
مسافر نیکوتین زهرا:
خداوند را شکر میکنم که امروز این فرصت را دارم تا درباره یکی از قوانین مهم کنگره۶۰ مشارکت کنم. قانونی که شاید در نگاه اول برای بعضی از ما سخت یا حتی غیر ضروری به نظر برسد؛ اما هرچه بیشتر آموزش میبینیم بیشتر متوجه میشویم که این قانون برای حفظ امنیت، درمان، آرامش اعضا و حرمت کنگره۶۰ وضع شده است.
وقتی وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدم تصور من این بود که اعضای کنگره۶۰ مانند یک خانواده هستند و هرچه ارتباطها صمیمانهتر باشد بهتر است؛ اما به مرور زمان و با آموزشهایی که در جلسات و به ویژه در سفر ویلیاموایت دریافت کردم متوجه شدم که صمیمیت با نداشتن مرز تفاوت دارد. هر رابطهای اگر از چهارچوب صحیح خود خارج شود، حتی اگر با نیت خیر آغاز شده باشد میتواند آسیبزا باشد.
کنگره۶۰ یک مکان آموزشی و درمانی است. همه با یک هدف مشترک به اینجا آمدهاند؛ اینکه آموزش ببینیم، جهانبینی خود را اصلاح کنیم و به تعادل برسیم. اگر روابط مالی، کاری یا خانوادگی در این محیط شکل بگیرد ممکن است هدف اصلی کمرنگ و مسائل دیگری جایگزین آموزش و درمان شود. یکی از حساسترین روابط بین انسانها، رابطه مالی است.
شاید امروز با نیت کمک به یکی از اعضا پولی قرض بدهیم یا از او قرض بگیریم؛ اما اگر کوچکترین مشکلی در بازپرداخت یا نحوه انجام آن پیش بیاید ذهن هر دو نفر درگیر میشود. دلخوری، قضاوت، توقع یا سوءتفاهم شکل میگیرد و در چنین شرایطی دیگر نمیتوان با آرامش در جلسات کنار یکدیگر حضور داشت و آموزش گرفت. در سفر ویلیاموایت یاد گرفتم که یکی از عوامل مهم تخریب انسان درگیری ذهن است.
هر چیزی که ذهن من را از آموزش و درمان دور کند مانعی در مسیر رشد من خواهد بود. اگر ذهن به خاطر یک مسئله مالی یا طلب و بدهی مشغول باشد دیگر تمرکز لازم برای دریافت آموزشها را نخواهم داشت. رابطه کاری نیز میتواند همین آسیبها را به همراه داشته باشد. اگر یکی از اعضا، کارفرمای دیگری باشد یا با هم شریک شوند اختلافات محیط کار ممکن است به فضای کنگره۶۰ منتقل شود.
در نتیجه محیط امن آموزشی تحت تأثیر قرار میگیرد و آرامش اعضا از بین میرود. رابطه خانوادگی نیز اگر در بستر کنگره۶۰ شکل بگیرد ممکن است وابستگیهای عاطفی ایجاد کند و در صورت بروز اختلاف نه تنها دو نفر؛ بلکه خانوادهها و حتی سایر اعضای شعبه نیز تحت تأثیر قرار بگیرند. کنگره۶۰ میخواهد همه اعضا بدون حاشیه، بدون وابستگی و بدون دغدغههای بیرونی تمام توجه خود را بر درمان و آموزش متمرکز کنند.
در سفر ویلیاموایت آموختم که هر انسان باید مسئول زندگی خودش باشد و مشکلاتش را با آموزش و تغییر نگرش حل کند نه با تکیه بر دیگران. همچنین یاد گرفتم که محبت واقعی با وابستگی تفاوت دارد. محبت؛ یعنی خیرخواهی و اما وابستگی؛ یعنی گره زدن آرامش خود به رفتار و حضور دیگران. یکی از آموزشهایی که برای من بسیار ارزشمند بود مفهوم مرزبندی سالم است.
قبلاً تصور میکردم اگر به کسی نه بگویم یا وارد بعضی از روابط نشوم، بیمحبتی کردهام؛ اما امروز میدانم که رعایت مرزها نشانه احترام به خود، دیگران و قوانین است. قوانین کنگره۶۰ از روی تجربه شکل گرفتهاند نه از روی سلیقه. سالها تجربه نشان داده است که هر زمان اعضا وارد روابط مالی، کاری یا خانوادگی شدهاند، احتمال ایجاد اختلاف، رنجش و دور شدن از مسیر درمان بیشتر شده است.
بنابراین این قانون برای جلوگیری از آسیبها است نه برای محدود کردن اعضا. من به عنوان یک همسفر در سفر ویلیاموایت متوجه شدم که برای رسیدن به آرامش باید از خواستههای نفس فاصله بگیرم و به فرمان عقل نزدیک یشوم. شاید نفس به من بگوید: این یک بار استثنا است و مشکلی پیش نمیآید؛ اما عقل با تکیه بر آموزشها به من یادآوری میکند که احترام به قانون احترام به درمان است.
اگر امروز با یکی از اعضای کنگره۶۰ رابطه مالی برقرار نکنم به معنای بیاعتمادی نیست؛ بلکه به این معنا است که برای رابطه آموزشی و حرمتها ارزش قائل هستم. اگر وارد رابطه کاری نشوم؛ یعنی نمیخواهم مسائل شغلی وارد فضای درمان شود. اگر از ایجاد رابطه خانوادگی در کنگره۶۰ پرهیز کنم؛ یعنی میخواهم حرمت این مکان آموزشی حفظ شود. من امروز باور دارم که کنگره۶۰ مانند باغی سرسبز است و قوانین آن همانند حصاری هستند که از این باغ محافظت میکنند.
اگر این حصار برداشته شود آسیبهایی وارد خواهد شد که جبران آنها بسیار دشوار است. سفر ویلیاموایت به من آموخت که آرامش نتیجه رعایت اصول و قوانین است. هرچه بیشتر آموزشها را در زندگی خود به کار بگیرم آرامش بیشتری را تجربه خواهم کرد. یکی از مهمترین این آموزشها احترام به مرزها و پایبندی به قوانین کنگره۶۰ است.
در پایان از صمیم قلب از بنیان کنگره۶۰، راهنماها و همه خدمتگزارانی که با اجرای این قوانین از سلامت و امنیت درمان محافظت میکنند سپاسگزارم. شاید بعضی از قوانین در ابتدا سخت به نظر برسند؛ اما وقتی با دیدگاه جهانبینی به آنها نگاه میکنیم درمییابیم که همه آنها برای رشد، آرامش و حفظ حرمت انسانها طراحی شدهاند.
امیدوارم بتوانم با رعایت این قوانین هم به درمان خود کمک کنم و هم عضوی مسئولیتپذیر برای کنگره۶۰ باشم و آموزشهای سفر ویلیاموایت را نه تنها در جلسات؛ بلکه در تمام بخشهای زندگیام به کار بگیرم.

مسافر نیکوتین سحر:
ممنوعیت رابطههای کاری و مالی در کنگره۶۰ به این معنا نیست که این روابط ذاتاً بد هستند؛ بلکه هدف این قوانین حفظ محیط درمانی، تأمین امنیت اعضا و جلوگیری از آسیبهای احتمالی است. طبق نوشتارهای مربوط به کنگره۶۰ چند دلیل مهم برای این ممنوعیتها وجود دارد. نخست حفظ فضای امن درمانی؛ زیرا اگر روابط مالی یا کاری بین اعضا شکل بگیرد، ممکن است اختلافات شخصی به فضای درمان منتقل شود و آرامش و تمرکز اعضا را بر هم بزند.
دلیل دیگر پرهیز از سوءاستفاده یا ایجاد وابستگی است. بسیاری از افراد در ابتدای سفر از نظر روحی، روانی و عاطفی آسیبپذیر هستند. ایجاد روابط مالی یا کاری میتواند وابستگی، توقع و مشکلات مختلفی به وجود آورد. به همین دلیل، حتی تبادل شماره تلفن و برقراری ارتباط خارج از کنگره۶۰ نیز ممنوع شده است. آقای مهندس دژاکام برای درمان اعتیاد، متد DST را به وجود آوردند و بسیار هوشمندانه این قوانین را نیز در کنار آن مطرح کردند تا اعضا در مسیر درمان با مشکل روبهرو نشوند.
اینجانب به شخصه تابع قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ هستم و توانستم با اجرای آنها به درمان برسم. کسی که سفر نیکوتین را آغاز میکند، وارد صراط مستقیم و راه درست شده است و اگر آموزشها را بهدرستی اجرا کند، حتماً به نتیجه خواهد رسید. کنگره۶۰ آموزشهای ناب و ارزشمندی دارد که اگر به آنها عمل شود، آرامش واقعی به وجود میآید. حرمتها و قوانین جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ بسیار درست، منطقی و بر پایه تجربه تدوین شدهاند و ما با اجرای آنها میتوانیم در مسیر صحیح حرکت کنیم.
تجربهای که از سفر نیکوتین داشتم باعث شد تا متوجه بشوم که ارتباط داشتن بسیار مهم است؛ اما این ارتباط باید در چارچوب قوانین کنگره۶۰ باشد و از مرزهای تعیینشده فراتر نرود تا برای خود و دیگران مشکلی ایجاد نشود. اگر هر فرد بخواهد برای خود قانون جداگانهای تعیین کند، هرجومرج به وجود میآید و نظم مجموعه از بین میرود.
کنگره۶۰ با همین حرمتها و قوانین توانسته است تاکنون افراد بسیار زیادی را در مسیر درمان اعتیاد به موفقیت برساند؛ بنابراین نتیجه میگیریم که این قوانین کاملاً بهجا، منطقی و ضروری هستند و با رعایت آنها میتوان به درمان، تعادل و آرامش رسید. اینجانب بسیار خوشحال هستم که در کنگره۶۰ حضور دارم و توانستهام از آموزشهای ناب آن بهرهمند شوم و به آرامش برسم.
در کنگره۶۰ جهانبینی بهصورت گسترده آموزش داده میشود و این آموزشها در تمام ابعاد زندگی بسیار مؤثر هستند؛ البته همه این آموزشها زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهند که همراه با رعایت قوانین و حرمتها باشند. اگر از حرمتها پیروی نشود بدون شک اختلاف، تشنج و مشکلات مختلفی به وجود خواهد آمد.
بنابراین باید بدانیم که قوانین کنگره۶۰ بر اساس سالها تجربه، شناخت عمیق و نگاه دقیق به مسائل تدوین شدهاند. امیدوارم همه ما در مسیر درست حرکت کنیم، حرمتها و قوانین را رعایت کنیم، به درمان و آرامش برسیم و قدر این نعمت بزرگ را بدانیم.

مسافر نیکوتین زهرا:
به عنوان یک مسافر نیکوتین در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ به این درک رسیدهام که قوانین درمانی برای حفظ تعادل من ضروری هستند. در ابتدا تصور میکردم ممنوعیت روابط کاری، مالی و خانوادگی سختگیرانه است؛ اما امروز نگاه متفاوتی دارم. من فهمیدهام که این قوانین برای حفاظت از تمرکز من در مسیر درمان طراحی شدهاند. در سفر نیکوتین مهمترین اصل، توجه کامل به خود و روند درمان است.
هرگونه رابطه مالی میتواند وابستگی و توقع در من ایجاد کند و این توقع ذهن را از مسیر اصلی رهایی دور میکند. وقتی ذهن درگیر مسائل مالی شود آرامش درونی کاهش پیدا میکند. رابطه کاری نیز ممکن است فشار، رقابت و تنش ایجاد کند. این تنشها باعث برهم خوردن تعادل روانی من میشوند. در درمان نیکوتین آرامش ذهنی برای من یک ضرورت اساسی است.
روابط خانوادگی با وجود ارزش و اهمیت فراوانی که دارد، اگر وارد درمان شود میتواند بر روند آن اثر بگذارد. این روابط به دلیل بار احساسی زیاد، دیدگاه من را تحت تأثیر قرار میدهد و گاهی احساسات اجازه تصمیمگیری درست را از من میگیرند. من امروز بهتر میفهمم که جهانبینی کنگره۶۰؛ یعنی هر چیز در جای درست خود قرار بگیرد. درمان، جای دخالت احساسات پیچیده و وابستگیهای بیرونی نیست؛ بلکه جای تمرکز، نظم و مسئولیتپذیری فردی است.
در طول سفر نیکوتین تغییرات زیادی در جسم من ایجاد شده است. همچنین تغییرات مهمی در افکار و روان من شکل گرفته است. این تغییرات زمانی پایدار میمانند که ذهن من آرام و آزاد باشد و این آرامش زمانی ایجاد میشود که درگیریهای بیرونی کمتر شوند. همسفران در این مسیر نقش حمایتی مهم و ارزشمندی دارند؛ اما این حمایت باید بدون دخالت در امور کاری و مالی باشد.
وقتی مرزها رعایت شوند آنوقت رابطهها سالمتر، شفافتر و مؤثرتر خواهند بود. من یاد گرفتهام که حمایت سالم؛ یعنی حمایت بدون کنترل و بدون توقع. هر وابستگی بیرونی میتواند جایگزینی پنهان برای اعتیاد باشد و روند رهایی من را آهستهتر کند. جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ کمک میکند من این وابستگیهای پنهان را بشناسم و آنها را در مسیر تعادل قرار دهم. امروز میدانم که تمرکز مهمترین ابزار موفقیت من در سفر نیکوتین است.
اگر ذهن من آزاد باشد، آموزشها را بهتر درک میکنم و اگر ذهن من آرام باشد، تصمیمهای درستتری میگیرم. این قوانین برای محدود کردن من نیستند؛ بلکه برای حفاظت از من هستند. آنها کمک میکنند تا در یک فضای امن درمانی قرار بگیرم. آزادی واقعی در آگاهی و تعادل شکل میگیرد نه در آشفتگی. من یاد گرفتهام مسئولیت زندگی خود را بهطور کامل بپذیرم بدون آنکه ذهن من درگیر مسائل جانبی و حاشیهای شود.
هدف من رهایی کامل از نیکوتین و رسیدن به آرامش است. من در این مسیر به خود و آموزشهای کنگره۶۰ ایمان دارم. هر روز تلاش میکنم در مسیر درست و متعادل حرکت کنم و میدانم نتیجه این مسیر رسیدن به آزادی واقعی است. این راه را با صبر، آگاهی و امید ادامه خواهم داد.
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر سحر (نمایندگی پروین اعتصامی)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
46