در سیدیهای جبر و اختیار، مبحث خواست، تقدیر و فرمان الهی بیان شد که جبر میوه یا ثمره اختیار است. باید سعی کنیم در زمان اختیار با پیروی از فرامین الهی، قوانین و حرمتها، عملی انجام دهیم که موقع برداشت محصول که همان جبر است، بهترین ثمره و نتیجه را داشته باشیم. بعضیها میگویند زندگی جبر است که اگر جبر هم بوده باید معتقد باشیم که انسان دو بخش صور پنهان و صور آشکار دارد و اگر به صور پنهان آشنا باشیم متوجه میشویم که ما قبل از تولد هم بودیم و تا ابد هم خواهیم بود و باید در این بین مراحل تکامل را طی کنیم. قبل از اینکه ما به خواست برسیم باید یک حس در ما به وجود آید و بهدنبال آن حرکت کنیم. این حس میتواند هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی باشد. حس من نسبت به مواد، اگر دوست داشتن باشد خواست من هم در جهت مصرف مواد است و به سمت تاریکی حرکت میکنم؛ ولی اگر حس من به طرف درمان و رهایی تغییر کرد حرکت در صراط مستقیم و کنگره و فرمانبرداری خواهد بود و در ضمن باید بدانیم حرکت در صراط مستقیم فراز و نشیب دارد و زمان میبرد؛ ولی به خیر و آرامش ختم میشود.
در سیدی اشاره شدهاست که قبل از خواست باید جاذبه باشد و قبل از جاذبه هم باید سایه باشد؛ یعنی یک موجودیتی باشد. در کنگره اگر رهایی و حال خوب خواستیم اول باید به سایه که همان آقای مهندس و افراد درمان شده هستند و وجود دارند توجه کنیم و جاذبه همان تعادل و حال خوب آنهاست و خواست من که رهایی و تعادل است موقعی اصلاح میشود که جاذبه من تغییر کند. جاذبه انسان زمانی خوب عمل میکند که سیستم بیوشیمی در تعادل کامل باشد: یعنی انسان بتواند بهترین استفاده از زمان را داشته باشد، بهموقع بخوابد، بهموقع بیدار شود، بهموقع ورزش کند و در سلامتی کامل روح و روان و افکار قرار بگیرد که این مبانی در کنگره ۶۰ به صورت جامع و کامل آموزش داده میشود.
تهیه و تایپ: راهنما مسافر حبیبالله
ویرایش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
1043