هفتمین جلسه از دوره سوم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره60؛ ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر مسعود،نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر میلاد با دستور جلسه:حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره60 ممنوع است؛ روز دوشنبه 8 تیرماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر؛ خداوند را شاکرم که توفیق دارم در این جایگاه قرار بگیرم تا از شما آموزش بگیرم. از آقا یاسر راهنمای خوبم تشکر می کنم که به من اجازه خدمتگزاری دادند و همینطور از آقای مهندس و خانواده محترم شان هم سپاس گزارم که این بستر را برایم فراهم کردند.
دستور جلسه حرمت کنگره60 و قوانین آن است. با خودم فکر می کردم چقدر حرمت کنگره60 مهم است که در هر جلسه دوبار خوانده می شود. حرمت یعنی همان حریم و هر ساختاری برای رشد و توسعه خودش نیاز به حریمی دارد.
سیستم هستی هم حریم خاص خودش را دارد. اگر حریم وجود نداشته باشد همه چیز رو به نابودی می رود. برای مثال حریم جاده، رودخانه و خیابان.
اگر بخواهیم برویم به این مکان ها و خلاف قوانین آنها عمل کنیم، ضربه سختی خواهیم خورد.
اگر بخواهی بروی کنار رودخانه، قهوه خانه ای بزنی، رستورانی بزنی؛ یک زمان می بینی سیل آمد و تو را برد.
خودم این موضوع را تجربه کرده ام و حریم ها را رعایت نکردم و آسیب بدی هم خوردم. کنار خیابان بار می ریختم و می فروختم، شهرداری آمد و بهم گفت: وسایل ات را از اینجا جمع کن. اما من توجهی نکردم، یک گوشم در بود و گوش دیگرم دروازه.
یک ساعتی که گذشت؛ خانمی با ماشین آمد و زد به وسایلم. نصف بیشتر وسایلم خراب شد.
خیلی عصبانی و شاکی شدم، راننده خانم تا پیاده شد بدون عذخواهی گفت: زنگ بزنم پلیس بیاید؛ منم گفتم باشه به پلیس زنگ بزن. یکی از دوستانم بهم گفت: مسعود این کار را نکنی چون مقصر تو هستی.
منم سریع معذرت خواهی کردم و بیخیال ماجرا شدم. این اتفاقی که برایم افتاد، نتیجه رعایت نکردن حریم و قوانین بود.
رعایت کردن حرمت و قوانین در کنگره60، باعث شده است از یک نفر و یک شعبه به هزاران نفر و بیش از صد و پنجاه شعبه برسیم.
اگر قوانین و حرمت ها را رعایت کنم خیلی زود می توانم به رهایی و آرامش برسم. اوایل که به کنگره آمدم به علت مصرف بالای مواد مخدر در برابر قوانین، جبهه می گرفتم اما در ادامه فهمیدم که برای رسیدن به درمان باید از این قوانین عبور نکنم؛ چرا که اگر رعایت نکنم خودم آسیب می بینم.
به تازه واردین هم همیشه قبل از انتخاب لژیون می گویم که در کنگره رابطه خانوادگی و مالی نداریم، اگر می خواهی درمان بشوی باید اینها را کنار بگذاری.
بعضی افراد از روی دلسوزی به دوست یا آشنایشان می گویند بیا کنگره، لژیونی که من هستم سفر کن. این موضوع اشتباه محض است، چون ما در کنگره موارد بسیاری را دیده ایم که در نهایت هر دو طرف ضرر می کنند.
آقای مهندس در حرمت یکسری ممنوعیت ها برای ما قرار داده اند مثل دروغ گفتن، سرزنش کردن. ایشان می گویند دروغ گفتن، مادر همه امراض است.
دروغ گفتن یکی از صفات بارز من بود که حتی بعد از گذشت چندین ماه سفرم هم ادامه داشت. راهنمایم می پرسید: حالت خوب است؟ می گفتم بله، عالی ام. چندین بار این سوال را از من می پرسید و هربار می گفتم خوبم، تا اینکه یک بار بهم گفت: نه تو خوب نیستی؛ به من نمی خواهد دروغ بگویی، به خودت دروغ نگو. گفت: چند سال است اعتیاد داری و به خودت دروغ گفته ای، بیا این یکسال را با خودت رو راست باش تا نتیجه اش را ببینی.همین صحبت های راهنمایم برایم نقطه تفکری ایجاد کرد و از همانجا مسیرم عوض شد و توانستم به درمان برسم.
انشاالله بتوانیم از حرمت ها و قوانین به درستی استفاده کنیم و به رهایی مدنظر کنگره60 برسیم. ممنون از اینکه به صحبت هایم توجه کردید.

عکس: مسافر فرهاد
تایپ: همسفر مرتضی
تنظیم و بارگزاری: مسافر فرامرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
114