جلسه نهم از دوره هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی پهلوان محترم مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر هومن و دبیری مسافرمهدی با دستور جلسه *حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟* چهارشنبه 10 تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
از نگاه من، هر موضوعی در کنگره دو بُعد دارد؛ یک بُعد آشکار و یک بُعد پنهان. در بُعد آشکار، همه ما یک نقطه اشتراک داریم و آن درمان اعتیاد است. هر فردی که از درِ کنگره وارد میشود، چه تازهوارد، چه راهنما، چه مرزبان و چه سایر خدمتگزاران، با یک هدف مشترک قدم به این مکان میگذارد و آن رسیدن به درمان و تعالی است.
به همین دلیل، کنگره بر پرهیز از روابط مالی، کاری و خانوادگی میان اعضا تأکید دارد. در ظاهر، علت این موضوع جلوگیری از اختلاف، سوءتفاهم و اصطکاک است؛ زیرا چنین روابطی ممکن است افراد را از هدف اصلی خود دور کند. ما تنها چند ساعت در هفته در کنگره حضور داریم و این زمان باید صرف آموزش، درمان و خدمت شود، نه پرداختن به مسائل شخصی و حاشیهای.
اما بُعد پنهان این موضوع، به اعتقاد من، اهمیت بسیار بیشتری دارد. همانگونه که مهندس در سیدی جبر، میوه اختیار بیان میکنند، هر رفتاری که ذهن و احساس اعضای شعبه را از هدف اصلی منحرف کند، بر حس و فضای شعبه تأثیر خواهد گذاشت.
وقتی یک تازهوارد وارد شعبه میشود، فضای آرام، صمیمی و هدفمند آن را احساس میکند؛ زیرا همه اعضا با تمام وجود در اندیشه درمان، آموزش و رشد شعبه هستند. همین حس، او را امیدوار میکند و انگیزه ادامه مسیر را در وجودش به وجود میآورد. اما اگر روابط شخصی، مالی یا کاری جایگزین این هدف مشترک شود، این حس ارزشمند آسیب میبیند و تمرکز افراد از مسیر درمان خارج خواهد شد.
فرض کنید دو نفر خارج از کنگره معاملهای انجام دادهاند و در آن معامله اختلاف یا خلف وعدهای پیش آمده است. طبیعی است که هنگام حضور در کنگره نیز ذهن آنها درگیر همان مسئله باشد. این درگیری شاید ظاهراً دیده نشود، اما در لایه پنهان، بر فضای شعبه و احساس سایر اعضا اثر خواهد گذاشت. اگر همین مسئله باعث شود حتی یک نفر از مسیر درمان فاصله بگیرد، خسارت بزرگی به مجموعه وارد شده است.
مهندس همواره تأکید میکنند که انسان گاهی نتیجه اعمال خود را از جایی دریافت میکند که هرگز انتظارش را ندارد. من این موضوع را بارها در زندگی خود تجربه کردهام و هزینه بیتوجهی به حرمتها را پرداختهام.
کنگره برای من جایگاه بسیار مقدسی است و همیشه خداوند را شاکرم که توفیق حضور در این مکان را به من عطا کرده است. اینجا محل معامله، رقابت یا منفعتطلبی نیست؛ اینجا سرزمین آموزش، درمان و خدمت است و هرکس با نیت خدمت وارد این مجموعه شود، بدون تردید از برکات آن بهرهمند خواهد شد.
یکی از تجربههای تلخ من مربوط به دوران سفر اول است. در شعبه ما محلی در حیاط برای استعمال سیگار وجود داشت. راهنمایم همیشه به من تأکید میکرد که هنگام کشیدن سیگار، وارد گفتوگو با دیگران نشوم. اما من این توصیه را جدی نگرفتم و با افرادی که آنجا حضور داشتند ارتباط برقرار کردم. همین ارتباطهای به ظاهر ساده، زمینه بازگشت من به تاریکی را فراهم کرد و باعث شد دوباره درگیر مصرف و سپس وابستگی به متادون، هروئین و شیشه شوم.
در حقیقت، من با تاریکی وارد کنگره شده بودم، اما به دلیل عمل نکردن به یک فرمان ساده، خودم را در تاریکی عمیقتری گرفتار کردم. لطف خداوند شامل حالم شد و دوباره فرصت بازگشت به مسیر درمان را پیدا کردم، اما امروز این تجربه را بیان میکنم تا شاید برای دیگران درس و چراغ راه باشد.
گاهی تصور میکنیم رعایت نکردن یک حرمت، مسئلهای کوچک و کماهمیت است، در حالی که همان موضوع کوچک میتواند پیامدهای بسیار بزرگی به دنبال داشته باشد. تنها اشتباه من این بود که فرمان راهنمای خود را جدی نگرفتم.
در پایان، پیشنهادی نیز به عزیزانی دارم که وارد سفر دوم میشوند. توصیه میکنم حتماً در لژیون سردار حضور پیدا کنند؛ نه صرفاً برای کمک مالی، بلکه برای شنیدن تجربههای ارزشمند کسانی که خدمت مالی انجام دادهاند. شنیدن این تجربهها، نگاه انسان را نسبت به خدمت، مسئولیت و جایگاه کنگره عمیقتر میکند و مسیر رشد را هموارتر میسازد.
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
96