English Version
This Site Is Available In English

در کنگره60، کار ما فقط درمان افراد است

در کنگره60، کار ما فقط درمان افراد است

دوازدهمین جلسه از دوره دوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60؛ ویژه مسافران با استادی مسافر محترم محسن، نگهبانی مسافر محترم محمدرضا و دبیری مسافر محترم محمد با دستور جلسه: حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؛ روز چهارشنبه 10 تیرماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.



سخنان استاد:
 

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکرم که برای اولین بار در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
درباره دستور جلسه بخواهم صحبت کنم: من اوایل سفرم که بود یک سی دی داشتم گوش می کردم که درباره حرمت بود و مثال قشنگی که جناب مهندس می زدند؛ می گفتند: ما در کنگره بجز درمان کار دیگری انجام نمی دهیم؛ برای مثال فرض کنید شما وقتی به بیمارستان می روید دنبال کار،رابطه یا عشق پیدا کردن نیستید فقط برای درمان می روید؛ داخل کنگره هم به همین شکل است.


یک سی دی دیگری هم که امروز از جناب مهندس گوش می کردم می فرمودند که: حرمت از حریم می آید، ما در خانه ی خودمان هم حریم داریم و در زندگی با خانواده هایمان هرکاری را نمی توانیم انجام بدهیم چون حریم و احترامی هست و باید حفظشان کنیم.
مخصوصا جایی مانند کنگره60 که یک انژیو بزرگ هست و همه ی ما مصرف کننده بودیم و اگر بخواهیم این حد و مرزهارا زیر پا بگذاریم خیلی به مشکل برخواهیم خورد.
چند وقت پیش یکی از دوستانم سر همین مسائل مالی دیگر به کنگره نیامد و همیشه می گفت: آن طرف مقابل که به من پول قرض داده ظرفیتش زیاد است وتاحالا چیزی به من نگفته است، ولی مساله ای که هست من دیگر خودم خجالت می کشم که به کنگره بروم و ببینمش؛ منظورم این است که بعضی اوقات طرف مقابل مان شاید حتی ظرفیتش هم بالا باشد و به روی آدم هم نیاورد ولی همین بده بستان باعث نیامدن فرد به کنگره شود.
چرا؟ چون قرار بوده 10 روزه پول طرف رابدهد و الان 1 ماه شده؛ نداده و با تمام وجود هم دوست دارد طلبش را پرداخت کند و پیش خودش می گوید: نروم تا پول را جور کنم و به همین راحتی یه نفر قطع درمان می کند.

به قول آقای مهندس ما خیلی از کارهای مان به ظاهر نیک است و می گوییم: می خواهم کارش را راه بیندازم و ثواب کنم؛ ولی در اصل باعث رفتن طرف می شود؛ چون اینجا یک مرکز درمانی است، ما آمده ایم که درمان بشویم و اگر غیر از این چهارچوب عمل کنیم دوطرف آسیب می بینند؛ چه کسی که در کنگره می ماند و چه کسی که قرار هست برود.

مطلب بعدی درباره مسائل خانوادگی است که آن هم به همین شکل هست. من شاید برادر لژیونی خوبی باشم ولی همکار خوبی نباشم، در اینجا با کسی آشنا می شوم و می گوییم بریم بیرون و یک کاری را شروع کنیم و فکر می کنیم که مشکلی ندارد، هر دو ما بلد هستیم ولی مسائلی که اینجا هست با بیرون خیلی فرق دارد.
بنده شغل خودم آزاد هست و خیلی هارا دیدم که شغل شان این است و باهم رابطه مالی دارند ولی آخر سر کارشان به دادگاه و پاسگاه می رسد، ظاهرا خیلی درکارشان حرفه ای هستند و خیلی وارد هستند ولی آخرش خوش تمام نمی شود.


من یک دوست وکیل داشتم و همیشه می گفت: دو نفر در آغاز شراکت شان هیچ وقت فکر نمی کنند که ممکن است به مشکل بخورند و می گویند ما 20 سال با هم دوست هستیم و امکان ندارد به مشکل بخوریم ولی در نهایت سر از مراجع قضایی در می آورند.

ما از اینجا می رویم بیرون و یه اتفاق بدی می افتد و دیگر دوست نداریم به کنگره برگردیم و می گوییم من دوست ندارم فلانی را ببینم و اصن شعبه ام را عوض می کنم و دوباره از درمان فاصله می گیرد؛
آقای مهندس در سی دی می گفتند که جاده هم حریم دارد؛جاده نگاه نمی کند که شما لاستیک ترکاندید یا خواب تان برده، به طرف جاده خاکی بروی چپ می کنی؛ این چیزی است که ما باید فکرش را از قبل بکنیم و از این چهارچوب خارج نشویم که مسلما مشکل ساز می شود و در اوایل صحبتم اشاره کردم که جناب مهندس این مکان را به بیمارستان تشبیه کردند و گفتند وقتی دکتر به شما می گویید باید عمل شوی شما نمی توانید بگویید نه من می خواهم به خانه بروم؛ دکتر باید به شما بگوید چه زمانی به خانه بروید و چیکار کنید، اگر هم به خانه بروید نتیجه کار برای خودتان است و خودتان آسیب می بینید.

در کنگره هم اگر به قوانین و حرمت ها احترام بگذاریم و آنها را اجرایی کنیم موفق خواهیم شد. ذممنون که به صحبت هایم گوش کردید.

 

عکس: مسافر فرهاد
تایپ: مسافر فرامرز 
تنظیم و بارگزاری: همسفر مرتضی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .