امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری در خدمت مرزبان محترم، مسافر امیرحسین باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم
《معرفی به رسم کنگره》
سلام دوستان، امیرحسین هستم، مسافر.
آنتیایکس مصرفی: متادون، شیشه
مدت سفر: ۱۹ ماه و ۳ روز
روش درمان: D.S.T
داروی درمان: OT
راهنما: آقای حسین صالحی
رهایی: ۳ سال
رهایی نیکوتین: ۳ سال
راهنمای نیکوتین: آقای محسن حسینی
سفر تغذیه سالم
مدت سفر: ۱۱ ماه
راهنما: آقای احسان هاشمی
وزن کمشده: ۱۸ کیلو
ورزش: شنا، فوتبال
《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی》
《حرمت کنگره ۶۰ 》
چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟
حرمت کنگره ۶۰، اگر بخواهم یک تمثیل برای آن بزنم، مثل شاسی ماشین میماند که همهچیز روی آن سوار میشود. همیشه آقای مهندس دژاکام از ما جلوتر هستند؛ روزی که من درگیر اعتیاد بودم، ایشان راه درمان را کشف کردند. الان که من درگیر اضافهوزن هستم و در حال کاهش وزن، باز هم آقای مهندس دژاکام چهار پنج سال پیش این مشکل را حل کردهاند.
وقتی آقای مهندس حرف از حرمت میزند و در پیامهای ما دو مرتبه حرمت گفته میشود، حتماً خیلی مهم است که اول جلسه، کارگاههای آموزشی و هم آخر کارگاه آموزشی گفته میشود.
وقتی از حرمت گفته میشود، ما باید یاد بگیریم از همه چیزهایی که در کنگره ۶۰ برایمان منع شده استفاده نکنیم؛ یعنی رابطه مالی با کسی نداشته باشیم. چرا؟ چون رابطه مالی داشتن و هرگونه اختلاف مالی باعث میشود حس ما نسبت به طرف مقابل خراب شود؛ بهخصوص در سفر اول. راهنما نباید رابطه مالی با رهجو داشته باشد. رهجو نباید رابطه مالی یا هرگونه رابطهای خارج از کنگره ۶۰ با شخص دیگری در خود کنگره داشته باشد؛ چه سفر اول، چه سفر دوم و چه هر شخص دیگری.
همه اینها باعث بهبود روند درمان ما میشود؛ باعث میشود حالمان بد نشود، بههم نریزیم و از آموزشهای کنگره ۶۰ دور نشویم. ما نباید یادمان برود هدفمان چه بوده؛ هدفمان از آمدن به کنگره ۶۰ درمان اعتیادمان بوده. ما نیامدهایم حرف سیاسی بزنیم، نیامدهایم کاسبیمان را اینجا درست کنیم. البته که همه اینها درست میشود، ولی در سفر اول نه. در سفر اول ما یک هدف داریم: درمان اعتیاد؛ و باید به همان هدف فکر کنیم.
وقتی در حرمتها گفته میشود «مواظب لوازم شخصی خودتان باشید» یعنی چه؟ یعنی اگر یک موبایل یا هر چیز دیگری را در کنگره گم کردی، حس تو نسبت به همه بد میشود. ممکن است پنج سال بگذرد و هنوز حس تو نسبت به آن شخص بد باشد؛ در حالی که شاید او اصلاً نقشی نداشته باشد.
اگر بخواهم راجع به حرمت بگویم: یکبار سر جلسه کلاس شوخی کردم، راهنمایم به من گفت ده مرتبه از روی حرمت بنویس. وقتی بار دهم بود که مینوشتم، تازه فهمیدم حرمت یعنی چه. حرمت یعنی سر کلاس، سر کارگاه خصوصیمان، سر لژیون، یک نفر را مسخره نکنیم و به او نخندیم؛ چون ممکن است حال او را بد کند، ممکن است او از کنگره ۶۰ دور شود و ما لطمهاش را میخوریم. اینها خیلی مهم است.
هدف آموزش گرفتن و خدمت کردن است و حرمت در این مسیر خیلی به ما کمک میکند.
《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》
پارک از میوههای کنگره ۶۰ است که ما خیلی راحت و مجانی میتوانیم آن را بهدست بیاوریم. من دفعه اول که به پارک آمدم و حس و حال صبحانه خوردن دورهمی را دیدم، تازه فهمیدم چه لذتی دارد.
هدف پارک چیست؟ هدف پارک این است که ما یک رشته ورزشی انتخاب کنیم و ورزش کنیم؛ بتوانیم سر ساعت از خواب بلند شویم و از صبحانه خوردن لذت ببریم. من قبلاً بهخاطر مصرف مواد مخدر، صبحانهام بهعنوان یک وعده غذایی حذف شده بود و ورزش هم نمیکردم.
پارک به من کمک کرد که چگونه باید در پارک با بقیه رفتار کنم، با خانوادهام چگونه پارک بروم، چه ساعتی از خواب بلند شوم و انرژی صبح از خواب پا شدن چیست. انرژی ورزش کردن چیست؟ جهانبینی در ورزش چیست؟
یاد گرفتم وقتی فوتبال بازی میکنم، بعد از یک ساعت بازی و بالا رفتن حرارت بدن، چگونه خودم را کنترل کنم. وقتی داور ـ چه درست چه غلط ـ خطایی را اعلام میکند، من چگونه خودم را کنترل کنم و فرمانبرداری کنم و بگویم «چشم». این کارها به من خیلی کمک کرد.
《خاطرهای از دوران حضور در کنگره ۶۰》
کنگره ۶۰ سراسر خاطره است.
من در کنگره ۶۰ خاطره زیاد دارم؛ هم خاطرههای خندهدار، هم تلخ و هم خاطرات قشنگ.
ترجیح میدهم یک خاطره قشنگ را بگویم:
قشنگترین خاطرهای که دارم، سفری بود که با دیدهبان محترم، اصغر آقا منصوری، به شعبه اردبیل رفتیم. ایشان استاد جلسه بودند و برای بازدید به شعبه رفته بودند و من هم در کنار ایشان بودم. چقدر طبیعت زیبایی داشت اردبیل و چقدر شعبه آنجا پرانرژی بود. این سفر برای من بسیار زیبا و سراسر خاطره بود و لذتی که از طبیعت بردیم، برایم بسیار جالب و لذتبخش بود. زیباترین خاطره من همین است.
《پیامی به سفر اولیها》
پیامی که برای سفر اولیها دارم این است که شاید خیلی جاها نتوانیم بفهمیم جلوترمان چه خبر است، ولی باید بدانیم تنها راه نجات از اعتیاد کنگره ۶۰ است. من روز اولی که آمدم این را حس و درک کردم.
مصرفم شیره خوراکی بود و مقدارش خیلی بالا بود و واقعاً تخریب بالایی داشتم؛ چه از نظر روحی و چه جسمی. نه دندانی داشتم، نه صورتی جالب. چند ماه اول که آمده بودم، در ماشینم در کوچه مینشستم، ولی امید داشتم. این امید داشتن خیلی مهم است.
سفر اولیها باید به کنگره ۶۰ امید داشته باشند و بدانند تنها راه رهایی ما از دام اعتیاد، مواد مخدر، سیگار و کاهش وزن فقط و فقط کنگره ۶۰ است. ما هیچ راه دیگری نداریم.
با راهنما صادق باشید. اگر با راهنما صادق نباشید، به مشکل برمیخورید. هر مشکلی که دارید، حتی اگر راهنما به شما سقوط آزاد بدهد، باید سختگیرانهترین کارها را انجام دهید. پس صداقت داشته باشید. هر جا در زندگی دروغ میگوییم، با راهنما باید صادق باشیم؛ وگرنه شکست میخوریم.
《کلام آخر》
من سعی میکنم با خدمت کردن در کنگره ۶۰ آموزش بگیرم و دین خودم را به کنگره ادا کنم. چقدر دیدهبانهای محترم برای ما زحمت کشیدند.
آقای مهندس کاری برای ما انجام دادند که نه کسی میتوانست و نه کسی سواد این کار را داشت. واقعاً نمیدانم چگونه از این مرد بزرگ تشکر کنم؛ شاید سالها طول بکشد تا کسی مثل آقای مهندس دژاکام پیدا شود. ایشان با عشق و محبت با ما رفتار میکنند و فقط وقتی به تهران میرویم و به ایشان نگاه میکنم، حال دلم خوب میشود.
از دکتر امین و خانواده محترم مهندس دژاکام کمال تشکر را دارم.
از گروه سایت پارک شهدای شهرداری که این وقت را در اختیار من گذاشتند نیز سپاسگزارم.
تایپیست : مسافر مرتضی
مصاحبه کننده : مسافر محمد
ارسال مطلب : مسافر امیرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
34