English Version
This Site Is Available In English

رعایت حرمت‌ها نوعی تمرین نظم است

رعایت حرمت‌ها نوعی تمرین نظم است

جلسه یکم از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی مجازی ویلیام‌وایت به استادی اسیستانت ویلیام‌وایت همسفر مینا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰» روز شنبه ۶ تیر ماه ۱۴۰۵ آغاز به کار کرد.

امیدوارم حالتان خوب باشد و خوشحال، سالم و سلامت باشید. امیدوارم همه آدامس‌های خود را به‌موقع مصرف کنید و برای درمانتان از همیشه بیشتر ارزش قائل شوید. دلم می‌خواهد روزی دور هم جمع بشویم و روبه‌روی هم بنشینیم و لژیون خود را به آن شکل برگزار کنیم؛ اما شرایط به این صورت است.

ما هرکدام از نقطه‌ای از این کشور بزرگ هستیم، در کنار هم یک خانواده شده‌ایم و برای درمان و سلامتی‌مان تلاش می‌کنیم. امیدوارم این لژیون‌ها و مشارکت‌ها کمک کند که در مسیر درمان باشید و هر روز به آن آرامشی که لایق آن هستید، نزدیک‌تر شوید. دستور جلسه امروز، حرمت کنگره۶۰ است و اینکه چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است.

این حیاتی‌ترین بخشی است که در واقع مسیر درمان ما را شکل می‌دهد؛ یعنی حرمت‌های کنگره۶۰. شاید بعضی از ما یا افرادی که تازه به کنگره۶۰ وارد می‌شوند در ابتدا فکر کنند که این حرمت‌ها نوعی محدودیت یا سخت‌گیری بی‌جهت است؛ اما به این شکل نیست. شاید فکر کنیم که ما اینجا هستیم تا به هم کمک کنیم پس چرا نباید به هم پول قرض بدهیم یا با هم همکار بشویم.

مگر این‌ها کارهای انسانی نیستند؟ یا کمک کردن به یکدیگر کار بدی است؟ شاید این فکرها را بکنیم؛ اما پاسخ این سؤال‌ها در یک جمله است، ما اینجا محیط درمانی داریم نه محیط زندگی روزمره. بگذارید مثالی برای شما بزنم که در کنگره‌۶۰ بسیار اتفاق افتاده است. فرض کنید من به‌عنوان راهنما مبلغ زیادی به یکی از رهجوهای خود قرض بدهم یا برعکس من از رهجوی خود پول زیادی قرض بگیرم.

حال اگر آن شخص به هر دلیلی نتواند پول را به من پس بدهد، چه اتفاقی می‌افتد؟ اول اینکه آن شخص بسیار خجالت خواهد کشید و دیگر جرأت نخواهد کرد به لژیون بیاید و به‌خاطر اینکه بدهکار شده است، مسیر رهایی و مسیر کنگره آمدن او واقعاً تغییر می‌کند.

حالت دیگر این است که من به‌عنوان طلبکار هر وقت او را می‌بینم، ذهن من به سمت این موضوع می‌رود که به او پول داده‌ام؛ اما آن را به من برنمی‌گرداند و دیگر حواس من به درمان او نیست. در واقع نگاه و دید این دو نفر نسبت به یکدیگر عوض می‌شود و دیگر راهنما و رهجو یا دو خواهر لژیونی نیستند؛ بلکه به طلبکار و بدهکار تبدیل می‌شوند.

همین‌طور در مورد رابطه کاری یا خانوادگی، وقتی ما وارد این رابطه‌ها می‌شویم دیگر نمی‌توانیم با صداقت کامل و بدون نقاب درباره لغزش‌ها و نقاط ضعف خود صحبت کنیم؛ زیرا می‌ترسیم طرف مقابل در زندگی شخصی یا کاری ما از آن‌ها مطلع شود و ما را قضاوت کند. ما با شکستن حرمت‌ها، آن حصار امنی را که دور درمان ما کشیده شده است، خراب می‌کنیم.

حال ما به واسطه اینکه در لژیون درمان سیگار و نیکوتین هستیم و با متد DST و متد ویلیام‌وایت حرکت می‌کنیم همیشه بخشی از صحبت‌های ما به این سمت کشیده می‌شود. من هم در ارتباط با این دستور جلسه به نکته‌ای اشاره می‌کنم. عزیزان ، درمان سیگار یا درمان نیکوتین اصلاً یک موضوع جسمی یا نیکوتینی نیست. سیگار در واقع یک پناهگاه ذهنی برای فرار از استرس‌ها است.

متد DST و ویلیام‌وایت بر نظم ذهنی و آرامش درونی تأکید دارند. حال تصور کنید کسی که حرمت‌ها را رعایت نکرده و وارد یک رابطه کاری یا مالی پیچیده با رهجو، راهنما یا خواهر لژیونی خود شده است، ناگهان با یک اختلاف شدید یا دعوای کاری مواجه شود. چه اتفاقی می‌افتد؟ ذهن او پر از درگیری، استرس و اضطراب می‌شود.

در این لحظه فرد دقیقاً در برابر نیاز خود به نیکوتین آسیب‌پذیر می‌شود؛ یعنی به‌هم می‌ریزد و دیگر آدامس نیکوتین‌دار پاسخگوی او نیست و مجبور می‌شود سیگار یا قلیان بکشد؛ زیرا نظم ذهنی او به‌هم ریخته است و ذهن او به سمت همان پناهگاه قدیمی، یعنی سیگار یا قلیان بازمی‌گردد. رعایت حرمت‌ها نوعی تمرین نظم است.

وقتی من یاد می‌گیرم که به یک قانون هرچقدر هم سخت پایبند باشم و در برابر وسوسه یک کمک غیرقانونی یا رابطه خارج از چهارچوب کنگره۶۰ نه بگویم، در واقع عضلات اراده خود را تقویت می‌کنم و قوی‌تر می‌شوم. کسی که می‌تواند در برابر وسوسه شکستن حرمت‌ها مقاومت کند، قطعاً می‌تواند در برابر وسوسه یک نخ سیگار یا یک پک قلیان نیز قوی‌تر عمل کند.

به زبان ساده اگر بخواهم بگویم، نظم در حرمت‌ها برابر است با نظم در ذهن و نظم در ذهن برابر است با پیروزی در درمان نیکوتین. پس عزیزان دلم یادتان باشد که حرمت‌های کنگره۶۰ مانند گاردریل‌های کنار جاده‌های پرپیچ‌وخم هستند. شاید بعضی‌ها فکر کنند که این گاردریل‌ها مانع حرکت هستند؛ اما در واقع ما را نجات می‌دهند تا اگر لغزش کردیم یا از مسیر خارج شدیم، پرت نشویم و بتوانیم دوباره به جاده بازگردیم.

از شما عزیزان می‌خواهم برای رهایی خودتان و برای اینکه محیط لژیون را برای یکدیگر امن نگه داریم به این دیوارهای حفاظتی؛ یعنی حرمت‌ها، احترام بگذارید. اجازه ندهیم هیچ رابطه کاری یا مالی جایگزین رابطه خالص درمان شود. خیلی دوستتان دارم و امیدوارم همگی در آرامش به رهایی برسیم و به آن مقصدی که در نظر داریم، نزدیک‌تر شویم.

رابط خبری: اسیستانت ویلیام‌وایت همسفر مینا  (نمایندگی حر)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .