English Version
This Site Is Available In English

حرمت کنگره ۶۰؛ مرز میان رهایی و بازگشت

حرمت کنگره ۶۰؛ مرز میان رهایی و بازگشت

ششمین جلسه از دوره ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر حمزه با دستور جلسه«حرمت کنگره ۶۰. چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟ » در روز سه شنبه 1405/04/09 رأس ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.
 

خلاصه سخنان استاد:
به نام خداوندی که رحمتش بی‌انتها و مهربانی‌اش همیشگی است.
سلام دوستان، سعید هستم، یک مسافر.در ابتدا خداوند را شاکر و سپاسگزارم که نعمت سلامتی را به من عطا کرد و بار دیگر توفیق حضور در جمع شما عزیزان را نصیبم نمود تا از آموزش‌ها و انرژی شما بهره‌مند شوم. همچنین از ایجنت محترم شعبه، مرزبانان، نگهبان و دبیر عزیز تشکر می‌کنم که فرصت خدمت در این جایگاه را به من دادند.
دستور جلسه درباره حرمت کنگره ۶۰ است. سعی می‌کنم کاربردی صحبت کنم تا دوستان بتوانند از مطالب استفاده کنند.
حرمت‌های کنگره در ابتدای هر جلسه توسط نگهبان خوانده می‌شود؛ اینکه کنگره مکانی مقدس و امن است و هر شخصی که وارد این مکان می‌شود باید حرمت آن را حفظ کند. دروغ گفتن، تهمت زدن، سرزنش کردن، استفاده از الفاظ ناشایست، صحبت کردن بدون اجازه، ایجاد بحث‌های سیاسی، دریافت یا پرداخت پول بدون هماهنگی، رد و بدل کردن شماره تلفن و برقراری هرگونه ارتباط خارج از چهارچوب کنگره، همگی از موارد ضد ارزشی و ضد اخلاقی هستند.
شاید این سؤال پیش بیاید که چرا این حرمت‌ها هر جلسه تکرار می‌شود؟ به نظر من دو دلیل دارد؛ یا مثل لالایی است که از کنار آن بی‌تفاوت رد شویم، یا تلنگری است که ما را به خودمان بیاورد. اگر حتی یکی از این حرمت‌ها را رعایت نکنیم، مطمئن باشید رسیدن به خط پایان بسیار سخت خواهد شد.
من دو بار در کنگره سفر کردم. یک بار متأسفانه برگشت خوردم و دلیل اصلی آن هم همین بود که حرمت‌ها را رعایت نکردم.
در زمان سفر، با چند نفر از دوستان مصرف‌کننده رفت‌وآمد داشتم. پاتوقی داشتیم که هر روز به آنجا می‌رفتم. ما که در حال درمان بودیم، شربت مصرف می‌کردیم و سعی می‌کردیم آن‌ها را به کنگره دعوت کنیم، اما آن‌ها مواد مصرف می‌کردند. تصور می‌کردیم می‌توانیم آن‌ها را به سمت کنگره بیاوریم، اما در نهایت آن‌ها ما را دوباره به سمت مصرف کشاندند. یکی از مهم‌ترین دلایل برگشت من همین ارتباط با دوستان مصرف‌کننده بود؛ ارتباطی که نباید حفظ می‌کردم.آن زمان هفته‌ای چهار یا پنج گرم شیشه و مقداری تریاک مصرف می‌کردم. بعد از برگشت، مصرفم بیشتر شد و حالم به‌مراتب بدتر از قبل شد. همان تجربه برایم درس بزرگی شد که دفعه بعد این حرمت را جدی بگیرم.وقتی دوباره به کنگره آمدم، ارتباطم را با دوستان مصرف‌کننده کاملاً قطع کردم. هیچ خبری از هم نداشتیم. نتیجه‌اش این شد که درمان شدم و بعد از آن، پنج یا شش نفر از همان دوستان هم به کنگره آمدند و درمان شدند.
همیشه به تازه‌واردها می‌گویم اصرار نکنید کسی را به کنگره بیاورید. اگر خودتان خوب شوید و خوب بمانید، دیگران با دیدن تغییر شما رغبت پیدا می‌کنند و خودشان وارد کنگره می‌شوند.اتفاق دیگری هم در سفر برایم افتاد. دفعه اول علاقه‌ای به جلسات عمومی نداشتم. به بهانه زنگ خوردن تلفن از جلسه بیرون می‌رفتم. بیرون هم معمولاً دوستان مصرف‌کننده را می‌دیدم.یک روز یکی از دوستان که در اواخر سفرش بود گفت: «بیا برویم قهوه بخوریم.» من هم همراهش رفتم. هنگام برگشت گفت داشبورد ماشین را باز کن. باز کردم، دیدم داخل آن شیشه آماده مصرف است. گفت: «بیا چند دود بگیر.» گفتم: «مگر آخر سفرت نیست؟» گفت: «ولش کن، من دو ماه است سفر می‌کنم، چند دود هم بگیرم چیزی نمی‌شود. خوب مشارکت می‌کنم، سی‌دی می‌نویسم و حالم از بقیه هم بهتر است.»هرچه اصرار کرد قبول نکردم. ناراحت شد و رفت.چند سال بعد با من تماس گرفت و گفت: «سعید، هنوز حالت خوب است؟» گفتم: «به لطف خدا، بله.» گفت: «چه تصمیم عاقلانه‌ای گرفتی که آن روز قبول نکردی.» خودش متأسفانه دوباره مصرف کرده بود، زندگی و خانواده‌اش را از دست داده بود و می‌خواست دوباره برای درمان به کنگره برگردد.این تجربه به من ثابت کرد که بیرون از کنگره خبری نیست. اینجا منطقه امن است، اما بیرون هزاران اتفاق وجود دارد که اگر ذره‌ای لغزش داشته باشی، خیلی راحت از مسیر خارج می‌شوی.
در پایان می‌خواهم بگویم گاهی با خودمان خلوت کنیم و از خودمان بپرسیم: هدف من چیست؟ برای چه به کنگره آمده‌ام؟ آیا آمده‌ام فقط مواد مصرف نکنم یا هدف‌های بزرگ‌تری هم دارم؟از خودمان سؤال کنیم: در این مدتی که آمده‌ام چه تغییری کرده‌ام؟ چه دستاوردی داشته‌ام؟ اگر یک ماه، شش ماه یا بیشتر است که در کنگره هستیم، آیا نسبت به گذشته تغییر کرده‌ایم؟ آیا به موقع در جلسات حاضر می‌شویم؟ آیا ظاهر، رفتار، نظم و مسئولیت‌پذیری ما تغییر کرده است؟
همه ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در کنگره و بیرون از آن یک الگو هستیم. افراد زیادی رفتار ما را زیر نظر دارند. اگر در این مسیر درست حرکت کنیم و تغییر کنیم، مطمئن باشید افراد زیادی از طریق ما جذب کنگره خواهند شد.
می‌گویند اگر بتوانی یک نفر را نجات بدهی، گویی همه انسان‌ها را نجات داده‌ای؛ و اگر باعث شوی یک نفر از این مسیر خارج شود، مسئولیت بسیار سنگینی بر عهده خواهی داشت.
در پایان، با شعری از وحشی بافقی سخنم را به پایان می‌رسانم:

«چه‌ها با جان خود، دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند این‌ها که من با جان خود کردم
طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری
غلط می‌گفت؛ خود را کشتم، آخر درمان خود کردم.»

ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .