English Version
This Site Is Available In English

قوانین و حرمت‌ها؛ احترام به ساختارها

قوانین و حرمت‌ها؛ احترام به ساختارها

جلسه نهم از دوره هشتم‌ کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما همسفر افسانه، نگهبانی همسفر الناز و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» روز سه‌شنبه ۹ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟» است. قصد دارم این موضوع را از دو منظر بررسی کنم: یکی از دیدگاه حرفه‌ای خودم و دیگری از منظر علمی تا روشن شود که پشت هر دستور جلسه هر صحبت آقای مهندس و هر تصمیمی که گرفته می‌شود، تفکری عمیق وجود دارد. این‌گونه نیست که به‌صورت لحظه‌ای تصمیم‌گیری شود؛ بلکه برای آن بسیار اندیشیده شده و پشت آن تفکر و برنامه‌ریزی نهفته است. ما هر موضوعی را از طریق ضد آن می‌شناسیم تا تاریکی نباشد، روشنایی درک نمی‌شود تا قهر نباشد، آشتی معنا پیدا نمی‌کند و تا تنفر نباشد، عشق قابل درک نخواهد بود؛ بنابراین می‌خواهم دستور جلسه امروز را از این دو طریق باز کنم.

در ابتدا به معنای کلمات می‌پردازیم. قانون به معنای مرزها است؛ برای مثال اگر بخواهم از اینجا به ارمنستان بروم، در مرز باید قوانین خاصی را رعایت کنم؛ اگر همراه من قرص استامینوفن کدئین باشد، اجازه خروج به من داده نمی‌شود و حتی ممکن است بازداشت شوم. رعایت نکردن این موارد نقض حریم یک کشور است؛ بنابراین رعایت قوانین به معنای حفظ مرزها است؛ مثال دیگر فرض کنید در خانه‌ای زیبا و لوکس زندگی می‌کنید؛ اما اطراف آن هیچ دیواری وجود ندارد. در این صورت، امنیت و آرامش نخواهید داشت. اگر دیوار وجود داشته باشد، مرزی ایجاد می‌شود که به من امنیت می‌دهد؛ در غیر این صورت هرج‌ومرج به‌وجود می‌آید و ممکن است اتفاقات ناگواری رخ دهد؛ پس قوانین همان مرزهایی هستند که وجودشان باعث امنیت می‌شود و امنیت نیز آرامش روانی را به همراه دارد.

بخش دوم مربوط به حرمت است. از نظر علمی، حرمت به معنای مرزبندی‌های سالم است؛ مانند دروغ نگفتن، نداشتن رابطه خارج از چارچوب با رهجویان، تجسس نکردن و … این موارد همگی نشان‌دهنده مرزبندی‌های سالم هستند که به ما کمک می‌کنند در مسیر درست باقی بمانیم. ذهن انسان معمولاً به‌گونه‌ای تربیت شده که تغییر برایش دشوار است و تمایل دارد در حالت کنترل‌شده باقی بماند. زمانی که حرمت‌ها را رعایت نمی‌کنیم، ذهن حالت تدافعی می‌گیرد؛ البته باید توجه داشت که زیر پا گذاشتن قوانین همیشه از روی عمد نیست؛ گاهی به دلیل خلأها و آسیب‌های درونی است؛ برای مثال وقتی خارج از کنگره دور هم جمع می‌شویم، به پارک می‌رویم یا برنامه‌های خارج از چارچوب داریم، این نشان‌دهنده وجود یک خلأ درونی مانند ترس از تنهایی یا ترس از دست دادن است؛ بنابراین همه بی‌قانونی‌ها عمدی نیستند؛ اما رعایت حرمت‌ها به ما کمک می‌کند در مسیر بمانیم. زمانی که قوانین رعایت نشوند، محیط دیگر امن نخواهد بود و در نتیجه آموزش نیز اتفاق نمی‌افتد. چرا؟ چون فرد به جای آموزش، درگیر مدیریت بحران می‌شود. در این حالت تمرکز از یادگیری برداشته شده و فرد به تدریج از مسیر دور می‌شود.

اگر من خارج از کنگره قرار بگذارم یا مسائل مالی ایجاد کنم از آن به بعد باید مراقب باشم که راهنما یا ایجنت متوجه نشوند در نتیجه ذهن من دائماً درگیر جلوگیری از بروز مشکل می‌شود و از آموزش فاصله می‌گیرم. از نظر علمی رعایت نکردن قوانین دو پیامد مهم دارد: انکار و فرافکنی، برای مثال فردی که دروغ می‌گوید، دچار انکار می‌شود و می‌گوید من مشکلی ندارم. وقتی از او پرسیده می‌شود آیا مصرف دارد؟ انکار می‌کند. این انکار به مرور باعث بروز مشکلات می‌شود؛ یعنی فرد مشکلات را به دیگران نسبت می‌دهد و می‌گوید: به من ربطی ندارد، مسافر من مصرف‌کننده است؛ پس چرا من باید درمان شوم؟ این طرز فکر باعث می‌شود فرد در میانه راه بازگردد و ادامه ندهد.

قوانین و حرمت‌ها در واقع احترام به ساختار هستند. این ساختار به ما می‌آموزد که غیبت نکنیم، تجسس نکنیم، دروغ نگوییم و قضاوت نکنیم. رعایت این موارد باعث می‌شود ذهن ما نظم بگیرد؛ برای مثال حضور به‌موقع در جلسات یا رعایت پوشش مشخص، شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد؛ اما همین موارد نظم ایجاد می‌کنند و این نظم به مرور به نظم روانی تبدیل می‌شود. احترام به ایجنت، مرزبانان و افراد دارای شال، تشریفاتی نیست؛ بلکه ابزاری برای ایجاد تغییر درونی است. این رفتارها به ما می‌آموزند که در زندگی نیز نظم و احترام را رعایت کنیم.

گاهی فردی با خود می‌گوید: من تحصیل‌ کرده‌ام، کتاب‌های زیادی خوانده‌ام، پس چرا باید از راهنما تبعیت کنم؟ این تفکر باعث ایجاد حالت تدافعی می‌شود و فرد توانایی پذیرش آموزش را از دست می‌دهد؛ در نتیجه به مرور دچار منیت شده و قوانین را رعایت نمی‌کند و در نهایت از مسیر خارج می‌شود. در حقیقت قوانین و حرمت‌های کنگره۶۰ قفل نیستند؛ بلکه کلیدهایی برای رشد و تغییر هستند؛ کلیدهایی که به ما کمک می‌کنند مسیر اشتباه گذشته را اصلاح کنیم و آینده بهتری بسازیم. امیدوارم خداوند مهربان راهنمای همه ما در این سفر زمینی باشد؛ اگر حتی ذره‌ای از قوانین و حرمت‌های کنگره۶۰ را زیر پا بگذاریم، از مسیر دور خواهیم شد.

رفتم که خار از پا کشم  محمل ز چشمم دور شد
یک لحظه غفلت کردم و صد سال راهم دور شد
راه حرم پر پیچ‌وخم  در بین ره خار عدم
خواهی رسید گر بر حرم  باید ز پستی دور شد

مرزبانان کشیک: همسفر رضوان و مسافر حبیب
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
تایپیست: همسفر ندا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر رضوان مرزبان خبری
همسفران نمایندگی صبا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .