دومین جلسه از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی مسافر قدرت، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟" یکشنبه ۷ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان من قدرت هستم یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که بار دیگر در کنگره هستم. از جناب مهندس و خانوادهٔ محترمشان بسیار سپاسگزارم. از آقا رضا بهرامی تشکر میکنم. از ایجنت و گروه مرزبانی قدردانی میکنم. همچنین از خدمتگزاران بخش ساختمان خیلی ممنونم. از راهنمای خودم آقا مهدی، تشکر میکنم که این فرصت را در اختیارم قرار داد تا در این جایگاه هم خدمت کنم و هم آموزش ببینم.
اما دربارهٔ دستور جلسه:
«حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟»
روز اول که به عنوان تازهوارد وارد کنگره شدم، در جلسه نشستم و به اطراف نگاه کردم. یکی از اولین چیزهایی که واقعاً باعث شد از کنگره خوشم آمد، همین حرمتها بود. وقتی آنها را خواندم، یکجور جذب اینجا شدم. با خودم گفتم: «اینجا همان جایی است که من میخواهم درمان بشوم.» چون من خیلی راهها را رفته بودم و چندین بار سقوط آزاد داشتم. اعتیادم را کنار گذاشته بودم، اما از درون حالِم خیلی خراب بود.
این نکته را خیلی زود فهمیدم: تا زمانی که کارهایضدارزشیام را کنار نگذارم، هیچوقت نمیتوانم از اعتیاد بیرون بیایم.
پس چرا به ما میگویند باید حرمتهای کنگره را رعایت کنیم؟
چون مسئلهٔ اعتیاد، مسئلهای پیچیده است. ما باید در آرامش باشیم و آموزش ببینیم تا بتوانیم از اعتیاد خارج شویم. به همین دلیل اگر حرمتهای کنگره رعایت نشود، خودمان آسیب میبینیم.
کلمهٔ «حرمت» یعنی حریم. فقط هم مختص به کنگره نیست؛ خانواده حریم دارد، رودخانه حریم دارد، جاده حریم دارد. مثلاً میگویند نباید کنار رودخانه خانه ساخت. اما دو سه سال که باران نمیآید، مردم میروند کنار رودخانه خانه میسازند؛ ویلا میسازند. بعد یکباره سیل میآید و همه چیز را خراب میکند. یا دربارهٔ کنار جاده هم همینطور است؛ میگویند خانه نسازید، اما باز هم توجه نمیکنند و خانه میسازند. ناگهان یک تریلی میآید، چرخش خراب میشود و خانه را ویران میکند.
یکی از حرمتهای کنگره ۶۰ این است که چرا میگویند کنگره مکان مقدس و امنی است؟
به نظرم دلیلش همین است که در اینجا کارهای ضدارزشی انجام نمیشود، هیچ الفاظ ناشایستی گفته نمیشود و فضا سالم است. من برای درمان اعتیاد راههای زیادی رفتهام، اما هیچ جا آرامش نداشتم. هر کجا رفتم، حالم بدتر شد؛ نه تنها خوب نشدم، بلکه انگار یک «آنتیایکس» هم به آنتیایکسهایم اضافه شد.
یکی دیگر از حرمتهای کنگره این است که نباید دروغ بگوییم.
وقتی آمدم کنگره، سر لژیون نشستم. راهنما دفترچهٔ «OT» را به من داد و گفت: «هر وعده باید یک سیسی بخوری.»
اگر من بروم یک سیسی و نیم بخورم و بعد به راهنما بگویم «روی برنامه هستم»، به خودم آسیب میزنم. چون این ماسکهایی که روی صورت دارم، روزی برداشته میشود. قرار نیست راهنما نگاه کند و نفهمد؛ اساساً صداقت باید وجود داشته باشد.
یکی دیگر از حرمتهای کنگره این است که سرزنش کردن—یعنی علیه کسی حرف زدن—اصلاً وجود ندارد.
مثلاً اگر از کسی در لژیون خوشم نیاید، نباید دربارهٔ او با دیگران صحبت کنم. باید همانطور که لازم است، مستقیم با خودِ او صحبت کنم. چرا باید دربارهٔ او پیش دیگران حرف بزنم؟
حرمت دیگر هم الفاظ ناشایست است.
من هر جا رفتم، آرامش پیدا نکردم؛ اما در کنگره آرامش گرفتم، چون در اینجا حرف زشت و ناشایست گفته نمیشود. آقای مهندس هم فرمودند: در کنگره نه پلیسی داریم، نه قوهٔ قضاییهای، نه انتظاماتی. اگر حرمتها رعایت نشود، واقعاً سنگ روی سنگ بند نمیشود. چون ما همه زمانی مصرفکننده بودیم. قبل از آمدن به کنگره، من هم مصرفکننده بودم. اگر یک حرف دروغ بگویم، بعد از آن دیگر نمیتوانم راست بگویم یا حقیقت را بپذیرم. اما در کنگره «حقیقت» باید باشد.
انشاءالله همهٔ ما بتوانیم حرمتهای کنگره را رعایت کنیم.
یاد فرمایش آقا مهدی، راهنمای عزیزم، افتادم: «چند سال است در کنگره هستم و ندیدم کسی حرمتهای کنگره را رعایت نکند و در عین حال رهاییاش را بگیرد، و در کنگره ماندگار بشود.»
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، ممنون و متشکرم.
آزمون آمادگی راهنمایی


عکس: مسافر علیرضا لژیون ششم
تایپ: مسافر هومن لژیون یازدهم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
180