همسفر منصوره:
در ابتدای نوشتار حرمت کنگره ۶۰ آمده است:
کنگره مکان مقدس و امنی است که هر شخص با ورود به این مکان باید حرمت آن را حفظ نماید.
در این جمله، واژه «باید» بهکار رفته است. این «باید» هیچ چونوچرا، اما و اگر یا بهانهای برای من باقی نمیگذارد؛ زیرا بهعنوان عضوی از کنگره ۶۰، موظف و مسئول هستم هر زمان که وارد این مکان مقدس و امن میشوم، حرمت و قوانین آن را با جان و دل بپذیرم و به آنها عمل کنم.
حرمت کنگره ۶۰ مانند حصاری است که تمام اعضای کنگره را از گزند آسیبها و نابسامانیها حفظ میکند و هدف آن، فراهم کردن بستری امن برای آموزش، درمان و رسیدن به حال خوش است.
بنابراین بر همه اعضای کنگره ۶۰ واجب و ضروری است که این قوانین را رعایت کنند تا بتوانند با آرامش و آسودگی، سفر خود را بهدرستی تکمیل نمایند. رعایت حرمت و قوانین نهتنها برای من آرامش و امنیت به همراه دارد، بلکه زمینه رشد و تکامل مرا در این مسیر سبز، که از ظلمت بهسوی نور است، فراهم میکند.
برداشت من از نوشتار حرمت کنگره ۶۰ این است که نوعی دیپلماسی و ادب اجتماعی را به من آموزش میدهد؛ اینکه نهتنها در کنگره، بلکه در بیرون از کنگره نیز چگونه با دیگران رفتار کنم تا موجب ایجاد تنش و واکنشهای نامناسب نشوم.
یکی از بندهای حرمت کنگره ۶۰ این است که بحث سیاسی ممنوع است. جناب مهندس بارها در سخنان خود فرمودهاند که: «ما در کنگره بحث سیاسی نداریم؛ زیرا سیاستمدار نیستیم و از سیاست چیزی نمیدانیم و پرداختن به این مسائل ما را از مسیر و هدف اصلیمان، یعنی درمان اعتیاد، دور میکند.»
در جای دیگری نیز میفرمایند: «هدف ما ترکِ معتاد نیست، بلکه پرورش استاد است.»
بنابراین برای همه اعضای کنگره روشن است که هدف کنگره ۶۰، هدفی والا و ارزشمند، یعنی پرورش انسانهایی توانمند و استاد است.
استادی که امروز در کنگره ۶۰ پرورش مییابد، روزی با حالی پریشان، مضطرب، مستأصل و بیمار وارد این مکان شده است. او با درمان اعتیاد، دریافت آموزشها، خدمت، قبولی در آزمون راهنمایی و با تکرار، تمرین و ممارست، به جایگاه استادی میرسد و به انسانی دانا و عاقل تبدیل میشود؛ انسانی که نهتنها بنای ویران وجود خود را آباد کرده، بلکه میتواند مصرفکنندگان دیگر را نیز به درمان و حال خوش برساند.
اما در بخش دوم دستور جلسه، یعنی ممنوع بودن رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰، به این نتیجه میرسم که اگر به هر دلیلی چنین روابطی با اعضای کنگره برقرار کنم، در درجه اول به خودم و در درجه دوم به دیگر اعضا آسیب میزنم؛ زیرا هدف من از حضور در کنگره، آموزش گرفتن، خدمت درست و حرکت در مسیر درمان است.
خدمت درست یعنی آموزشها را بیاموزم، آنها را در زندگی خود به کار بگیرم، با حس و حالی خوب به تازهواردان خدمت کنم و در نهایت به آرامش، تعادل و حال خوش دست پیدا کنم.
کلام آخر اینکه، از خداوند مهربان سپاسگزارم که مرا با این مکان مقدس و امن آشنا کرد تا از آموزشهای ناب آن بهرهمند شوم، رشد کنم و به حال خوش برسم.
نویسنده: راهنمای تازه واردین همسفرمنصوره
ارسال:همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره
همسفران کنگره۶۰ نمایندگی امیرکبیر
- تعداد بازدید از این مطلب :
62