جلسه ششم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی ایران با دستور جلسه( حرمت کنگره ۶۰؛ چرا رابطه کاری و مالی در کنگره ۶۰ ممنوع است)؟ و با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر بختیار و دبیری مسافر روح الله روز یکشنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
از خداوند سپاسگزارم که کمکم میکند در مسیر کنگره باشم و حس و حالی تجربه میکنم که عمری بدنبالشان بودم.
از راهنمای خوبم آقا عطا تشکر میکنم، از مرزبانها، ایجنت محترم و از همه خدمتگزاران تشکر میکنم که دست به دست هم دادند تا این جلسه برگزار شود و من در اینجا بنشینیم و آموزش بگيريم.
دستور جلسه؛ حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری و مالی در کنگره۶۰ ممنوع است؟
حرمت از حریم میآید، هر شخصی که به اینجا میآید باید حرمت کنگره۶۰ را حفظ کند؛ این قوانین و حرمتها است که ما را اینجا جمع کرده است، بدون هیچ مشکلی در کنار همدیگر آموزش میگیریم و کسی کاری با دیگری ندارد.
حرمت میگوید دو نفر سفر اولی حق ندارند به همدیگر شماره تلفن بدهند، رابطه مالی نباید با همدیگر داشته باشیم.
جناب مهندس سالها در مورد قوانین و حرمتها تفکر کردهاند و در اختیار ما قرار داده است؛ اگر رعایت کنیم به نتیجه مطلوب میرسیم.
وقتی که همه با سکوت به سخنان استاد گوش میکنند، این جزئی از حرمتهای کنگره۶۰ است.
منِ باید قوانین کنگره را یاد بگیرم، تا با هر نوع لباسی وارد کنگره نشوم، موقع صحبت کردن شخصی نمیتوانم صحبتهای او را قطع نمایم، هیچ کس نمیتواند کسی را سرزنش کند.
جناب مهندس در سی دی اخیر فرمودند: زیر بمباران موشک هم میشود حال آدم خوب باشد.
من در سفر اول موقع سی دی نوشتن، بعضی مطالب را درک نمیکردم، فقط مینوشتم و از آنها گذر میکردم؛ چون حالم خوب نبود، تخریب زیاد حال آدم را خراب میکند.
تا خمر درون درست شود زمان میبرد، برای اینکه به حال خوب برسی خیلی زمان میبرد، باید ذره ذره جلو بیایی، در لژیون حضور پیدا کردن، حرفهای راهنما را گوش کردن، حرمت ها را رعایت کردن یعنی در مسیر درست حرکت کردن.
هیچ چیز رایگان به انسان داده نمیشود، این صندلی که روی آن نشستیم کلی هزینه بابت آن داده شده است که من امروز روی آن بنشینم و آموزش بگیرم و به حال خوش برسم و بتوانم به یک نفر دیگر کمک کنم.
اگر کسی در اینجا راهنما و خدمتگذار است من باید از او یاد بگیرم.
همانطور که با کمک شما دوستان من به رهایی و حال خوش رسیدم، من هم باید کمک کنم تا حداقل یک نفر به رهایی برسد و حالش خوب شود.
مشکلات در زندگی همه به کم و بیش است ولی کنگره به من یاد داد با وجود همه مشکلات، میشود خوب زندگی کرد و حال خوب داشت.
وقتی به خانه میروم و میبینم همسفرم مشغول نوشتن سی دی است و صدای مهندس میآید، حالم خوب میشود و احساس میکنم تغییر پیدا کردهام.
امروز این حال خوبم را مدیون تک تک شما عزیزان هستم. ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.

تایپیست: مسافر محسن لژیون ۸
عکاس: مسافر احمد لژیون ۵
ویرایش: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
145