جلسه سیزدهم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی الیگودرز به استادی راهنما همسفر ژاله، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر مهسا با دستور جلسه «حرمت کنگره۶۰، چرا رابطه مالی، کاری و خانوادگی در کنگره۶۰ ممنوع است؟» روز یکشنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه در مورد «حرمت» است. هر ارگانی، از کوچکترین واحد مثل خانواده گرفته تا بزرگترین سیستمها، وقتی عضوی وارد آنها میشود، برای ماندگاری در آن سیستم الزام دارد که قوانین آنجا را رعایت کند؛ برای مثال قانون خانه من این است که ورود با کفش به روی فرش ایرادی ندارد؛ اما در خانه برادرم، قانون این است که حتماً باید کفشها را پشت در درآورد. وقتی من به خانه آنها دعوت میشوم، اختیار دارم که با کفش بروم یا بدون کفش، اما اگر قانون آنها را زیر پا بگذارم، قطعاً دفعه بعد دیگر مرا به دورهمیها دعوت نخواهند کرد. در مورد کنگره نیز دقیقاً همین است.
کنگره قوانینی دارد که در قالب حرمت تعریف شده و در ابتدا و انتهای جلسات خوانده و مطرح میشود. این قوانین برای ما که تازه وارد شدهایم تدوین شده تا بدانیم با وجود اختیار شخصی، ورود به این فضا مستلزم رعایت قواعد است. اگر بخواهیم در اینجا ماندگار شویم و حالمان خوب باشد، درمان شویم، مجبوریم این قوانین را رعایت کنیم. نکته مهم اینجاست که این قوانین فقط برای تازهواردها نیست، بلکه برای راهنما، ایجنت، دیدهبان و تمام اعضاء یکسان است و در پایان تأکید میشود که رعایت آن بر همه واجب است.
این قوانین در قالب متنی که خوانده میشود، برای ما کدگذاری شده است. ما همگی به قرآن ایمان داریم. خداوند در قرآن به ما دستور داده که روزه بگیریم و ما بدون پرسیدن چرا، چون او را میپذیریم، دستور را اجرا میکنیم. ۱۴۰۰ سال گذشت و اکنون علم ثابت کرده است که روزه گرفتن، فرآیند اتوفاژی (خودخواری سلولی) را برای سلامت بدن فعال میکند؛ یعنی خدایی که مرا خلق کرده، آنقدر به من عشق میورزد که برای سلامت من دستور روزه گرفته است. در گذشته مردم علت علمی آن را نمیدانستند؛ اما چون خدا گفته بود، روزه میگرفتند.
در زمان نزول قرآن، وقتی انسانها در شرایط بدوی بودند و دانش علمی کافی نداشتند، خداوند برای حفظ آنها، مفاهیم را کدگذاری کرد؛ برای مثال به جای توضیح فواید علمی نماز و روزه، فرمود که این کارها ثواب دارد و بعضی کارها گناه، آنها را به شکل سادهای برای حفظ حریم مشخص کرد. در کنگره نیز همین روال است. آقای مهندس این حریمها را تعیین کردهاند. اگر من این سیستم و راهنمای خود را قبول دارم، باید بدون پرسش چرا، قوانین را اجرا کنم. اگر بخواهم برای یک تازهوارد توضیح دهم که چرا باید این قوانین را رعایت کند، شاید ماهها زمان ببرد، لذا در متن حرمت، این موارد بهصورت خلاصه و کدگذاری شده بیان میشود؛ اما من که سالهاست در کنگره هستم و جایگاه خدمتی دارم، به تجربه آموختهام که رعایت این حرمتها، سودش مستقیماً به جیب خود من میرسد.
مطلب بعدی این است که ما با آموزش قوانین و حرمتهای کنگره، در واقع داریم خودداری را تمرین میکنیم. در وادی پنجم از مفهوم خودداری صحبت شده است. همان چیزی که در قرآن از آن به عنوان پرهیزگاری یاد میشود. خودداری به معنای محرومیت نیست که بگوییم خودمان را از چیزهایی محروم کنیم، بلکه در واقع ما با رعایت این قوانین، در برابر آسیبهای پنهانی که در کمین ما هستند، مصونیت پیدا میکنیم.
این قوانین مثل گاردریلهای کنار جاده هستند. گاردریل برای حفظ جان ماست. ما نباید با گاردریل سرشاخ شویم؛ زیرا اگر چنین کنیم، تنها نتیجهاش سقوط در دره خواهد بود. در کنگره هم مسیر مشخص شده است. اگر من از قوانین عدول کنم، یا باید با گرداب کنگره کنار بروم و به بیرون رانده شوم یا اگر در کنگره بمانم، با رعایت نکردن قوانین، هر روز پلههای سقوط و تخریب حالم را بالا میبرم. در نهایت این قوانین بهطور تصادفی نوشته نشدهاند.
آقای مهندس از تجربیات اطرافیان و دوستانش که با زیر پا گذاشتن حرمتها مانند بحثهای سیاسی، رفت و آمدهای خانوادگی و ... دچار آسیب شدند، درس گرفته و اینها را در قالب قوانین حرمت برای ما تدوین کرده است تا من وقتی به کنگره میآیم، مجبور نباشم آن تاریخهای تلخ را تکرار کنم و عمرم را هدر دهم.
آیا ارزش دارد که 10 سال از عمر و انرژی خود را صرف رفتوآمد با کسانی کنیم که تنها با بحثهای سیاسی و تنشهای بیثمر، روح و روان ما را فرسوده میکنند؟ وقتی در پایان میبینیم که تمام آن تلاشها بیثمر بوده، تنها یک حس باقی میماند: پس تمام این مدت چه کردیم؟ و دوباره باید از صفر شروع کنیم.
در قوانین و پروتکلهای موجود، از حرمتها سخن گفته میشود. از این میگویند: دروغ نگوییم، کسی را سرزنش نکنیم، حرف هم را قطع نکنیم و از الفاظ ناشایست پرهیز کنیم؛ حتی تأکید شده است که مسئولان باید مراقب رعایت این حرمتها توسط زیردستان باشند؛ اما واقعیت چیست؟ اگر مأموران و مسئولان این قوانین را زیر پا بگذارند و با بیانصافی یا رفتارهای غیرحرفهای برخورد کنند، آیا نباید از این قوانین عدول کرد؟ نباید دانست که گاهی این رفتارهای نادرست، نه از سر مشکل شخصی، بلکه برای حفظ بقای سیستمی است که در مسیر اشتباه گام برمیدارد.
ما گاهی میگوییم کاسه از آش داغتر است؛ اما حقیقت این است که چشمان مدیریت، بسیاری از نیازهای واقعی را نمیبیند. آقای مهندس میگوید: رفتوآمد کاری و مالی نداشته باشید؛ اما من در این لژیون، واقعیتها را لمس میکنم. میبینم که هم لژیونی من حتی توان خرید یک سیدی یا تأمین هزینههای اولیه زندگی را ندارد. آقای مهندس وقت و آبروی خانوادگی را گذاشتهاند که ما لای پر قو فقط آموزش را دریافت کنیم.
من میدانم که گاهی قصد کمک کردن، اگر درست هدایت نشود، ممکن است به عمل ظاهراً نیک تبدیل شود که در نهایت با تیشه زدن به ریشههای خودمان، نتیجهای جز تخریب ندهد؛ اما من راه دیگری را انتخاب کردهام. من میخواهم با عضویت در لژیون سردار، این انرژی را به عمل سالم تبدیل کنم. من میخواهم نه تنها در سطح کوچک به یک نفر کمک کنم، بلکه در سطح کلان در کنار کسانی که در کنگره هستند یا قرار است باشند، تغییری بنیادین ایجاد کنم.

مرزبان کشیک: همسفر فخرالسادات
عکاس: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
تایپیست: همسفر پریا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ویرایش: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
237