جلسه ششم از دور هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دماوند با استادی راهنما محمد رضا و نگهبانی مسافر خسرو و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه (( حرمت کنگره 60 :چرا رابطه کاری و مالی خانوادگی در کنگره 60 ممنوع است)) در تاریخ 06 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
خیلی خوشحال هستم که یک بار دیگر کنار شما هستم تا بتوانم از شما آموزش بگیرم و چقدر خوب است که کنگره هست و ما هستیم و دوران جنگ را یادتان هست که چه بههم ریختگی شدیدی در مجموعه ایجاد شده بود خدا را شکر امروز آرامآرام آن آشفتگی به نظم تبدیل میشود و حرمتها و قوانین کنگره به من میگویند چگونه باید وارد این مجموعه شوم تا حال خودم و خانوادهام خوب شود چند روز یا چند هفته دیگر، تعطیلات تابستان شروع میشود و این تعطیلات برای خیلی از بچهها که در مسیر هستند بهخوبی میگذرد و اما برای برخی عزیزان همین تعطیلات باعث میشود قوانین کنار گذاشته شود و مشکلات جدیدی برایشان ایجاد شود و ما به این عزیزانی که از مجموعه دور میشوند میگوییم «ریزش». امیدوارم شما جزو ریزشها نباشید و با قدرت حرکت کنید چون این ریزش فقط یک اتفاق ساده نیست و میتواند داستانی جدید و حتی وحشتناک تر از قبل برای فرد رقم بزند. شاید همین تعطیلات برای کسانی که تازه وارد مجموعه میشوند یک نقطه مثبت باشد چون کسانی که در مسیر نیستند ریزش میکنند و میروند دنبال زندگیشان و کسانی که روی این صندلیها نشستهاند با قدرت ادامه میدهند تا به حال خوب برسند پس حواستان باشد امیدوارم شما عزیزان جزو ریزشها نباشید.
هر سازمان و نهادی برای ماندگاری و رشد نیاز به حرمتها و قوانین دارد و این موضوع حتی برای خانوادهها هم مهم و ضروری است و اگر خانوادهای بتواند در مسیر حرمتها و قوانین خودش حرکت کند میتواند به حال خوب برسد و حرمتهای خانه یعنی سر ساعت در خانه بودن، درس خواندن، مسئولیتپذیری همینها حال انسان را خوب میکند
این موضوع فقط مخصوص نهادهای مثبت نیست و حتی نهادهای منفی هم برای ادامه حیات نیاز به قوانین دارند. مثل مافیا سازمانی منفی که برای قاچاق یک اسلحه باید قوانینش دقیق اجرا شود و اگر اجرا نشود نابود میشود و همین موضوع در کنگره هم صدق میکند نهادی که از دل مصرف کنندگان دیروز و رهایی یافتگان امروز شکل گرفته است و حرمتها و قوانین کنگره حاصل تجربه دیدهبانان و عزیزانی است که در مسیر بودند و نقصها را شناختند و در نهایت مهر آخر را جناب مهندس بر برگه حرمتها زد و امروز ما میتوانیم آنها را بهخوبی اجرا کنیم و آنقدر این حرمتها مهم هستند که در شعبهها دوبار خوانده میشوند.
جالب اینجاست که همه ادعا میکنند حرمتها را بلدند و اما اگر بلد هستیم چرا لباسمان را درست نمیکنیم؟ چرا سر ساعت حضور پیدا نمیکنیم؟ چرا در جلسات صحبت میکنیم؟ اینها همان حرمتهایی هستند که باید رعایت شوند و ما فقط دانایی را یاد گرفتهایم اما هنوز به داناییِ مؤثر نرسیدهایم .
قوانینی که در شعبه نوشته میشود برای منِ مسافر و رهجوست تا بتوانم سفرم را از مبدا به مقصد به درستی طی کنم اگر نتوانم این حرمتها را اجرا کنم در طول سفر با مشکلات زیادی مواجه میشوم حتی ممکن است حال جسمیام روزبه روز بدتر شود
در شعبه رودهن کوچه سهند بودیم با اینکه حرمتها خوانده میشد بعضی عزیزان رعایت نمیکردند چند وقت پیش یکی از آن افراد را دیدم به کارتن خوابی کشیده شده بود و از این موضوع خیلی ناراحت شدم راهنمای ما آقا کیان بود و همیشه تأکید میکرد این کارها را انجام ندهید وگرنه داستان زندگیتان عوض میشود یک نفر وارد مجموعه شد و از من پول خواست با اینکه ادعا میکردم حرمتها را رعایت میکنم رکب خوردم و گفت برای خرید کتاب پول میخواهد و مبلغی کمک کردم اما جلسه بعد نیامد وجلسههای بعد هم نیامد. بعد از شش ماه دیدم اصلاً در مجموعه نیست روزی اتفاقی در خیابان دیدمش و گفت نتوانسته بیاید و حالش خراب بوده مادرش گفت کسی به او پول داده بود و از خجالت ما نیامده بود و همانجا فهمیدم چه داستانی شکل گرفته و امروز احساس میکنم باید جوابگوی خیلی مسائل باشم در سفر اول خیلی چیزها برایم روشن شد و میدیدم بعضی افراد راحت با هم ارتباط میگیرند و اینطرف و آنطرف میروند و بعد از مدتی تعدادشان زیاد شد، اما بعد از یک ماه و نیم یکییکی صندلیهایشان خالی شد و همه رفتند. اینکه سرنوشتشان چه شد، خدا میداند آموزش بگیریم تا بتوانیم مجموعه را در مسیر درست و حرکت سالم نگه داریم.

تنظیم و ارسال : گروه سایت نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
33