.jpg)
نهمین جلسه از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی ایجنت همسفر ژاله، نگهبانی همسفر نصیبه و دبیری همسفر راضیه با دستور جلسه «حرمت کنگره (چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟)» روز دوشنبه ۸ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد؛
خداوند را شاکر هستم که امروز این اذن را به من داد تا در خدمت شما باشم. از همسفر نصیبه نگهبان لژیون مالی سردار نیز برای اجازه این خدمت تشکر میکنم. از دبیر و خزانهدار هم متشکرم و به آنها خدا قوت میگویم.
دستور جلسه امروز در رابطه با حرمت کنگره۶۰ است. مطلبی که از بدو ورود ما در لژیون تازهواردین به ما گوشزد میکنند تا لحظهای که بخواهیم از کنگره برویم. هر مکانی برای خود یک حرمتی دارد از کوچکترین اجتماع که خانه ما است تا هر سیستم یا سازمان دیگری که به آن وارد شویم. رمز ماندگاری در هر سیستم این است که قانونها و حرمتهای آن مکان را حفظ کنیم.
هر خانهای برای خود حرمت دارد، قانون منزل من این است که ساعت ۱۱ شب شام بخوریم، خانه خواهر من ساعت ۷ شب شام میخورند. حال اگر خانه او دعوت شوم، اختیار با من است که ساعت ۱۱ شب بروم یا ۷ شب؛ اگر ساعت ۷ بروم به معنای رعایت قانون منزل او است، احترام گذاشتم و روی سر او جا دارم؛ اما اگر ۱۱ شب بروم ممکن است با من برخورد بدی نداشته باشد؛ ولی بهخاطر اینکه قانون خانه او را نقض کردم و نظم آن مکان را به هم ریختم، آرام آرام تو را از دورهمیهای خویش خط میزند. به ۱ سال نمیکشد که متوجه میشوی خواهر و برادر دیگر را دعوت کرده و تو را دعوت نکرده است.
باید درون خود را دید، برای اینکه نقض قانون کرده بودی. درمورد کنگره۶۰ نیز همینطور است، این مکان مقدس یک سری قوانین دارد، تازهوارد که میآید، با خواست و اراده خویش وارد شده است؛ لیکن اگر میخواهد در این مکان بماند، حالش خوب شود و به درمان برسد، اجبار دارد که قوانین این مکان امن را رعایت کند. حال اگر توجه نکرد چه میشود! یا با گردباد سبز کنگره به بیرون پرتاب میشود یا میماند و برای خود پلههای صعود درست میکند و بعد از آن بالا محکمتر به زمین میخورد. ماندن او در ادامه هم باعث میشود که همچنان نقض فرمان کند و ضربهای که میخورد شدیدتر خواهد بود.
ما همه مسلمان هستیم، خدا و قرآن را قبول داریم. خداوند در کلامالله میفرمایند: «روزه بگیرید». من به حکم اینکه خدا را قبول دارم چشم میگویم و چون و چرا نمیآورم. ۱۴۰۰ سال چشم گفتیم و روزه گرفتیم. بعد از گذشت سالیان سال علم پیشرفت کرده و متوجه شدهاند که فواید روزه گرفتن به خود بر میگردد تا بدن سالم باشد و اتوفاژی در جسم رخ دهد. افرادی که در این ۱۴۰۰ سال روزه گرفتند، آنها نمیدانستند و علم برای آنها هنوز کشف نکرده بود؛ ولی چون خدا گفته بود انجام میدادند. خداوند خاصیت روزهداری را توضیح نداده است؛ زیرا قرآن زمانی نازل شد که انسانها بسیار بَدَوی و ساده بودند؛ اگر پروردگار علت را شرح میداد، بیشتر باعث تخریب میشد و نتیجه عکس میگرفت.
در کنگره۶۰ یک سری موارد در حرمت آمده است که ۲ مرتبه خوانده میشود. یکی در ابتدای جلسه و مرتبه دوم در پایان جلسه. در ختم جلسه خوانده میشود برای آن افرادی که از ابتدا حضور نداشتند آن را متوجه شوند، مواردی هم وجود دارد که حرمت نانوشته هستند. حرمت و قوانینی که مرزبان و ایجنت شعبه میگویند و باید رعایت شوند؛ مانند همان بندهایی که در قوانین آمدهاند و لازمالاجرا هستند.
مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «ارتش چرا ندارد و باید چشم بگویی». مطمئن باشید هیچ مرزبان و ایجنت یا اسیستانتی از خود قانون ابداع نمیکند؛ یعنی این اجازه را ندارد که از طرف خود بخواهد قانونی بگذارد؛ قطعاً از مراتب بالا ابلاغ شده و او باید انجام دهد. یکی از این قوانین پوشش مناسب است که در حرمت کنگره هم آمدهاست؛ مخصوصاً برای جلسههای عمومی مسافران و همسفران.
به فردی میگوییم پوشش شما نامناسب است میخندد و میگوید: «چکار کنم و ندارم». نخند! وقتی به شما تذکر میدهند فقط بگو چشم، تهیه میکنم. شما ۱۰ مورد از وسایلی که نیاز نیست را تهیه میکنید، این یک لباس قرار است که هر پنجشنبه با آن پوشش در این مکان حاضر شوید و ۱ سال، ۲ سال یا ۱۰ سال از آن استفاده کنید، لباسی که پوشیده، مرتب و بلند باشد که در روزهای جلسههای عمومی ساق پا زیاد معلوم نباشد یا موهای خود را بیرون نریزیم. در روزهای دوشنبه جلسه خصوصی بوده و همه خانم هستیم و آزادیم.
در این مواقع ضعف از سمت راهنما است که نتوانسته بعد از گذشت ۶ ماه، ۱ سال یا ۲ سال بر روی پوشش رهجو کار کند. ما در جایگاه مرزبان و ایجنت میگوییم: پوشش خود را مرتب کن؛ ولی نمیتوانیم توضیح دهیم برای چه. بعد از اینکه مدتی از ورود افراد به این مکان امن میگذرد، همه مثل خواهر و برادر میشویم. حسهای ما آنقدر تزکیه و پالایش میشوند که نگاه ما به مسافران یا دید آنها به همسفران مثل اعضای خانواده میشود؛ بایستی از یک مراحلی بگذریم تا به آن حالت برسیم. ما با پوشش نامناسب نمیگذاریم به آن مرحله برسد.
مسافر در ابتدای سفر حال خوبی ندارد، حس بد نسبت به هسمفران پیدا میکند و این حس را منتقل میکند یا به همسفر خود اجازه آمدن به کنگره را نمیدهد، این اتفاقها در ابتدای سفر رخ میدهد و از کنترل ما خارج میشود. در گذشته اتفاقاتی در یکی از شعب افتاد که مسافر تازهوارد در مورد همسفری رفتار نامناسبی انجام داد و با او برخورد شد. من بهعنوان ایجنت به فرد میگویم پوشش نامناسب است؛ اما نمیتوانم برای همه شرح دهم که در گذشته این اتفاقها افتاده است.
بنابراین در پشت هر قانونی که گذاشته میشود؛ یقیناً ملاحظاتی وجود دارد. وقتی دقت کنید متوجه میشوید در هر سیستمی، هرگاه قانون آن مکان را رعایت کنید با احترام با شما برخورد میکنند و شما در آرامش هستید. زمانیکه حرمت و قانون را حفظ میکنید در جلوی شما با احترام هم میشوند؛ ولی وقتی عمداً نقض قانون انجام شود، هم خود شخص انرژی از دست میدهد و هم احترامی برای او قائل نمیشوند.
مطلب بعد ارتباط راهنما و رهجو بوده که جزء قوانین کنگره۶۰ است. یک رهجو فقط باید از راهنمای خود مشاوره بگیرد؛ اگر حس او با راهنما برقرار نمیشود و یا راهنما را مناسب سطح دانایی خود نمیداند، این اجازه را دارد تا راهنمای خود را تغییر دهد؛ اگر سراغ راهنمایان دیگر برود و مشاوره بخواهد، شأن راهنمای خود را زیر سؤال میبرد؛ پس اخطار به رهجو داده میشود که این کار را انجام ندهد و از طرف دیگر به راهنما میگوید: وقتی من در جایگاه راهنما آموزش گرفته، در بستر کنگره رشد کرده و اعتبار کسب نمودهام، اجازه ندارم سوء استفاده کنم و اگر یک رهجو بهدلیل ناآگاهی به من مراجعه میکند او را بسیار نامحسوس به سمت راهنمای خود او هدایت کنم؛ چنانچه این ارتباطی که به شما گفته میشود در حد معین آن را رعایت کنید، مطمئناً در پشت آن اندیشهای بوده است، برای همین گفته شده و پیگیری انجام میدهند.
مطلب بعد احترام به پیشکسوتان شعبه است، یک فرد قدیمی وارد میشود، شما اصلاً او را نمیشناسید؛ ولی بدانید که او یک روزی بوده، انرژی و وقت گذاشته تا این مکان روی پا بماند که الان من بتوانم به این مکان بیایم، نگویید که او من را نمیشناسد، من هم او را نمیشناسم. بروید پیشکسوت را بغل کنید، خوشآمد بگویید، به او انرژی بدهید. انرژی یک تازهوارد، یک سفر اولی یا کسی که وارد سفر دوم شده، هر شخصی انرژی خاص خود را دارد و اینقدر انرژیهای شما خالص است که وقتی یک فرد را بغل میکنید انرژی او صد برابر میشود.
وقتی اسیستانتها یا دیدهبانها به شعبه تشریف میآورند بسیار مشتاقانه به استقبال آنها بروید. کاملاً به یاد دارم با همسفر عابده در لژیون بودیم؛ هنگامیکه دیدهبان آقای احمد حکیمی تشریف میآوردند؛ حتی نمیدانستیم دیدهبان کیست و تنها این مطلب را میدانستیم که یک شخص بزرگی در کنگره است. به همین دلیل زمانیکه ایشان میآمدند فوری جلو میرفتیم، صحبت و استقبال میکردیم. راهنما به ما میگفت: مگر میدانید این فرد چه کسی است! میگفتیم: نه، چون همه به ایشان سلام میکنند و احترام میگذارند، متوجه شدیم که شخص بزرگی است؛ پس باید انرژی خود را به طرف مقابل منتقل کنیم تا انرژی دریافت کنیم.
جلسه قبل از شما خواسته بودم در لژیون مالی پوشش سفید را رعایت کنید و میبینم که اکثراً مراعات کردید. انشاءالله جلسههای بعد نیز همینطور باشد تا لژیون سردار بدرخشد و از دیدن هم انرژی بگیریم. ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
تایپیست: همسفر فهیمه رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
تنظیم و ارسال: همسفر الهام رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون ششم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
35