طبق صحبتهای آقای مهندس دژاکام در سیدی (سد خونی مغز) عمل جایگزینی در اعتیاد اتفاق میافتد و مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی میشوند. شاید این جایگزینی به دو صورت باسیم؛ یعنی استفاده از مواد مخدر و بیسیم؛ یعنی افکار و اندیشههای منفی انجام شود که در هر دو صورت، اختلالاتی در عملکرد مغز به وجود میآید.
کوچکترین جزء در جسم انسان سلول نام دارد که مانند نیروگاهی عظیم همواره در حال فعالیت است. زمانی که میکروب یا ویروسی از طریق خون وارد سلولها میشود معمولاً مشکل خاصی به وجود نمیآید؛ زیرا سیستم ایمنی آن ویروس را از بین میبرد و با انهدام سلول آسیبدیده، سلول جدیدی جایگزین آن میشود.
اگر این ویروس وارد سیستم مغز شود، تنها از تکثیر آن جلوگیری میشود و جایگزینی سلول آسیبدیده به سادگی امکانپذیر نیست. سیستم مغز برای جذب مواد مورد نیاز خود مکانیزم خاصی دارد که ورود و خروج مواد را کنترل میکند. داخل مویرگهای بدن جدارههایی وجود دارد که مانند ساچمهها در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و درزهایی میان آنها وجود دارد که امکان عبور بسیاری از مواد را فراهم میکند.
در قسمت مغز این جدارهها بسیار متراکم و به هم چسبیدهاند و تنها مولکولهای کوچک مانند: اکسیژن، دیاکسیدکربن و گلوکز که سوخت اصلی مغز انسان است و همچنین موادی که قابلیت حل شدن در چربی دیواره مویرگها را دارند میتوانند از سد خونی مغز عبور کنند و بر سیستم مغز اثر بگذارند.
اکثر داروهایی که مصرف میکنیم وارد بدن میشوند؛ اما نمیتوانند به مغز راه پیدا کنند. در مقابل مواد مخدری مانند: هروئین، نیکوتین و داروهای روانگردان که به دلیل خاصیت حل شدن در چربی به راحتی از سد خونی مغز عبور میکنند، تأثیر زیادی بر عملکرد آن میگذارند و موجب بروز خشم و تغییرات خلقوخو میشوند.
از سوی دیگر مصرف نکردن این مواد به مقاومتر شدن سد خونی مغز کمک میکند. هنگامی که فرد مواد مخدر مصرف میکند اثر آن حدود ۵ تا ۶ ساعت در مغز باقی میماند و جایگزین موادی مانند: سروتونین، اندورفین، انکفالین و سایر مواد شبهافیونی طبیعی بدن میشود.
پس از پایان اثر مواد، مغز دیگر قادر نیست وظایف خود را بهدرستی انجام دهد و علائم مختلفی به صورت آشکار و پنهان از خود بروز میدهد و فرد را از حالت تعادل خارج میکند. افکار و اندیشههای منفی نیز قابلیت ورود به سد خونی مغز را دارند و اختلالاتی مانند: خشم، نفرت، کینه، حسادت و بسیاری از احساسات منفی دیگر را به همراه میآورند.
مصرف نیکوتین در ظاهر احساس آرامش، شعف و باارزش بودن را به مصرفکنندهای که اعتمادبهنفس خود را از دست داده است القا میکند؛ اما مصرف مداوم آن به دلیل عمل جایگزینی اثرات زیانباری بر جسم و روان فرد وارد میکند.
کنگره۶۰ نخستین نهادی است که با ارائه مجموعهای از اطلاعات علمی درباره مصرف نیکوتین، مواد مخدر و نیز تأثیر آنها بر سد خونی مغز به این نتیجه رسید که با قطع مصرف نیکوتین و درمان به روش DST این سیستم میتواند به حالت طبیعی خود بازگردد. این موضوع با نکتهای قابل توجه نیز اثبات شد است که اگر فردی برای مدت طولانی از مواد غذایی خاصی استفاده کند و سپس مصرف آن را قطع نماید، بدن او دچار مشکلات ناشی از جایگزینی نمیشود؛ زیرا مواد غذایی از سد خونی مغز عبور نمیکنند.
طبق جزوه جهانبینی دکتر امین دژاکام، مغز ابزاری بسیار دقیق و پیچیده است که در اختیار عقل قرار دارد و درک و آگاهی ما از طریق آن برای جسم صادر میشود؛ بنابراین مراقبت از این مرکز فرماندهی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. آیا مصرفکننده مواد مخدر و نیکوتین هنگام ورود و آغاز سفر به این موضوع فکر میکند که چه چیزهایی را وارد مرکز فرماندهی بدن خود کرده است و اکنون باید برای ترمیم آن آرامش و سلامتی جسم و روان خود تلاش کند؟
بیتردید ورود به سفر که همان سفر خودشناسی و به تبع آن خداشناسی است نقطهای برای تفکر درباره سلامت جسم و روان در مسافران کنگره۶۰ ایجاد میکند و در نهایت آنان را به خدمتگزاران این سیستم ارزشمند تبدیل خواهد کرد.
نویسنده: مسافر نیکوتین زهرا رهجوی ویلیاموایت همسفر زهرا (نمایندگی سلمان فارسی)
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر زهرا (نمایندگی فردوسی مشهد)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
64