جلسه هفتم از دور سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران نمایندگی معدن فیروزه با استادی راهنمای محترم مسافر رضا و نگهبانی مسافر یعقوب و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه: حرمت کنگره ۶۰ چرا رابطه مالی و کاری در کنگره ممنوع است؟ سهشنبه تاریخ 1405/4/9 ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
از ایجنت و نگهبان محترم سپاسگزارم که استادی و مسئولیت جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. بسیار خوشحالم که بار دیگر این جایگاه را تجربه کردم که باعث حال خوبم شود و امیدوارم تک تک مسافران عزیز موفق شوند که در این جایگاه قرار بگیرند.
دستور جلسه: حرمت کنگره ۶۰،چرا رابطه کاری ،مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟ بارها عرض کردم هر سازمانی در هر جای دنیا سوای اینکه فعالیت مثبت و یا منفی داشته باشد حتما در ساختار خودشان به نظم معتقدند و قوانینی را برای اجرا دارند و لازم است که همه آن مقررات رعایت شود و اگر جز این باشد اصطلاحا سنگ روی سنگ بند نمی آید چراکه جناب مهندس هم فرمودند قانون بد از بیقانونی بهتر است. از جایی که کنگره ۶۰ هدف بسیار بزرگی را دنبال میکند و آن هدف تغییر کردن شخص است که با توجه به آموزشهای کنگره ۶۰ همه میدانیم که تغییر کردن سختترین کار است. به تکامل رسیدن کار بسیار مشکلی است و ازآنجاییکه ما آگاه به این مساله هستیم و بهسختی کاری که پیش رو داریم آگاهیم ازاینرو ما در کنگره ۶۰ قوانین بسیار محکمتری داریم و رعایت همه این قوانین واجب است چراکه من میخواهم تبدیل به انسان دیگری شوم، انسان بهتری اول برای خودم سپس برای خانواده و اجتماع شوم اگر رعایت این قوانین را یاد بگیرم، آیا اگر من خواستهام این است که میخواهم تبدیل به انسان بهتری شوم جز این است که باید رنج این تغییر را نیز به جان بخرم؟ رنجی که مورد نظر ما است رنجی تحمیلی نیست و رنجی است که خودخواسته است، من این رنج را دوست دارم چراکه باعث حال خوب من میشود. اگر من به این درجه از آگاهی برسم که اینجا آمدهام که از طرف بدیها بهطرف خوبیها حرکت کنم و برای این تغییر باید به عبارتی پوستاندازی کنم اینجا تمام قوانین و حرمتهای جایی که در آن هستم را با جانودل میخرم. انجام دادن حرمتها کار چندان سخت و دور از ذهنی نیست اگر شیرینی آن را درک کنم، من باید بهگونهای باشم که از حرمتها فراری نباشم بلکه با جانودل پذیرای آن باشم. اگر من مسافر اجرای حرمتها را سنگی جلوی پای خودم بدانم آمدنم در این مکان نیز بیهوده است چراکه اجرای حرمتها باید چه در طرز پوشش و گفتار و چه در انجامها باید دلچسب من مسافر باشد و با رعایت آنهالذت شیرین تغییر را در خود حس کنم. ولی اگر قرار است من تغییر کنم باید این حرمتها را بر روی چشمانم حفظ کنم. آیا مگر جز این است که کنگره ۶۰ باعث تغییر در تکتک ما شده و هر کس به نسبت خود تغییر را تجربه کرده است. در شروع نوشتار حرمت کنگره ۶۰ داریم که اینجا مکان مقدس و امنی است که هر شخصی با ورود به این مکان باید حرمت آن را حفظ کند و واقعاً هم جای مقدس و امنی هم هست. چراکه ما همهجا را به دنبال اندکی تغییر جستوجو کردیم و دورهای خودمان را زدیم اما نتیجهای نگرفتیم و باحالی درمانده پشت درهای کنگره ۶۰ رسیدیم.

دروغ گفتن، علیه شخصی سرزنش کردن الفاظ ناشایست بیان کردن، در جلسه بدون اجازه سخن گفتن و همه مواردی که در حرمت کنگره ۶۰ نامبرده شده را بنده وقتی مرور میکنم بهخوبی به یاد میآورم که پیش از ورود به کنگره ۶۰ هیچکدام این موارد را قائل نبودم و دقیقاً خلاف این نوشتار سبک زندگی روزمره من در زمان اعتیاد بود. همین مسائل بهظاهر کوچک رعایتش بسیار مشکل است برای کسی که خواسته درمان و تغییر ندارد اما برای کسی که در این مکان بهقصد تغییر حضور پیداکرده است کار بسیار شیرینی است. آیا جز این است که پیش از ورود به کنگره ۶۰ ما بهسادگی وسط حرف یکدیگر میپریدیم و اصلاً پشیمان نبودیم. اما در مورد روابط کاری و مالی در کنگره اگر بخواهیم صحبت کنیم میخواهم تفاوت کیفیت خدمت در کنگره ۶۰ و بیرون از کنگره را با هم مقایسه کنم. در بیرون از کنگره ۶۰ میدانیم که کارمندان یک ارگان معمولاً مراقب هستند که به همان اندازهای پول میگیرند کار انجام دهند و معمولاً هم بهخوبی آن خدمت مورد نظر را انجام نمیدهند. اما همانطور که جناب مهندس در مورد خدمتگزاران کنگره ۶۰ میفرمایند اگر خدمتگزاران کنگره ۶۰ پولی بابت خدمت خود دریافت میکردند به این زیبایی خدمت نمیکردند و اینجاست که درک میکنیم که کیفیتی که کنگره ۶۰ از خدمتگزاران خود میخواهد چه سطح و کیفیت از خلوص و خدمت است. کنگره شخصی را بهعنوان خدمتگزار پذیر است که اگر با تمام وجود و از جانمایه گذاشتن میتوانی خدمت کنی و بدون دریافت پول از مال خودت هم برای توسعه این سیستم بخشش میکنی میتوانی افتخار این را داشته باشی که خدمتگزار کنگره ۶۰ باشی. رسیدن به این درجه از آگاهی و دانایی که خود بستر پرورش معلم و استاد است هم از طریق آموزشهای کنگره ۶۰ است که ما به این نقطه از جهانبینی رسیدهایم. امیدواریم که ما قدر کنگره و همینطور قدر خودمان را بدانیم و بدانیم که چرا اینجا آمدهایم و چه هدفی را دنبال میکنیم.
ممنون از این که سکوت کردید و به حرفهای من نیز گوش دادید
عکاس: مسافر مهدی
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
مرزبان کشیک: مسافر احمد
لژیون خدمتگزار: لژیون سوم راهنمای محترم مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
52