English Version
This Site Is Available In English

سیگار به نقطه‌ضعف من تبدیل شد

سیگار به نقطه‌ضعف من تبدیل شد

آشنایی و رفاقت من با سیگار به یازده سال قبل برمی‌گردد. پیش از آن چند باری او را از دور دیده بودم؛ اما این بار توسط دوستی مشترک با هم آشنا شدیم. رابطه‌ ما به‌آرامی و بدون هیچ عجله‌ای شکل گرفت، گاهی به‌صورت هفتگی یکدیگر را می‌دیدیم. حدود چهار سال به همین منوال گذشت تا اینکه نفهمیدم چگونه سیگار به یار غار من تبدیل شد. بله، ما به هم پیوند خوردیم و در این جسم خاکی هم‌خانه شدیم.

شش سال طول کشید تا بپذیرم که این پیوند، پیوندی نامیمون است. اوایل همه‌چیز جذاب و شیرین بود. من برای او آتش روشن می‌کردم و او در مقابل، کامی گرم به من می‌داد و من را دلگرم می‌کرد. من به بودنش وابسته شده بودم، وابستگی‌ که عاشقانه آن را می‌خواستم و از آن لذت می‌بردم؛ اما دیری نپایید که متوجه شدم سیگار دیگر آن سیگار سابق نیست.

جای او تنگ شده بود و اکنون تمام وجود من را می‌خواست. سلامت مرا می‌خواست، کنترل زندگی‌ام را به دست گرفته بود و اختیار من را طلب می‌کرد. ریه‌های من را تسخیر کرد، وارد خون شد و به مغز من نفوذ کرد. وابستگی من به سیگار به نقطه‌ضعف تبدیل شده بود و همین کافی بود تا در برابر خواسته‌های او تسلیم بشوم؛ اما من چنین پایانی را برای خود نمی‌خواستم.

برای جدایی و گسستن این پیوند، بارها تلاش کردم و چندین مرتبه تصمیم به ترک گرفتم؛ اما موفق نشدم. با این حال، آنجا که راهی نیست خداوند راه می‌گشاید. به لطف و خواست خداوند راه جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را پیدا کردم. در ابتدا همه‌چیز برای من گنگ و نامفهوم بود. تلاش کردم افراد و اتفاقات را با دقت نظاره کنم تا دریابم اینجا چه خبر است، چه می‌گذرد و مرا به کجا خواهد برد. از همان ابتدا متوجه نظم و قوانین حاکم بر جلسات شدم.

همه‌چیز کاملاً برنامه‌ریزی‌شده، مهندسی‌شده و تبیین‌شده بود و نتیجه‌ی این نظم به‌وضوح قابل مشاهده بود. در این میان، «حرمت کنگره۶۰» برای من بسیار جذاب، تأمل‌برانگیز و امیدبخش بود. اینکه در کارگاه‌ها، نوشتار حرمت کنگره۶۰ دو بار خوانده می‌شود و هنگام قرائت آن همه با سکوت و توجه گوش می‌سپارند، این اطمینان را در من ایجاد کرد که قدم به مکانی درست، امن و ارزشمند گذاشته‌ام.

از همان‌جا بود که با جان و دل به دیگر آموزه‌ها گوش سپردم. پس از مدتی به خود آمدم و دیدم در کنگره۶۰ حضور دارم. جایی که روش درمان DST در آن کشف شده و هزاران نفر را به رهایی رسانده است. با خود گفتم وای بر من اگر از این فرصت و موهبت الهی استفاده نکنم. با اشتیاق قدم در مسیر درمان گذاشتم.

به یاری راهنمای خود و با بهره‌گیری از آموزه‌های کنگره۶۰ با نفس خود جنگیدم و با تمرکز بر اجرای صحیح پروتکل درمان از بند سیگار و نیکوتین رها شدم. امروز به خود افتخار می‌کنم و تا ابد سپاسگزار خداوند، خالق و کاشف روش درمان تدریجی DST و طراح سیستم آموزش جهان‌بینی اجرا شده در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ هستم.

نویسنده: مسافر نیکوتین زینب رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر سهیلا (نمایندگی ایمان)
رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر سهیلا (نمایندگی ایمان)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
گروه همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .