English Version
This Site Is Available In English

کنگره60؛ جولانگاه عشق و محبت و سرای صلح و آرامش.

 کنگره60؛ جولانگاه عشق و محبت و سرای صلح و آرامش.

اولین جلسه از دوره پنجاه و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی راهنمای گرامی، مسافر محمد (ایجنت محترم نمایندگی سنایی)، نگهبانی مسافر غدیر و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه  "حرمت کنگره ۶۰ ، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است" روز سه‌شنبه 1405/04/09ساعت۱۷ آغاز به کار نمود

 

خلاصه سخنان استاد: 

سلام بر جمع دوستانِ محبت، آن عزیزانی که دور هم جمع شده‌اند تا محبت خویش را نشانی از محبت بیکران بدانند.

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر.
از نگهبان جلسه، راهنمای محترم جناب آقای جعفرزاده، ایجنت محترم و همچنین گروه مرزبانی تشکر می‌کنم که امروز اجازه دادند در این جایگاه باشم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. امیدوارم بتوانیم جلسه خوبی از نظر معنوی و آموزشی داشته باشیم؛ جلسه‌ای که دستمان را بگیرد، انرژی و آموزش لازم را به ما بدهد و آنچه در توانمان است در زندگی به کار بگیریم و از آن بهره‌مند شویم.
خدا قوت عرض می‌کنم خدمت گروه مرزبانی، ایجنت محترم و راهنمایان عزیز نمایندگی و بابت تمام زحماتی که می‌کشند از ایشان تقدیر و تشکر می‌کنم. امیدوارم ثواب اعمال، رفتار و خدمت‌هایی که در کنگره و این نمایندگی انجام می‌دهند، به جسم، جان، روح و روانشان بازگردد، فرزندانشان چراغ دلشان باشند و زندگی‌شان سرشار از آرامش باشد.
این چیزی که من می‌گویم، وعده خداوند است و وعده خداوند به هیچ عنوان دروغ نیست. خداوند می‌بیند؛ چه سفر اولی، چه سفر دومی، چه راهنما، چه مرزبان، چه ایجنت، چه دیده‌بان، هر کسی هر کاری که انجام می‌دهد، خداوند می‌بیند. آیه قرآن را داریم که می‌فرماید: «أَلَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرَى»؛ آیا نمی‌داند که خداوند می‌بیند؟

پس خداوند تمام زحمات را می‌بیند و حتماً ثواب و برکت آن در زندگی خدمتگزاران جاری خواهد شد.
امروز دستور جلسه «حرمت؛ چرا روابط کاری و مالی در کنگره نداریم؟» است.
اگر بخواهم کوتاه درباره این مسئله صحبت کنم، می‌گویم: اگر قوانینی اینجا گذاشته شده و اگر حرمتی وجود دارد، به خاطر این است که منِ محمد، اینجا به درمان برسم، به صلح و آرامش برسم؛ پس باید حرمت‌ها را حتماً رعایت کنیم.
من و شما باید خوشحال باشیم که در کنگره ۶۰ هستیم. خداوند کنگره را سر راه ما قرار داد و امروز اینجا نشسته‌ایم؛ وگرنه خدای من و خدایی که آن مصرف‌کننده‌ای را در کمپ کتک می‌زنند یا به درخت می‌بندند، مگر تفاوتی دارد؟ هیچ تفاوتی ندارد. اما چه شده که فرمانش صادر شده و من و شما امروز اینجا نشسته‌ایم؟
اگر امروز اینجا هستیم، باید شکرگزار خداوند باشیم و مغرور نشویم؛ زیرا ما بدون خداوند هیچ هستیم.
سال‌ها پرسیدم از خود کیستم
آتشم؟ شورم؟ شرابم؟ چیستم؟
دیدمش و دانستم اکنون من
به جز او، او؛ و جز من، نیستم.
ما بدون خداوندِ باری‌تعالی هیچ معنایی نداریم و او فرمان نیکوتری برای ما صادر کرده که امروز در این جایگاه نشسته‌ایم.
حالا از شما سؤال می‌کنم؛ همین الآن که اینجا نشسته‌ایم، حالمان خوب است، مگر نه؟ چه سفر اولی، چه سفر دومی.
همین حالا فکر کنید؛ خیلی‌ها در حال تهیه مواد مخدرند، خیلی‌ها در حال مصرف مواد هستند، خیلی‌ها در حال فروش مواد هستند و خیلی‌ها هم خمارند یا در توهم به سر می‌برند.
این‌ها را می‌گویم تا یادمان باشد وظیفه منِ محمد این است که شکرگزار خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشم. هر کسی در کنگره با قدم یا قلم خدمت می‌کند، خدا او را می‌بیند و وظیفه من و شماست که با رفتار و کردارمان، خدمتگزاران کنگره را از خدمتشان پشیمان نکنیم. این یک رسالت بر گردن همه ماست.
اگر کنگره مکان مقدسی است، به خاطر رسالتی است که دارد.
هر مکانی حرمت و قوانینی دارد؛ یا نباید وارد آن شوی، یا اگر وارد شدی باید حرمتش را رعایت کنی.
من خودم اهل نیشابور هستم، اما در شعبه الهیه مشهد درمان شدم. هفته‌ای چهار بار از نیشابور به مشهد می‌آمدم؛ یکشنبه، سه‌شنبه و پنجشنبه برای جلسه و چهارشنبه‌ها برای تهیه دارو از بیمارستان ابن‌سینا. حتی یک جلسه هم غیبت نکردم.
برای اینکه امروز این همه شعبه رشد کرده‌اند، زحمات زیادی کشیده شده است. خوشا به حال کسانی که در نمایندگی‌های کنگره ۶۰ نشان خوبی از خود به جا می‌گذارند.
اگر می‌خواهی به سیاحت، زیارت یا عبادت بروی، باید حرمت آن مکان را رعایت کنی. اگر می‌خواهی وارد دریا شوی، باید حریمش را رعایت کنی، وگرنه غرق می‌شوی. اگر می‌خواهی وارد مسجد شوی، باید حرمتش را نگه داری.
چه برسد به جایی که انسان‌ها قرار است به درمان، رهایی، تعادل و تعالی برسند.
تنها نوشتاری که در کنگره دو بار خوانده می‌شود و حتی یکی از سؤال‌های آزمون هم از آن است، نوشتار حرمت است و این به خاطر اهمیت آن است.
کنگره می‌گوید: «کنگره مکان مقدس و امنی است.»
یا نباید بیایی، یا اگر آمدی باید حرمت‌ها را رعایت کنی.
مثل فوتبال؛ یا بازی نکن، یا اگر بازی کردی، حق نداری توپ را با دست بگیری، وگرنه داور سوت می‌زند و اخراجت می‌کند.
اگر حرمت‌ها را رعایت نکنی، خودت از گردباد سبز کنگره خارج خواهی شد.
آن روزها که مصرف‌کننده بودم، با خودم می‌گفتم: «کنگره مکان مقدس و امن یعنی چه؟ اینجا نه مناره دارد، نه محراب، نه منبر. پس چرا می‌گویند مکان مقدس است؟»


اما امروز می‌دانم.
اینجا انسان‌هایی هستند که بدترین تاریکی، یعنی اعتیاد را دیده‌اند. انسان‌هایی که بارها قلبشان شکسته، شخصیتشان آسیب دیده، بی‌احترامی دیده‌اند، تهمت شنیده‌اند و بی‌اعتمادی را تجربه کرده‌اند.
اینجا قرار است انسان‌هایی درمان شوند که گویی مرده‌های متحرک بوده‌اند.مصرف‌کننده فقط به خودش آسیب نمی‌زند؛ به همسر، فرزند، خانواده، جامعه و حتی یک محله آسیب می‌زند.
اینجا افرادی هستند که از نظر اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی، جسمی، روانی و جهان‌بینی دچار مشکل بوده‌اند.
اینجا قرار است جوانی درمان شود که به خاطر اعتیادش نه خودش می‌تواند ازدواج کند و نه خواهرش؛ چون هر خواستگاری که می‌آید، می‌گویند برادرش مصرف‌کننده است.
اینجا قرار است پدری درمان شود که هنگام خواستگاری دخترش، او را در اتاق حبس می‌کنند تا داماد او را نبیند.
اینجا قرار است پدری درمان شود که دیگر در توهم همسرش را کتک نزند.
پدری که بزرگ شدن فرزندش را ندیده، نمی‌داند فرزندش کلاس چندم است، کدام مدرسه می‌رود و معلمش چه کسی است.
اینجا قرار است پدری درمان شود که دیگر بین مواد مخدر و فرزندش، مواد را انتخاب نکند.
من خودم در خماری، اگر فقط پول مواد را داشتم و فرزندم بیمار بود، اول مواد تهیه می‌کردم. این تخریبی است که مواد با ما کرده بود.
چه‌ها با جان خود، دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
غلط گفتا، خودم را کشتم و درمان خود کردم
کاری که ما با سوءمصرف مواد مخدر با خودمان کردیم، دشمن با ما نمی‌کرد.
کنگره مکان مقدسی است؛ جایی که قرار است جای غم را شادی، جای گریه را خنده و جای خشونت را صلح و آرامش بگیرد.
آیا چنین مکانی مقدس نیست؟
پس اگر می‌خواهیم این اتفاق‌ها بیفتد، باید حرمت‌ها را رعایت کنیم.
به جای خوبی آمده‌ای. قدر خودت را بدان.
تریاک زدی، شیره زدی، شیشه زدی، حشیش زدی، گل زدی، قرص خوردی؛ هر کاری کردی، گذشته است.
دست‌هایت را روی سینه گره نزن و در آغوش غم نمان.
ای ساربان، غمگین مباش، خوش روزگاری می‌رسد
یا عمر غم سر می‌رسد، یا غمگساری می‌رسد
ای ساربان آهسته ران، قدری تحمل بیشتر
این کشتی طوفان‌زده، آخر کناری می‌رسد
من روزگاری امید نداشتم صبح از خواب بیدار شوم و همیشه به همسفرم می‌گفتم: «اگر من خوابیدم، مراقب بچه‌ها باش.»
اما امروز اینجا ایستاده‌ام.
پس دلواپس نباش.
اینجا کجاست؟
اینجا کنگره ۶۰ است؛ جولانگاه عشق و محبت و سرای صلح و آرامش.
باید قدر کنگره را بدانیم و حرمتش را رعایت کنیم.
در شکارگاه شیر باش، در بیشه آرام باش.
اینجا بیشه توست؛ آرام باش، سرت را پایین بینداز، بیا و برو.
اگر یک نفر باعث شد حس تو خراب شود، دیگر طرف او نرو و اجازه نده حس آلوده تو را از گردباد سبز کنگره خارج کند.
در کنگره دروغ گفتن نداریم، غیبت کردن نداریم.
اصل درمان، صداقت است.
اگر خطایی کردی، به راهنمایت دروغ نگو.
ما در کنگره سرزنش کردن نداریم.
اگر کسی اینجا چرت می‌زند یا رفتاری دارد، به ما ربطی ندارد.
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه‌سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
اگر می‌خواهی به درمان، رهایی، تعادل و تعالی برسی، سرت را پایین بینداز و به کار دیگران کاری نداشته باش.
اگر مردی، دوربین را روی خودت زوم کن و باغچه خودت را شخم بزن.
و از همه مهم‌تر، یاد بگیریم که مادر، همسر یا همسفر ما، خدمتکار ما نیست.
در زندگی حرمت‌ها را رعایت کنیم؛ زیرا اگر حرمت‌ها شکسته شود، چیزی از آن زندگی باقی نخواهد ماند.
و مهم‌تر از همه، مراقب باشیم قلب انسان‌ها را با کلام، رفتار و عملمان نشکنیم.
دل جزوِ صور پنهان انسان است. وقتی دل می‌شکند، اشک جاری می‌شود و شاید به این زودی‌ها هم ترمیم نشود.دست و پا اگر بشکند، با نسخه درمان می‌شود
چشم گریان همدمِ لبخند خندان می‌شود
ای خدا، هرگز نبینم بشکند قلب کسی
دل شکسته، باطنش از ریشه ویران می‌شود
از اینکه سکوت کردید و به حرف‌های من گوش دادید، از همه شما بسیار سپاسگزارم.

 

مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافرین مجید ل4 رضا ل3
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافرین احمد ل11 ایراهیم ل1
ارسال خبر: مسافر رضا ل1

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .