جلسه لژیون سردار با استادی مسافر احمد، نگهبانی راهنمای محترم مسافر احمدرضا و دبیری راهنمای محترم مسافر کریم با دستور جلسه حرمت کنگره 60 چرا رابطه مالی و کاری و خانوادگی در کنگره ممنوع است؟ در تاریخ 7 تیر ماه 1405 رأس ساعت 15 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که امروز این اجازه را به من داد تا در کنگره 60 حضور داشته باشم، روی این صندلی بنشینم و آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز «حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است» اولین جلسهای که به کنگره 60 آمدم، با خودم گفتم اینجا در شعبه سلمان فارسی حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر حضور دارند اما در این جمع حتی یک کلمه زشت هم شنیده نمیشد در ادامه هم با خانواده حضور پیدا کردم و دیدم اینجا چه حس و حال خوبی دارد و حرف زشت زدن ممنوع است، چون اینجا حرمت دارد. حرمت از حریم میآید، حریمی که ما قبلاً برای خودمان نداشتیم و هر چیزی که به دهانمان میآمد میگفتیم. چه کسی این مسائل را به ما یاد داد؟ آموزشهای کنگره 60 بود. یاد گرفتم همانطور که در کنگره 60 هر حرفی را نمیزنم، بیرون از اینجا هم به خودم اجازه ندهم هر حرفی را بر زبان بیاورم و حتی آموزش گرفتم که خوب باشم، خوب بمانم و دروغ نگویم. آقای مهندس دژاکام در سیدی حرمت میفرمایند: که حتی رودخانه هم حرمت و حریم دارد و ما حریم آن را میگیریم و در آن خانه و باغ میسازیم، بعد از مدتی باران میبارد، سیل میآید و خانه و زندگی ما را از بین میبرد و بعد میگوییم چرا این اتفاق برای ما افتاد، در حالی که دلیلش این است که حرمت و حریم آن را رعایت نکردهایم.

در کنگره ۶۰ این حرمت روزی دو بار قرائت میشود تا ما آموزش بگیریم که هر چه بیرون از کنگره 60 داریم، همان بیرون بگذاریم و وقتی وارد این مکان میشویم، قوانین آن را رعایت کنیم که این قوانین توسط دیدهبانان تنظیم و توسط مرزبانان اجرا میشود تا ما بتوانیم با آرامش سفر کنیم و به درمان برسیم. آقای مهندس دژاکام میفرمایند: آب کم جو، تشنگی آور به دست، آب همیشه در جریان است، اما مهم این است که من چه چیزی میخواهم و برای رسیدن به آن چقدر تشنگی دارم. اگر بخواهم به لژیون سردار برسم، باید خواسته واقعی داشته باشم. هر چیزی را که میخواهیم، ابتدا باید تشنگی آن را در خودمان به وجود بیاوریم. خواسته ما این است که گلریزان ۱۴۰۴ که رو به پایان است، تعهدی را که برای خودمان و همسفرمان بستهایم به پایان برسانیم. همانطور که خزانهدار محترم فرمودند، آیا به عهدی که با خودمان بستهایم عمل کردهایم؟ خزانهدار محترم باید گزارش بدهد و خدا را شکر لژیون سردار سلمان فارسی همیشه درخشیده است. من قبلاً حتی هزار تومان هم به کسی نمیدادم. اگر چیزی هم داشتم، آن را پنهان میکردم. اما دیدهبان محترم آقای حکیمی فرمودند: کسی که وارد لژیون سردار میشود باید بیدار شود. خدا را شکر ما هم بیدار شدهایم و به این آگاهی رسیدهایم که بتوانیم این کار را انجام دهیم. لژیون سردار چیزهای بسیار زیادی به من داد شاید پولی به من نداد، اما از نظر معنوی کمک بسیار بزرگی به من کرد. همین که مواد را از من گرفت، اتفاقهای بسیار خوبی در زندگیام رقم خورد.
نگارش: مسافر رضا عسگری لژیون 21
ویرایش: مسافر علی کریمی لژیون 5
تنظیم: مسافر ابراهیم کاظمی لژیون 8
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
902