برداشت همسفر شهلا از وادی نهم:
به نام قدرت مطلق الله
وقتی نیرویی از کم شروع شود و به درجهای بالاتر برسد، نقطه تحمل پیدا میکند.
من این پیام را برای خودم مینگرم؛ میخواهم نگرش خود را عوض کنم و به خویشتن خویش توجه کنم. وقتی به تفکر و اندیشه خود نظر میکنم، درمییابم که در وادیهای قبل آموختهام: اول تفکر، و اینکه مسئولیتهای خود را بپذیرم و بدانم که بیهوده به این دنیا نیامدهام. سپس آن را به مرحله اجرا درآورم و بر خود ضروری بدانم که از سخن گفتن، آن را به حرکت درآورم و آنچه فرمان است اجرا کنم و سپس پاداش آن را بگیرم؛ برای مثال اگر من درختی را بکارم، هم میتوانم از سایه و میوه آن استفاده کنم.
این نه تنها برای من منفعت دارد، بلکه برای دیگران نیز منفعت دارد و این است که هم حال خودم خوب میشود و هم دیگران.
من در این وادی آموختم که خداوند به من قدرت اختیار داد و مرا بر سر دو راهی قرار داد؛ یکی راه تقوا و دیگری راه فجور. پس از آن، پیامبران آمدند؛ یکی از پیامبران، عقل و وجدان من است و دیگر پیامبران، بیرونی هستند.
حال میگویم تقوا چیست؟ تعریف من از تقوا این است که به کسی ظلم نکنم، مال حرام نخورم، دستگیر باشم، قضاوت نکنم و غیبت نکنم.
فجور چیست؟ فجور یعنی کارهای ضد ارزشی و ضد تقوا انجام دادن، و این راه به سان زهری است با طعم شیرین که نوشیدن آن، انسان را به نابودی میکشاند.
و نقطه دیگر در این وادی که اصل ماجراست، نقطه تحمل است. من، همسفر، با آشنا شدن با این وادی، نقطه تحمل خود را از کم شروع کرده و تقریباً به نقطهای بالاتر رساندهام. برای مثال، وقتی عصبانی میشدم، نمیتوانستم جلوی خشم خود را بگیرم و به دیگران یا طرف مقابل بیاحترامی میکردم و سپس خودم عذاب وجدان میگرفتم؛ اما اکنون با بالا بردن نقطه تحمل، توانستهام کمی جلوی عصبانیت خود را بگیرم و نقطه تحملم را بالا ببرم.
در بخش دوم وادی نهم فهمیدم که هر فرد ظرفیتی دارد و باید با ظرفیت طرف مقابل با او رفتار کنیم. اگر به نقطه تحمل افراد توجه نشود، لبریز شده و به نقطه آشوب میرسند و آنوقت است که شاید از جان خود نیز بگذرند. از جمله علامتهای رسیدن به نقطه آشوب، لرزیدن بدن و قرمزی صورت و گوشهاست.
خلاصه مطلب اینکه وقتی نقطه تحمل من بالا میرود، البته در کارهای ارزشی، باید آگاهی و دانایی من هم بالاتر برود؛ وگرنه من منکر همه چیز میشوم و هر چیزی که بر سرم آید، لعنت خدا میدانم و فکر میکنم که عدالتی در این جهان وجود ندارد، در حالی که همه چیزِ قدرت مطلق بر پایه عدالت است.
نقطه سوم در این وادی این است که من برای رسیدن به شجاعت، از ترس؛ برای رسیدن به ایمان، از کفر؛ برای رسیدن به سواد، از بیسوادی؛ و برای رسیدن به عشق، از نفرت بگذرم. این کاری است هم سخت و هم سهل. و اگر بخواهم جایگاه خود را در این دنیا حفظ کنم، باید نقطه تحمل خود را در آن جایگاه بالا ببرم و ظرفیت خود را نیز افزایش دهم تا قوی شوم و بتوانم آن جایگاه را حفظ کنم.
در آخر، ابتدا از قدرت مطلق الله تشکر میکنم که مرا لایق بندگی خود دانست تا بتوانم با کنگره آشنا شوم و با دیدی آگاه از این دنیا کوچ کنم و با آرامش کامل به دنیای دیگر قدم بگذارم.
سپس نمیدانم چطور و با چه کلماتی از آقای مهندس و خانواده ایشان تشکر کنم که ما را از جهل و نادانی خودمان آگاه کردند و توانستیم تا حدودی بر نادانی خود فائق بیاییم.
تایپیست:همسفر بیتا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون دوم)
عکاس،ویرایش و ارسال:همسفر لیلا نگهبان سایت
گروه خانواده نمایندگی اردبیل
- تعداد بازدید از این مطلب :
140