همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) در برداشت از سیدی «مثلث تاریکی» بیان کردند:
بهنام نامی اولین عاشق که اوست.
برای رسیدن بهحال خوش، باید یکسری مراحلی را طی کنیم و قانونهایی را به اجرا درآوریم، تا بهحال خوش برسیم؛ البته زمان رسیدن بهحال خوش، به وضعیت خودمان و اینکه در چه جایگاهی قرار داریم و برای رسیدن به آن چقدر تلاش میکنیم بستگی دارد، تا ما جوانههایش را در وجود خودمان ببینیم؛ اما اکثراً چون از قوانین آگاهی نداریم، تلاشهایی که انجام میدهیم نتیجه عکس دارد و بیشترِ قوانین را نقض میکنیم و در ادامه انسان به گمراهی و سقوط کشیده میشود.
همانطور که ما پیامبر درونی و بیرونی داریم، شیطان بیرونی و درونی هم نیز در ما وجود دارد، شیطان درونی انسان یک اندیشه است که حس برتری را در او بهوجود میآورد و انسان را به نافرمانی میکشاند؛ وقتی حس برتری و مقایسه در من قدرتمند شود، آغاز نافرمانی و مطرود شدن است.
مهمترین مقولهای که باعث میشود، شخص به سمت تاریکی حرکت کند، خواستههای فرد است که از قسمت نفس صادر میشود، اگر خواستههای نامعقول را اجرا کنیم و یا خواستههای معقول را اجرا نکنیم یا اصلاً خواستههای معقول را نبینیم که بخواهیم اجرا کنیم به سمت تاریکی حرکت میکنیم.
مثلث تاریکی دارای سه ضلع: عصیان، وسوسه و شرک است، این سه ضلع، شرایطی را در انسان بهوجود میآورد و اتفاقاتی در درونش رخ میدهد تا شخص آماده شود برای اینکه سقوط کند.

عصیان یعنی: خواسته معقول را به اجرا درنیاوریم و فرمانی را به صورت مستقیم، آشکارا یا پنهانی نقض کنیم که وارد مرحله عصیان میشویم. برای اینکه شخص دچار عصیان شود لازم است که مفاهیم را درک نکند و دیگر نتواند مسائل را هضم کند و فکر کند همهچیز را یاد دارد و همه مطالب را با یکبار خواندن، کاملاً یاد گرفته است؛ در صورتی که ما مفاهیم را با تکرار کردن، درک میکنیم.
در وسوسه، خواستههای نامعقول را به اجرا در میآوریم که البته اگر به آن بهاء ندهیم با گذشت زمان و به تاخیر انداختن، حس انجام آن خواسته نامعقول از بین میرود و تفاوت بین وسوسه و نیاز در همین موضوع است، در وسوسه گذر زمان موضوع را حل میکند و حس از بین میرود؛ اما در مورد نیاز با گذر زمان آن حس بدتر و شدیدتر میشود. در وسوسه مدام به شخص، این القاء وارد میشود که اگر خواسته نامعقول را انجام ندهد، زندگی او تباه میشود و همهچیز از تعادل خارج میشود.
در مقوله شرک، برای خواستههای معقول من، شریک قائل میشود یعنی: من اصلاً خواسته معقول را نمیبینم که بخواهم اجرا کنم، خواستههای معقول از ذهن من خارج یا در ذهنم مدفون میشوند و از یاد میروند و از انجام کارهایی که خواست و در توان من است محروم میشوم و از خودم غافل می شوم و به مطالب بیهوده مشغول میشوم و مطالبی که برای من اهمیت داشته است، کمرنگ میشوند تا زمان انجام آنها بگذرد و این یعنی: گمراهی.
زمان خارج شدن از تاریکی اذنش با خداوند است، زمانش که برسد، اذن هم صادر میشود.
منبع: سیدی مثلث تاریکی
نویسنده: همسفر نجمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون سردار)
عکس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر اکرم (لژیون سردار)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر اکرم راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
69