به نام قدرت مطلق الله
جلسه ششم از دوره دوازدهم کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی صالحی۲ به استادی مسافر روزبه ، و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه: "حرمت کنگره۶۰ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ۶۰ ممنوع است" در روز چهارشنبه ۱۰ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
سلام دوستان، روزبه هستم یک مسافر. بسیار خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان حضور دارم. از نگهبانِ جلسه سردار و سایر خدمتگزاران عزیز که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم خدمت کنم، سپاسگزارم. دستور جلسه «حرمت» است. جالب اینکه دوشنبه در شعبه خودمان استاد جلسه بودم و در مورد همین دستور جلسه صحبت کردم؛ دیشب هم بهطور اتفاقی دعوت شدم تا امروز در شعبه صالحی ۲ در خدمت شما باشم که برای من افتخار بزرگی است.

اگر دانایی را مثلثی فرض کنیم که اضلاع آن تفکر، تجربه و آموزش است، امروز میخواهم از زاویه «تجربه» در مورد حرمت با شما صحبت کنم. نزدیک به ۱۱ سال و ۶ ماه از ورود من به کنگره ۶۰ میگذرد. اگر بخواهم صادقانه بگویم، در این سالها اگر ده مورد بوده که حرمت را رعایت نکردم، در ۹ مورد آن بهشدت پشیمان شدم. برای مثال، زمانی که نیاز به کابینتسازی برای منزلم داشتم، از یکی از دوستان هملژیونی که در این کار تخصص داشت کمک گرفتم. شاید در نگاه اول فکر کنیم این کار سادهتر است و نه نیاز به گشتن در بازار دارد و نه نگرانی از کیفیت کار. اما واقعیت این است که هر بار که درِ آن کابینتها را باز میکنم، حس من به هم میریزد؛ چرا که آن رابطه مالی، آن حس نابِ برادری را به چالش کشید و وقتی حس من به هم میریزد، طبق مدل قلعه عقل، روابط داناییام نیز آسیب میبیند.
اشتباه نکنید، این نقض حرمتها فقط مختص سفر اولیها نیست. من هم که این تجربیات را دارم، گاهی به دلیل اعتماد نابجا یا تصور اینکه «شرایط من فرق دارد»، در دام نقض حرمت افتادم و تاوانش را پس دادم. همانجایی که فکر میکنی «این مورد خاص است»، دقیقاً همانجایی است که ضربه میخوری. یک بار در اوج برف و سرما، وقتی میخواستم از شعبه خارج شوم، مسافری را دیدم که در راه بود و دلم برایش سوخت. با اینکه میدانستم کنگره تأکید دارد نباید در این موارد دخالت کرد، اما از روی محبتِ ظاهری، او را سوار کردم و به او پول دادم. بعداً متوجه شدم او نهتنها به کمک من نیازی نداشته، بلکه با همان پول مسیر دیگری را برای حال خرابی انتخاب کرده است. آنوقت بود که فهمیدم «عمل به ظاهر نیک» چقدر میتواند خطرناک باشد. کنگره ۶۰ میداند چه چیزی میگوید؛ این قوانین برای محافظت از سفرِ ما تدوین شدهاند و من یاد گرفتم که نباید حرف خودم را بالاتر از قانون و حرمتهای کنگره ببینم. اگر کنگره میگوید انضباط مالی رعایت شود، یعنی همین.
در جلسه دیروز سردار، جناب زرکش بهدرستی اشاره کردند که «کلام، مسئولیت دارد». وقتی من تعهدی در گلریزان میدهم و به آن عمل نمیکنم، در جریان انرژی زندگیام گره ایجاد میکنم. زندگی مانند رودخانهای است که نعمتها در آن جاری است؛ اما وقتی با بیمسئولیتی و نقض حرمتها، آشغال در این رودخانه میریزیم، مسیر نعمتها بسته میشود. قدرت مطلق هیچ محدودیتی برای بخشش ندارد، اما اینکه چقدر از این نعمت به زندگی ما وارد شود، به خودمان بستگی دارد. آیا مسیر را باز گذاشتهایم یا با گرههای درونی مانند عدم تعهد یا نقض حرمت، آن را مسدود کردهایم؟
در پایان باید بگویم، حرمتها تنها برای کنترل ما نیست، بلکه برای این است که مسئولیتپذیرتر باشیم. اگر دیگران هم حرمت را رعایت نکردند، به من ربطی ندارد؛ من باید مراقب عملکرد خودم باشم. امیدوارم همه ما بتوانیم با رعایت این اصول، مسیر زندگیمان را هموار و پر از نور نگه داریم. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
تهیه و بارگذاری : واحد نمایندگی صالحی۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
56