جلسه دوازدهم از دوره دهم کارگاه های آموزشی خصوصی نمایندگی پردیس با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر آرش با دستور جلسه *حرمت کنگره 60، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره 60 ممنوع است؟* دوشنبه 8 تیر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
روزهای نخست ورودم به کنگره، همیشه برایم این سؤال وجود داشت که چرا همه از آقای مهندس تشکر میکنند. امروز پاسخ این سؤال برایم کاملاً روشن شده است. اکنون میدانم که چه مسیر دشوار و پرزحمتی طی شده تا امروز من بتوانم در این جایگاه بنشینم، از تاریکیها فاصله بگیرم و نور را تجربه کنم. بابت این نعمت بزرگ و این اتفاق روحانی، خداوند را بینهایت شاکر و سپاسگزارم.
امروز برای من روزی مقدس است. علاوه بر اینکه کنگره، حریمی مقدس است، این روز یادآور یکی از مهمترین اتفاقات زندگی من نیز هست. روزی که به واسطه آراهنمای تازهواردین، به لژیون دعوت شدم و مسیر تغییر، تبدیل و ترخیص برایم آغاز شد.
هرگز تصور نمیکردم روزی با آن حال خراب، سرشار از ترس، ناامیدی و پوچی مطلق، وارد چنین مکانی شوم. هنوز نخستین روز ورودم را به یاد دارم؛ وقتی از در وارد شدم، احساس کردم فضای اینجا سراسر نور است. آن نور و آن حس ناب را دیگر به همان شکل تجربه نکردم، اما زیبایی و آرامش این مکان همچنان برایم پابرجاست.
در اینجا قوانینی حاکم است که باعث شده امروز در کنار یکدیگر بنشینیم، آموزش ببینیم و رشد کنیم. من از تکتک شما آموزش گرفتهام و اگر امروز در سفر دوم هستم، نتیجه رعایت همین حرمتها و قوانین است.
یکی از مهمترین تغییراتی که در خودم احساس کردهام، تغییر در نوع نگرش و تفکرم است. یادم هست روزی خواستم پیشنهادی به راهنمایم بدهم و جملهام را با این عبارت آغاز کردم که «من فکر میکنم...»؛ اما همان لحظه متوجه شدم که موضوع، فکر کردن من نیست، بلکه باید از اندیشه، تجربه و آموزش راهنما پیروی کنم.
دستور جلسه امروز نیز درباره حرمتهاست؛ اینکه چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ممنوع است. پاسخ روشن است؛ زیرا این موضوع به حفظ حرمت کنگره مربوط میشود. حرمت آنقدر اهمیت دارد که هم در آغاز جلسه و هم در پایان جلسه قرائت میشود و همه ما موظف به رعایت آن هستیم. مسئولان نیز وظیفه دارند در صورت نقض حرمتها برخورد کنند، زیرا این موضوع به مرگ و زندگی انسانها مربوط میشود.
.jpg)
آمار رهاییهای کنگره مشخص است؛ اما آمار افرادی که از مسیر خارج شدند، دوباره گرفتار مصرف شدند، جان خود را از دست دادند، خانوادههایشان از هم پاشید یا فرزندانشان دچار آسیب شدند، هرگز مشخص نیست. اما بدون تردید چنین آسیبهایی وجود دارد. بنابراین، این حرمتها برای حفظ جان، زندگی و آینده انسانها وضع شدهاند.
اگر من وارد کنگره نمیشدم، شاید امروز زنده نبودم. تنها چند روز پیش از ورودم، تا مرز خودکشی پیش رفته بودم و اگر دوباره به همان مسیر بازمیگشتم، احتمالاً زندگیام به پایان میرسید. اما کنگره مرا دوباره زنده کرد. اینجا برای من احیای دوباره انسانیت بود.
حکایتی نقل میکنند که فردی بدون توجه به تجربه دیگران، تنها بر اساس برداشت شخصی خود عمل کرد و نتیجه آن، آسیب دیدن خودش بود. پیام این حکایت روشن است؛ تجربه، ارزشمندتر از برداشتهای شخصی و علم ناقص است. ما نمیدانیم چه اندیشه و چه تجربه عمیقی پشت همین چند خط حرمتهای کنگره نهفته است، اما یقین داریم که این قوانین بر پایه سالها تجربه تدوین شدهاند.
اگر این حرمتها را رعایت نکنیم، به مقصد رهایی نخواهیم رسید، بلکه دوباره به سمت تاریکی بازخواهیم گشت. همه ما مصرف را تجربه کردهایم و میدانیم اعتیاد ابتدا شخصیت، آبرو، اعتبار، خانواده و عزیزترین داشتههای انسان را از او میگیرد. من تمام اینها را با پوست و استخوانم تجربه کردهام و امروز از سر تجربه این مطالب را بیان میکنم.
خداوند را هزاران بار شکر میکنم که در کنار شما قرار گرفتم. این مکان برای من مقدس است و باید حرمت آن را حفظ کرد. در متن حرمتها آمده است که باید به پیشکسوت احترام گذاشت. اگر پیشکسوت یا راهنما از کنار من عبور کند، وظیفه خود میدانم به احترام او از جایم برخیزم؛ زیرا این رفتارها بخشی از آموزشهای کنگره است.
امروز عشق، احترام و انسانیت را از تکتک شما آموختهام. با وجود اینکه هنوز مشکلات فراوانی در زندگی دارم، اما تفاوت امروز من با گذشته این است که امید دارم. هر بار که از کنگره خارج میشوم، احساس آرامش و سبکی میکنم.
در ادامه جلسه هماهنگی راهنمایان نمایندگی برگزار گردید:
.jpg)
سایت نمایندگی پردیس
- تعداد بازدید از این مطلب :
112