دهمین جلسه از دور سی و سوم، از کارگاه آموزشی خصوص کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا به نمایندگی لویی پاستور با استادی مسافر کمال و نگهبانی مسافر هادی و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه « حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است»در روز دوشنبه مورخ 8تیر 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، کمال هستم، یک مسافر.
در ابتدا تشکر میکنم از نگهبان جلسه، دیدهبان محترم و راهنمای عزیزم که به من این فرصت خدمت را دادند تا بیشتر بیاموزم، نه اینکه بخواهم چیزی بگویم؛ البته آنچه عرض میکنم، تجربه خواهد بود.
در مورد دستور جلسه، یعنی «حرمت کنگره ۶۰»، به نکاتی در این حرمت اشاره شده؛ یکی کاری، یکی مالی و یکی هم خانوادگی. در این سه مورد دستور داده شده که نباید مسافران با هم ارتباطی داشته باشند.
این به خاطر چیست؟
البته قبل از آن، من یک سؤال دارم؛ ما به چه هدفی اینجا آمدهایم؟ هدف ما چیست؟
من یکی از اهدافم این بود که از آن بنبستی که در آن وجود داشتم و هیچ راهی برای حلش پیدا نمیکردم، بیرون بیایم و درمان شوم. هر راهی را رفتم، نتوانستم و به نتیجه نرسیدم، تا اینکه خداوند راه کنگره را برایم باز کرد و این در را به رویم گشود و من به اینجا آمدم.
پس هدف من درمان بیماریای بود که داشتم و این، در اولویت است. آقای مهندس هم در حرمت کنگره خیلی به این موضوع اهمیت دادهاند و یک خط قرمز برای ما کشیدهاند که نباید از آن تخطی کنیم.
این خط قرمز چیست؟
تقریباً مشابه همان خط قرمزهایی است که در فرامین الهی وجود دارد. همه شما بهتر از من میدانید که دروغ گفتن، دزدی کردن، تجسس در امور دیگران و قضاوت کردن، همه جزو فرامین الهی هستند و حرمت کنگره هم بیشتر حول همین خط قرمزها میچرخد.
این سه مورد هم چیزهایی بوده که تجربه شده است؛ چه در انجمنهای دیگر و چه در خود کنگره ۶۰. تجربه نشان داده که نباید این ارتباطها بین مسافران یا کسانی که هدف اصلیشان درمان است، از چارچوب خارج شود.
من افراد زیادی را دیدهام که مثلاً در اتاق سیگار، کسی آمده و پرسیده: «آقا، راهنمایت چقدر دارو میدهد؟»
گفته: «اینقدر.»
پرسیده: «حالت خوبه؟»
گفته: «نه.»
گفته: «من هم حالم خوب نبود، به راهنما گفتم یک یا دو پله دارو را بالا برد.»
بعد این شخص، با اینکه حالش خوب بوده، رفته و به راهنمای خودش گفته: «برای من هم یک پله ببر بالا.»
و بعد با راهنمایش دچار مشکل شده است. خب، این کارها اصول درستی نیست و این یک ارتباط غلط بوده است.
.jpg)
در مورد مسائل مالی هم همینطور. پیش آمده که افرادی به هم وام یا قرض دادهاند. کسی که نمیتوانسته هزینههای زندگیاش را تأمین کند، درخواست پول کرده، دیگری هم داده، اما بعد نتوانسته آن پول را برگرداند. این باعث شده که اصلاً از هدف اصلی درمانش دور شود. خدا میداند، شاید کنگره را هم ترک کرده باشد و معلوم نیست کار به کجا کشیده شده باشد.
در مورد ارتباط خانوادگی هم همینقدر بگویم که من در جای دیگری بودم. راهنمایی بود که چهار سال پاکی داشت. ایشان یک رهجوی خانم گرفته بود. البته کاری به درست یا غلط بودن آن مجموعه ندارم، فقط یک تجربه را نقل میکنم. آنها هم جلسات مختلف داشتند و برای بهبودی و درمان معتادان فعالیت میکردند.
این راهنما و آن رهجوی خانم، بعد از مدتی به هم نزدیک شدند و با هم رابطه برقرار کردند. بعد از یکی، دو ماه، هر دوی آنها لغزش کردند.
این یک تجربه بود. در کنگره هم میشود این را اینگونه تعبیر کرد که همسران یا خانمها نباید با راهنماهای مسافران ارتباط برقرار کنند؛ حالا ممکن است مجرد باشند یا همسر نداشته باشند، اما این درست نیست، چون ممکن است به هدف اصلی آن مسافر که درمان اعتیاد است، لطمه وارد کند.
پس ارتباط بین مسافران، همسفران و بهطور کلی ارتباطهایی که خارج از چارچوب کنگره شکل میگیرد، میتواند خطرناک باشد. تجارب نشان داده که این کار، عبور از خط قرمز است و ممکن است آن شخص دیگر شانس ادامه مسیر را نداشته باشد و از کنگره خارج شود.
پیامی هم برای دوستان سفر اول دارم؛ فقط و فقط گوش به راهنمای خودتان باشید. از هیچ مسافری، چه سفر اول و چه سفر دوم، خط نگیرید. فقط راهنماست که چراغ به دست، جلوی شما حرکت میکند، تجربه دارد و میتواند شما را به رهایی برساند.
ممنونم که به حرفهایم گوش دادید.
ضبط وعکس : مسافر جواد (لژیون17)
تایپ : مسافر مسافر نوید(لژیون10)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
69