرامشی که قرار است به هدف اصلی کنگره و آن نقطه برسد، دور میکند. کنگره بستری است که انواع و اقسام افراد، صنفها و مشاغل در آن حضور دارند؛ از کارگر ساختمانی و بنا تا قصاب، بقال، مهندس، پزشک، نیروهای نظامی و روحانی. اگر قرار باشد نوع ارتباطات ما خارج از روند آموزشی و بهصورت کاری و مالی باشد، قطعاً از هدف کنگره و مسیر رشد و آموزش در سفر اول برای رهایی از اعتیاد و در سفر دوم برای رسیدن به خود، دور خواهیم شد.

دستورجلسه دوم:
اولین سال رهایی سعید عزیز. در ابتدا این رهایی و تولد را خدمت بنیان کنگره۶۰ جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان، خدمت آقای صدیقی عزیز، استاد بسیار خوبم که زحمات زیادی برای راهاندازی نمایندگی کشیدند، خدمت خود سعید، خانواده محترمشان، همسفرشان و فرزندانشان، و خدمت راهنمای محترم گروه خانواده که قطعاً نقش بسیار مهمی در این رهایی داشتند، تبریک عرض میکنم. سعید زمانی که وارد لژیون و کنگره شد، مانند همه افراد، از جمله خود من، با دنیایی از آسیبها و تخریبها در صور آشکار و پنهان وارد شد؛ اما نکته جالب این بود که سعید علیرغم مشکلاتی که در طول سفر برایش پیش آمد، عزمش را برای رهایی جزم کرده بود و از لحاظ نوشتن سیدیها، مصرف داروی اندازه، حضور در جلسات، حضور در پارک و تمام وظایفی که کنگره از او خواسته بود، همه را انجام داد و ثابتقدم ماند و امروز مزد و پاداش حرکت خوبش را دریافت میکند. امیدوارم این خانواده، چون مطمئنم پتانسیل بسیار بالایی دارند، بتوانند از خدمتگزاران کنگره۶۰ باشند و هستند؛ انشاالله سعید در سفر دوم محکمتر و همقدم با همسفرش حرکت کند و بتواند جایگاههای مختلفی که منتظر او هستند را تجربه کند و آموزشهای لازم را دریافت نماید. لطفاً آقای مهندس را تشویق کنید. متشکرم.
پیام راهنمای محترم مسافر محسن:
.jpg)
اعلام سفر مسافر سعید:

سلام دوستان سعید هستم یک مسافر. تخریب 10سال، آنتیایکس تریاک شیره و شربت تریاک و قرص ب2، روش درمان DST، داروی درمان شربت OT، مدت سفر 10ماه و 2روز، به راهنمایی آقامحسن صابری، مدت رهایی 23ماه و 11روز، ورزش در کنگره فوتبال.
.jpg)

آرزوی مسافر سعید:
سلام دوستان سعید هستم یک مسافر. آرزوی قبلیام از خداوند این است که برای یکی از دوستانم که در تاریکی اعتیاد است اذن ورود به کنگره را صادر کند.
آرزوی همسفر هاجر:
سلام دوستان هاجر هستم یک همسفر. خواستهام این است که همۀ سفراولیها به رهایی و حس و حال خوب برسند.
صحبتهای مسافر سعید:
سلام دوستان، سعید هستم؛ یک مسافر.
سپاسگزارم از آقای مهندس و خانواده محترمشان، ایجنت شعبه، آقا محسن راهنمای عزیزم، راهنمای درمان سیگار، خانم فاطمه راهنمای همسفرم و همسفرانم.
با تأخیر زیادی وارد کنگره شدم. سالها درگیر مصرف مواد بودم و بهتدریج از تریاک و شیره به قرص و سپس شربت تریاک رسیدم. روزی که وارد شعبه شدم با حال بسیار بدی داشتم اما شنیدن صحبتهای راهنما همان روز مسیر زندگیام را تغییر داد و فهمیدم باید از تاریکیها عبور کنم تا کنگره برایم معنا پیدا کند.
.jpg)
زندگیام پر از تنش و درگیری بود و حق زندگی را از خانوادهام گرفته بودم. امروز، پس از بیش از دو سال حضور در کنگره، تازه معنای واقعی زندگی را میفهمم. در سفر اول با مشکلات زیادی روبهرو شدم، اما آموزشها کمک کرد بدهیهای گذشتهام را جبران کنم و به آرامش برسم.
صحبتهای راهنمای همسفران همسفر فاطمه:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر.
این جشن را در ابتدا به آقای مهندس و خاانواده محترمشانو همچنین خدمت راهنمای محترم آقامحسن و مسافر سعید و همسفرانشان. چیزی که امروز بیشتر از همهچیز مرا خوشحال نموده تغییر نگرش و تغییر افکار و رشد شخصیتی و مسیولیتپذیریای است که در این مدت کسب کردهاند...
صحبتهای همسفر هاجر:
سلام دوستان، هاجر هستم؛ یک همسفر.
سپاسگزارم از آقای مهندس که مسیر کنگره را در زندگیام قرار دادند. سالها در کنار مسافرم سختیهای زیادی را تجربه کردم و همیشه نگران بودم که مصرف او به حادثهای ختم شود. تغییرات رفتاریاش مرا به شدت آزار میداد و زندگیمان پر از تنش بود.
وقتی مسافرم گفت میخواهد به کنگره بیاید، همراهش شدم. آموزشها باعث شد حقیقت را بپذیرم و بتوانم در کنار او بایستم. نوشتن سیدیها برایم آرامشبخش بود و کمکم فهمیدم که بدون آموزش، حتی اگر حقیقت را میشنیدم، توان پذیرش آن را نداشتم.
در کنار مسافرم تلاش کردم تا آسیب نبیند و بتواند سفرش را ادامه دهد. امروز معنای «حال خوش» را میفهمم؛ آرامشی که در سختترین شرایط زندگی هم میتواند انسان را نگه دارد. از فرزندانم که بسیاری از سختیها را تحمل کردند، از راهنمای عزیزم، راهنمای مسافرم، راهنمای سیگار و همه خدمتگزاران کنگره۶۰ صمیمانه تشکر میکنم.
تایپ و ویرایش: همسفر پیمان، مسافر محمدعلی
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
236