جلسه هفتم از دوره اول لژیون سردار همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی پهلوان مسافر امیرمحمد، نگهبانی پهلوان همسفر کوروش و دبیری همسفر فرزاد با دستور جلسه: "حرمت کنگره۶۰، چرا رابطهکاری و مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است." روز شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز بهکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
در لژیون سردارِ مسافران، معمولاً درباره دستور جلسه هفتگی صحبت میکنیم؛ اما بخش عمده بحثهای ما پیرامون جایگاه و اهمیت لژیون سردار است. در جلسات عمومی نیز بیشتر بر خود دستور جلسه مشارکت میشود. امروز میخواهم در فرصت کوتاهی که در اختیار دارم، درباره هر دو موضوع صحبت کنم.
دستور جلسه این هفته، «حرمت کنگره» است. زمانی که مهندس دژاکام در سال ۱۳۷۸ کنگره ۶۰ را تأسیس کردند، پس از آغاز درمان در سال ۱۳۷۶، مجموعهای از قوانین و حرمتها را برای این نهاد تدوین کردند. همانگونه که هر سازمان، اداره یا مؤسسهای قوانین و مقررات خاص خود را دارد و هر فردی که وارد آن مجموعه میشود موظف به رعایت آنهاست، کنگره ۶۰ نیز برای حفظ سلامت و آرامش محیط آموزشی خود، اصول و حرمتهایی را تعیین کرده است.
به یاد دارم زمانی که برای نخستین بار وارد کنگره شدم، در جلسات تازهواردین درباره این حرمتها صحبت میشد؛ از پرهیز از دروغ، غیبت، سرزنش دیگران، بهکار بردن الفاظ ناشایست، رد و بدل کردن شماره تلفن بدون اجازه و موارد مشابه. آن روزها اگرچه عقل من تأیید میکرد که این رفتارها ضد ارزش هستند، اما درک عمیقی از فلسفه وجودی این قوانین نداشتم و نمیدانستم چگونه باید به مرحله عمل برسم.
بهتدریج و با قرار گرفتن در مسیر آموزش، تصویر زیبایی در ذهنم شکل گرفت. احساس کردم هر انسانی دارای دو بُعد است؛ بُعد تاریکی و بُعد روشنایی. گویی هنگامی که از درِ کنگره وارد میشویم، باید بخش تاریک وجود خود را پشت همان در بگذاریم و تنها با سرمایه اندک روشناییمان وارد شویم.
اگر فرض کنیم نود و نه درصد وجود من را تاریکی فرا گرفته باشد و تنها یک درصد روشنایی در وجودم باقی مانده باشد، با رعایت حرمتها، خاموش کردن تلفن همراه، احترام به قوانین و حضور صحیح در جلسات، همان یک درصد روشنایی اندک فرصت رشد پیدا میکند. شاید این رشد در ابتدا تنها نیم درصد یا حتی کمتر باشد؛ اما وقتی زمان خروج از کنگره فرا میرسد، دیگر نمیتوانم همان میزان تاریکی را با خود حمل کنم، زیرا بخشی از آن جای خود را به روشنایی داده است.
رفتوآمد مستمر، دریافت آموزشها و عمل به حرمتها، آرامآرام میزان روشنایی وجود انسان را افزایش میدهد؛ تا جایی که هم خود فرد تغییر را احساس میکند و هم اطرافیانش آن را در رفتار و زندگی او مشاهده میکنند.
مهندس دژاکام بارها در سیدیهای آموزشی فرمودهاند که زندگی مانند یک بازی شطرنج است؛ بازیای که قواعد و قوانین مشخصی دارد. اگر یکی از دو بازیکن قوانین بازی را نداند، دیگر لذتی از آن بازی حاصل نخواهد شد. زندگی نیز همینگونه است. اگر میخواهیم به دانایی برسیم و کیفیت زندگی خود را ارتقا دهیم، باید قواعد آن را بیاموزیم و یکی از مهمترین این قواعد، رعایت حرمتهاست.
یکی از این حرمتها، پرهیز از برقراری روابط کاری و مالی خارج از چارچوب کنگره است. این قانون بر پایه تجربه شکل گرفته است. خود من روزی با نیت خیر، مبلغ قابل توجهی را به یکی از اعضای کنگره قرض دادم تا بتواند بخشی از مشکلات زندگیاش را حل کند. اما نتیجه کاملاً برعکس شد. به دلیل بدهیای که نسبت به من احساس میکرد، بهتدریج از کنگره فاصله گرفت و حتی حضور در جلسات را ترک کرد. هرچه به او میگفتم که فعلاً موضوع پول را فراموش کند و تنها برای دریافت آموزشها به کنگره بیاید، نتیجهای نداشت.
آن زمان متوجه شدم که من برخلاف توصیه مهندس دژاکام عمل کردهام. تصور میکردم در حال کمک کردن هستم؛ اما ناخواسته عاملی شدم که او از مسیر آموزش دور شود.
این موضوع دقیقاً با همان تصویر «تاریکی و روشنایی» ارتباط دارد. بیرون از فضای کنگره، بخش تاریک وجود ما قدرت بیشتری دارد و هنوز آنقدر به دانایی و جهانبینی نرسیدهایم که بتوانیم همیشه آن را کنترل کنیم. ممکن است یکی از اعضای کنگره پیشنهادی کاری یا مالی به ما بدهد. هرچند همه اعضای کنگره در مسیر رشد حرکت میکنند، اما هیچکس ادعای سفیدی مطلق ندارد. همانطور که آقای اصغر منصوری بارها تأکید کردهاند، حضور در کنگره به معنای رسیدن کامل به کمال نیست.
ممکن است در یک معامله یا همکاری، سوءتفاهمی به وجود آید و این سوءتفاهم رابطهای را که بر پایه عشق و آموزش شکل گرفته است، از بین ببرد. به همین دلیل بهتر است روابط خارج از کنگره را با روابط درون کنگره در هم نیامیزیم.
به یاد دارم یکی از اعضا که در محل کار نیز او را میدیدم، هر بار که پیشنهاد میدادم درباره آموزشهای کنگره در محیط کار صحبت کنیم، میگفت: «این محیط را آلوده نکن؛ بگذار رابطه ما در کنگره بر پایه عشق و محبت باقی بماند.» بعدها فهمیدم که این نگاه، چقدر عمیق و درست است.
در پایان، لازم میدانم به همه شما تبریک بگویم. زمانی که پیشکسوتان شعبه خواجو از روزهای آغازین تأسیس شعبه و سختیهای آن دوران صحبت میکنند، بیش از هر چیز، عزم راسخ، عشق و امیدشان قابل تحسین است. امروز نیز شما با حضور مستمر خود، حتی اگر تعداد اعضا اندک باشد، چراغ این شعبه را روشن نگه داشتهاید.
به تعبیر مهندس دژاکام، شما پیشگامان این شعبه هستید. سالها بعد، دیگران با افتخار از شما یاد خواهند کرد؛ زیرا با عشق، محبت و خدمت خود، زمینه رشد و شکوفایی این شعبه را فراهم کردهاید.
از اینکه با حوصله به سخنانم گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.

عکاس: همسفر فرزاد لژیون دوم
تایپ، تنظیم، ارسال: همسفر امین لژیون اول
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
88