English Version
This Site Is Available In English

گروه خانواده- دروغ پشت سر دروغ شاخه می‌افزاید

گروه خانواده- دروغ پشت سر دروغ شاخه می‌افزاید

سیزدهمین جلسه از دوره دوم کارگاه‌های آموزشی‌خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی اندیشه به استادی همسفر سیده معصومه، نگهبانی همسفر آذر و دبیری همسفر ستاره با دستور جلسه: چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در گنگره‌۶۰ ممنوع می‌باشد؟» روز سه‌شنبه ۹ تیرماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کارکرد.

 سخنان استاد:

به نام قدرت مطلق الله

خدا را هزاران هزار مرتبه شکر می‌کنم که من هم توانستم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم. از ایجنت عزیز، مرزبانان مهربان و راهنما خانم زهره عزیز بسیار تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.

اما دستور جلسه امروز: «چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در گنگره‌۶۰ ممنوع می‌باشد؟»

کنگره مکان مقدس و امنی است که هر کس با وارد شدن به آن باید قوانین آن را اجرا کند. در حرمت می‌گوید: کنگره مکان مقدسی است. مقدس یعنی پاک. مثلاً وقتی بچه‌های ما از یک عمل شیطانی، مانند مصرف مواد، می‌خواهند دست بکشند، وارد مکان مقدسی به نام کنگره می‌شوند همچنین در قرآن هم آمده که مواد مخدر برای بدن مضر است و‌ هم می‌تواند مفید باشد.

کنگره مکان مقدس و امنی است. بله، درست است که کنگره مکان امنی می‌باشد؛ ولی این دلیل نمی‌شود که من مسئولیت خودم را به عهده دیگران بیندازم یا توقع داشته باشم دیگران مسئول وسایل من باشند. مثلاً شهر ما هم امن است و پلیس‌ها تا صبح از امنیت آن محافظت می‌کنند؛ آیا ما درِ خانه‌هایمان را باز می‌گذاریم و می‌گوییم چون شهر امن است، در را باز بگذاریم؟ خیر.

کنگره هم امن است؛ اما من باید مواظب وسایل خودم باشم.

در سی و یکم شهریور سال ۱۳۷۸، آقای مهندس وقتی کنگره را تأسیس کردند، یک سری قوانین برای ما تعیین کردند. وقتی این قوانین را نگاه کردم، فهمیدم که همه آن‌ها به نفع من است. وقتی به آن‌ها گوش می‌دهیم و آن‌ها را اجرا می‌کنیم، در نهایت سودش به خودمان می‌رسد.

این قوانین چه می‌گویند؟
در اولین قانون، درباره دروغ صحبت شده است. دروغ گفتن همان‌طور که در کنگره بسیار مهم است، در بیرون از کنگره هم اهمیت زیادی دارد. من وقتی وارد کنگره می‌شوم، اصلاً نباید دروغ بگویم. مثلاً وقتی پسرم می‌خواست وارد کنگره شود، به او گفتم: پسرم، ممکن است خیلی چیزها را به من نگفته باشی، ولی وقتی وارد کنگره می‌شوی، همه چیز را راست بگو؛ چه قرصی می‌خوری، چه موادی مصرف می‌کنی و...

چون در کنگره بر مبنای صحبت‌های من، دارو و برنامه سفرم تنظیم می‌شود. من باید راست بگویم؛ زیرا اگر دروغی بگویم، به خودم لطمه زده‌ام. شاید سه ماه یا شش ماه سفر کنم؛ اما یک جایی زمین می‌خورم؛ چون دروغ گفته‌ام و راه درست را نرفته‌ام.

دروغ، پشت سر هم دروغ می‌آورد. وقتی یک دروغ می‌گوییم، مجبور می‌شویم برای پنهان کردن آن، دروغ دیگری بگوییم و همین‌طور ادامه پیدا می‌کند. در کنگره نباید هیچ دروغی بگوییم تا کارمان به مشکل نخورد.

قانون بعدی، سرزنش کردن است. سرزنش کردن یعنی غیبت کردن. من نباید پشت سر کسی غیبت کنم یا او را قضاوت کنم. من خودم درگیر مشکلات خودم هستم و اگر خیلی زرنگ باشم، همان‌ها را حل می‌کنم.

کسی که غیبت می‌کند، صد درصد آدم ترسویی است. اگر به جای اینکه پشت سر کسی صحبت کنیم، روبه‌روی خودش حرف بزنیم، بسیاری از مشکلات حل می‌شود؛ وگرنه تا آن خبر به طرف مقابل برسد، یک کلاغ، چهل کلاغ می‌شود و هر کسی چیزی به آن اضافه می‌کند.

قانون بعدی، قطع نکردن حرف یکدیگر است. وقتی کسی صحبت می‌کند، نباید تحت هیچ شرایطی حرف او را قطع کنم. گاهی، وقتی کسی در حال صحبت است، یک نفر می‌گوید: ببخشید، شکر میان کلامت، اما همین جمله هم یعنی حرف او را قطع کرده و رشته افکارش را از بین برده است.

ما با مشارکت کردن در کنگره، خیلی چیزها را یاد گرفته‌ایم؛ مخصوصاً اینکه حرف هیچ‌کس را قطع نکنیم.

قانون بعدی، استفاده نکردن از الفاظ ناشایست است. یکی از خصلت‌های بسیار بد این است که بعضی افراد برای خنداندن دیگران، حرف‌های نامناسب می‌زنند. این اصلاً خوب نیست و شخصیت خانوادگی آن فرد را نشان می‌دهد.

قانون بعدی، صحبت کردن بدون اجازه در جلسه است. در جلسه نباید تا زمانی که استاد اجازه نداده‌اند، صحبت کنیم.

بدون اطلاع و هماهنگی هر گونه پولی را دریافت و پرداخت کردن و هر گونه وجهی را به عنوان قرض یا وام دادن هم بسیار مهم است. مثلاً ممکن است من به شخصی پول قرض بدهم و فکر کنم دارم به او کمک می‌کنم؛ اما جناب مهندس در کنگره بسیار تأکید کرده‌اند که نه به کسی قرض بدهید و نه از کسی قرض بگیرید.

ما فکر می‌کنیم داریم به آن شخص خدمت می‌کنیم؛ اما شاید بدترین ضربه را به او بزنیم. مثلاً کسی از شما پول قرض می‌گیرد و موقع پس دادن، یک بار می‌گوید ندارم، بار دیگر می‌گوید یادم رفت؛ اما دفعه سوم دیگر نمی‌تواند چیزی بگوید و در نهایت از روی خجالت، کنگره را ترک می‌کند و از راهی که انتخاب کرده‌است برمی‌گردد ومن باعث این اتفاق شده‌ام.

ممنون که به من اجازه صحبت کردن دادید.

مرزبانان کشیک: مسافر ماشالا و همسفر مریم
تایپ: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون اول)‌
ویرایش و ارسال: همسفر مریم ( مرزبان خبری)
همسفران نمایندگی اندیشه

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .