جلسه دوازدهم از دوره نود و دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با استادی مسافر روح الله، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است؟» روز دوشنبه ۸ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، روحالله هستم یک مسافر. از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و تمامی عزیزانی که این فرصت را فراهم آوردند تا در این جایگاه حضور یافته و آموزش ببینم، صمیمانه سپاسگزارم.
در خصوص دستور جلسه، مطالبی را گردآوری کردهام تا بتوانم مطلب را به خوبی ارائه دهم. به همین منظور، به کتاب آسمانی مراجعه نمودم. در آیات بسیاری، خداوند انسان را از انجام یک سلسله رفتارهای ضد ارزشی برحذر داشته است. در واقع، میتوان گفت همه این آیات، مصداق حریمها و حرمتهایی هستند که برای انسان وضع شدهاند تا از بروز مشکلات و حالخرابیها پیشگیری شود.
در کنگره ۶۰ نیز هنگامی که دقت میکنیم، درمییابیم که تضمین حضور و ماندگاری منِ مسافر در کنگره، رعایت همین حرمتها و قوانین است؛ زیرا زمانی که من میخواهم در مسیر آرامش و درمان گام بردارم، حال خوش و تعادل نصیبم گردد و از تاریکیها خارج شوم، باید به حرمتها احترام بگذارم تا در کنگره ماندگار شوم. صحت این موضوع را میتوان از تکرار قرائت قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ در طول جلسات کارگاه دریافت؛ به گونهای که این قوانین چنان اهمیتی دارند که در هر جلسه، دو بار توسط نگهبان محترم قرائت میشوند و در حین خواندن، درب سالن بسته شده و همگی سکوت اختیار میکنند.
حرمتها باید رعایت شوند و در واقع همین حرمتها هستند که کنگره را به مکانی مقدس و امن تبدیل کردهاند. شاید منِ مسافر در اثر جهل و ناآگاهی، اشتباهات بسیاری مرتکب شوم، اما آگاهی از همین حرمتها باعث میشود که در این مسیر حرکت کنم و این حرمتها را در وجود خود شخصیسازی نمایم. هنگامی که در کنگره گفته میشود دروغ نگو، این عمل ابتدا از خود من باید آغاز شود. اگر بتوانم دروغ نگفتن را در وجود خود پیاده کنم، آنگاه در کنگره و جامعه نیز انسانی صادق خواهم بود.
ساختار کنگره بسیار شبیه ساختار یک بیمارستان است؛ چرا که ما در کنگره با درمان سروکار داریم. هدف اصلی در کنگره، رسیدن به درمان، حال خوش، خروج از تاریکی و دستیابی به تعادل است. در بیمارستانها نیز قوانینی وضع شده و فرد یا افرادی که برای درمان مراجعه میکنند، باید آن قوانین را رعایت کرده و به آنها احترام بگذارند تا فرایند درمان به خوبی طی شود و فرد بتواند با سلامت کامل مرخص گردد. در کنگره نیز به واسطه هدفش یعنی درمان، این ساختار ایجاد شده است. اگر یک سفر اولی وارد این ساختار شود و مسائلی خارج از این حرمتها برایش پیش آید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ قطعاً میتوان گفت که او از پروسه درمان خارج خواهد شد و نمیتواند به هدف اصلی خود یعنی درمان دست یابد.
در کنگره تأکید شده است که با یکدیگر شماره تلفن ردوبدل نکنید؛ زیرا اگر ضرورتی وجود داشت، قطعاً اساتید و راهنمایان کنگره سفارش میکردند که شماره یکدیگر را داشته باشید و در بیرون از کنگره باهم ارتباط برقرار کنید. واقعیت آن است که ما در کنگره، چهار بار در هفته یکدیگر را میبینیم؛ بهاندازهای که شاید اقوام و دوستان خود را به این تکرار نبینیم؛ بنابراین، تماسهای تلفنی ضرورتی ندارد. درست است که ما در کنار یکدیگر هستیم و به هم عشق و محبت داریم، اما هرکس باید مسیر خود را بهتنهایی طی کند. فرض کنید فردی که پایش شکسته، بخواهد شخص دیگری را بر دوش بکشد؛ قطعاً هر دو زمین خواهند خورد. یک سفر اولی باید خود بار سفر خویش را حمل کند و مسیرش را شخصاً بپیماید. برای طی این مسیر، قطعاً باید حرمتهایی رعایت شود.
گاهی تماس تلفنی رهجو باراهنما، برای اجازه گرفتن جهت نیامدن به کنگره است. باید گفت که هیچ مقامی در کنگره نمیتواند چنین اجازهای بدهد. حتی خود آقای مهندس نیز به کسی اجازه نمیدهند که به کنگره نیاید.
در کنگره، روابط مالی برقرار نیست. ما در کنگره افراد متمول کم نداریم؛ آیا این افراد نمیتوانند حمایت مالی انجام دهند و دست چند نفر را بگیرند؟ قطعاً میتوانند، اما واقعیت آن است که چنین کاری خروجی مثبتی ندارد. حرمتها در کنگره بر اساس تجربه شکل گرفتهاند. دیدهبان محترم آقای حکیمی نقل میکردند که در اوایل تأسیس کنگره، در برخی شهرستانها به برخی رهجوها کمکهای مالی و هزینه ایابوذهاب داده میشد، اما درنهایت هیچیک از آن رهجوها به درمان نرسیدند. برخی مواقع، رابطه مالی در کنگره میتواند حتی باعث نیامدن رهجو به دلیل ناتوانی در بازپرداخت قرض شود.
حرمتها در کنگره جهت پیشگیری از بروز اتفاقات ناگوار برای رهجوها و خود ساختار کنگره تدوین شده است. یکی از حرمتهای نانوشته در کنگره ۶۰ این است که هنگامیکه در کارگاه عمومی روی صندلی مینشینم، دیگر حق صحبت با نفر کناری یا استفاده از تلفن همراه را ندارم. همچنین نباید در حین کارگاه برای کشیدن سیگار به بیرون بروم. اگر نتوانم بر خود مسلط شوم که یک ساعت روی این صندلی بنشینم، چه انتظاری میرود که در ادامه زندگی بتوانم بر خود کنترل داشته باشم؟ همه اینها، کار نیروهای منفی است تا ما را از جمع فاصله دهند و هنگامیکه این اتفاق رخ دهد، قطعاً شکار نیروهای منفی خواهیم شد. نشستن در کارگاه و گوش سپردن به مطالب، قطعاً زمینهساز پیشرفت و آموزش من خواهد بود.
از توجه شما به سخنانم، سپاسگزارم.
رهایی هفته:

دریافت نشان پیمان:


تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شاد آباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
137