امروز مفتخر هستیم در خدمت راهنما همسفر وجیهه باشیم و با ایشان به گفتوگو بپردازیم؛ ابتدا بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادهاند بسیار سپاسگزاریم. شما را به خواندن این مطلب دعوت میکنیم.

همسفر وجیهه و مسافرشان رضا با ۱۴ سال تخریب وارد کنگره شدند، با آنتیایکس مصرفی تریاک، با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر هادی و همسفر زهره، مدت ۱۰ ماه و ۱۳ روز سفر کردند، در حال حاضر مدت ۴ سال و ۵ ماه است که به یاری خداوند و دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر والیبال، رشته ورزشی همسفر شطرنج در کنگره است.
رعایت حرمتهای کنگره چه تأثیری بر آرامش و امنیت اعضا دارد؟
هر مکان و هر سیستمی برای بقای خود به قوانین و حریمهایی نیاز دارد که این قوانین نه به منظور محدود کردن اعضا بلکه به دلیل عملکرد بهتر مجموعه است. اگر در حرمت کنگره۶۰ گفته شده: کنگره مکان مقدس و امنی میباشد، همه ما در سایه همین امنیت است که سفر میکنیم و به حالخوش میرسیم؛ پس باید حافظ این حرمت باشیم. به هر میزان من در رعایت این قوانین تلاش نمایم به همان میزان به حالخوش میرسم. کنگره۶۰ مدل کوچک شده زندگی در دنیای بیرون است. من زمانیکه بتوانم در کنگره۶۰ حرمتها را رعایت کنم، بیرون از این مکان هم میتوانم برای خود و ارزشهایم حریمی قائل شوم و از طرفی به حریم دیگران هم احترام بگذارم. با رعایت این مسائل در سایه امنیت به آرامش برسم.
بهترین راه برای رسیدن به خواستههای معقول چیست؟
برای رسیدن به خواستههای معقول دانستن چند نکته خالی از لطف نیست؛ من اینجا آموزش گرفتم که در رأس همه چیز، تزکیه و پالایش حسهای من است تا به درجه تشخیص معقول و نامعقول برسم که آن هم راهی جز کسب دانایی ندارد. در مسیر دانایی باید تلاش کنم همیشه در جهت بزرگتر کردن ظرف وجودی خود قدم بردارم تا بتوانم بهترین راه را برای رسیدن به خواسته معقول پیدا کنم؛ زیرا یاد گرفتهام همیشه بهترین راه کوتاهترین راه نیست. از طرفی در سیدی (موسی) بیان میشود که هدف وسیله را توجیه نمیکند؛ یعنی من اجازه ندارم به خاطر رسیدن به یک هدف معقول هر راهی را امتحان کنم. مورد بعدی که لازم است بدانم استقامت است، استقامت شرط اصلی برای رسیدن است، اینکه من بتوانم در زندگی نظمی برای خود ایجاد کنم و هر روز طبق برنامهریزی پیش بروم و اجازه ندهم نیروهای منفی سد راه من شوند. استقامت و داشتن نظم یعنی من حتی یک روز در تلاشم وقفهای نگذارم. استقامت یعنی هر روز در حرکت به سمت هدف خود باشم؛ حتی به اندازه یک قدم و بدانم سکون بر هیچ موجودی جایز نیست. در نهایت توکل کنم، بدانم من در حد توانم تلاش کردم و نتیجه دست من نیست. نتیجه دست قدرتی است که بسیار عادل و مهربان است و بهترین را برای من میخواهد و برای هدایت شدن من بهای زیادی پرداخت کرده است.
نظر شما درباره خواست، تقدیر و فرمان الهی چیست؟
در سِری سیدیهای جبر و اختیار مهندس دژاکام به زیبایی راجع به این سه مقوله توضیح دادند. آنچه در تقدیر است آن به انجام میرسد؛ اما اعمال ما در خطوط تقدیر نقش بسیار مهمی دارند که به آن شکل دیگری میدهند. آموزشهای کنگره به آرامی افراد را از این باور که همه چیز بر مبنای جبر است به طرف آموزش درست سوق میدهد. اینکه هر نقطهای که من امروز در آن قرار دارم به خاطر انتخابهایی بوده که خود انجام دادم؛ یعنی من به واسطه اختیار و انتخابهایی که داشتم به این نقطه رسیدم پس جبری در کار نبودهاست، از طرفی میتوانم با انتخابهای بعدی مسیر خود را تغییر دهم، پس باز هم جبری در کار نیست که در این موقعیت باقی بمانم. فرمانی هم که خداوند صادر میکند، متناسب با عملکرد من خواهد بود و هیچچیز از چشم بینای قدرت مطلق و هستی دور نخواهد ماند.

وظیفه یک راهنما در پاسداری و هدایت افراد نسبت به حرمتها چیست؟
قدم اول آموزش دادن است تا رهجو در وحله؛ نخست با قوانین و حرمتها آشنا شود. قدم بعدی این است که یک راهنما خود حافظ این حرمتها باشد؛ زیرا راهنما یک الگو است، رهجو بسیار تا بسیار به عملکرد راهنما دقت میکند، راهنما نیز باید پیگیر مسائل رهجو باشد و در صورت لزوم آموزشهای دقیقتر را در سایه پیوند محبت به رهجو بدهد.
انسان چه زمانی میتواند به شناخت قدرت مطلق (خداوند) دست یابد؟
زمانیکه میخواهیم به شناخت قدرت مطلق برسیم ابتدا باید به شناخت درستی از خود رسیده باشیم؛ همانطور که برای شناخت یک کارخانه ابتدا محصولات آن را مورد ارزیابی قرار میدهيم. برای شناخت خود باید انسان را در دو مقوله صورآشکار و پنهان بررسی کنیم. با مطالعه هر کدام از این صور پی به قدرت و عظمت خداوند میبریم. در یک بررسی کوچک از عملکرد اندامهای مختلف بدن و هماهنگی آنها، پی به قدرت خالقی میبریم که نگاهی چندجانبه به امور دارد، بسیار دقیق و آیندهنگر است پس متوجه میشویم برای ما برنامهای بلند مدت دارد.در بحث صور پنهان خود نیز باید نیروهای درونی خود را بشناسیم تا پی ببریم برای رسیدن به نقطهای که خداوند معین فرمودهاند از چه نیروهایی میتوانیم کمک بگیریم. در این بین هم نباید از نیروهای تخریبی و اضداد غافل شد؛ زیرا این نیروها کمک بسیار زیادی به ما در جهت شناخت خود میکنند.
به نظر شما سیستم ایکس یک همسفر چگونه بازسازی میشود؟
ابتدا برای خود تعریف کنم که سیستم ایکس چیست و من قرار است راجع به چه چیزی نظر بدهم؟ سیستم ایکس به طور خلاصه سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی بدن، هورمونها، غدد درون ریز و برون ریز و... است. پس سیستم ایکس یعنی عملکرد کل بدن من؛ زیرا تمام عملکرد قسمتهای مختلف بدن من با ترشح هورمونها، تولید و انتقال پیامهای عصبی صورت میگیرد. من باید به این آگاهی برسم که در تولید و عملکرد این مواد چه نقشی دارم. برای مثال ملاتونین که هورمون خواب است در چه ساعتی ترشح میشود و من چه ساعتی باید در رختخواب باشم؟ اکثر هورمونهای ضروری بدن بین ساعت ۱۱ شب تا ۴ صبح در حالت خواب در بدن ترشح میشود، پس ضروری است من در این ساعات در خواب عمیق باشم تا عملکرد هورمونها به بهترین شکل باشد. سروتونین چه هورمونی است و چه زمانی ترشح میشود؟ هورمون شادی است و یکی از زمانهایی که به خوبی ترشح میشود با ورزش کردن است. به عنوان مادر و ستون اصلی خانواده در سبد و برنامه غذایی چه خوراکیهایی را قرار دهم که باعث اختلال در ترشح هورمونها نشود؟ منظور استفاده از مواد خوراکی گران قیمت نیست، منظور پیدا کردن راهی برای تغذیه مناسب و سالم بر اساس توانایی خانواده است. این موارد ذکر چند نمونه فیزیکی در راستای تلاش برای به تعادل رسیدن سیستم ایکس بدن بود. از طرفی ما در کنگره۶۰ آموزش گرفتيم که اعمال ضدارزش و افکار منفی و صفات ناپسند چه تأثیری بر عملکرد این سیستم دارد. پس باید با آموزش درست در جهت از بین بردن این موارد هم قدم بردارم. این امر میسر نمیشود مگر با آموزش، حضور به موقع در کارگاه و لژیون،سیدی نوشتن و فرمانبرداری از سیستم.
مصاحبهگر: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر یگانه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر نگین (مرزبان خبری)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون دوم)
ارسال: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی علی عصارزاده مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
62