روز اولی که با حس اجبار از اینکه اگر اینجا بروم شاید اعتیاد مسافرم خوب شود وارد کنگره۶۰ شدم. به همه چیز و همه کس مات و مبهوت نگاه میکردم و حتی میدیدم همسفرها با چه خوشحالی دست میزنند، برایم هم جالب بود هم خندهدار تا اینکه همسفری برای رهایی بالا رفت و آن بالا از مسافرش تشکر کرد که با اعتیادش باعث شده به این جایگاه برسد. آنجا بود که بلند خندیدم و برایم خیلی جالب شد تا بیایم کنگره۶۰ که بفهمم چرا هرکسی برای رهایی بالا میرود آنقدر از مسافرش تشکر میکند و ادامه دادم تا به امروز رسیدم.
فهمیدم دلیل تمام تشکر کردنهایی که برای من دلیلشان نامعلوم بود. سپاس و هزاران سپاس خداوندی را که چه در سختیها چه در آسانیها ما را یاری میکند تا به درجه تکامل نزدیک شویم و همچنین، سپاس از بزرگمردی که در این مسیر پر فراز و نشیب ما را همراهی میکند تا به آموزش برای بهتر زندگی کردن برسیم.
من پریسا وقتی وارد کنگره۶۰ شدم تمام درهای زندگی را بر روی خودم بسته میدیدم و هیچ چیز در این دنیای فانی برایم زیبایی نداشت و لحظهلحظه زندگی خودم، دخترم و مسافرم را پشت مسئله اعتیاد مسافرم حبس کرده بودم و هر روز صبح وقتی چشم باز میکردم با گریه روزم را شروع میکردم و همیشه به خدا شکایت میکردم.
با آمدن به کنگره۶۰ آموختم زمان حال نقد است و زمان آینده نسیه. آموختم من فقط با رشد و آموزش گرفتن خودم هست که میتوانم کلید تمام درهای قفل زندگیام را پیدا کنم و یکی پس از دیگری آنها را باز کنم و خودم و عزیزانم را که در آنها حبس کرده بودم آزاد کنم و از لحظات زیبای زندگیمان لذت ببریم.
من پریسا آموختم آرامش من یعنی آرامش دخترم، یعنی آرامش مسافرم، آرامش زندگیمان و من سالیان سال این آرامش را از خودم و بقیه دریغ کرده بودم. آموختم هر چیزی یا هر کاری در زمان و مکان خودش اتفاق میافتد و تا فرمان اصلی صادر نشود هیچ ناممکنی ممکن نخواهد شد.
آقای مهندس میگوید: «رنج بزرگ یا انسان را به بالاترین درجه انسانیت سوق میدهد یا به قعر جهنم میفرستد.» من همسفر میدانم که در هر نقطهای از زندگی هستم عین عدالت است یا درحال آموزش هستیم، یا در حال تقاص پس دادن که همین تقاص پس دادن هم خودش آموزش است؛ اما من آرامآرام به کمک راهنمایم متوجه خیلی مسائل شدم، متوجه شدم اعتیاد، مانند هر معضل دیگری بازی ذهن است، ذهن ما را به گونههای مختلف بازی میدهد و ما را به انحراف میکشاند، دائم ما را توجیه میکند.
از این بازیهای ذهن میتواند یک مورد همین مواد مخدر باشد. از تمام کسانی که خالصانه خدمت میکنند که ما به حالخوش برسیم تشکر میکنم و از خداوند خواستارم برکت خدمتهایی که انجام میدهند به زندگی تکتک این عزیزان برگردد. خداوندا از تو خواستارم راه نور و عشق را به من در پندارم در کردارم و در گفتارم نشان دهی تا بتوانم عاشقانه دستانم دستانی را بگیرد که خواستار رهایی از تاریکیها و ورود به روشناییها هستند.
نویسنده: همسفر پریسا رهجو راهنما همسفر لیلا (لژیون بیست و پنجم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر لیلا (لژیون بیست و پنجم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری و ارسال: همسفر سمیه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
90