اصل حرمت بالاتر از یک قانون ساده است. در کنگره ۶۰، واژه حرمت فقط یک قانون نیست، یک فرهنگ و یک باور قلبی است. جلسات کنگره مانند یک اتاق عمل جراحی فرض میشود. بیمار (رهجو) برای درمان اعتیاد خود به این اتاق عمل آمده است، نه برای معامله مالی، نه برای پیدا کردن شریک تجاری و نه برای رفت و آمدهای فامیلی.
هرگونه رابطه جانبی، اتاق عمل را به یک مرکز خرید یا مهمانی خانوادگی تبدیل میکند و تمرکز حیاتی بر روی درمان را از بین میبرد.
و اما در مورد ممنوعیت رابطه مالی و کاری (پول و شغل)
هیچ چیز به اندازه پول و طلبکاری، دل آدمها را به هم نمیزند. اگر دو عضو کنگره با هم قرض یا شراکت کاری داشته باشند، ممکن است یکی دیر پول بدهد یا ندهد. فردِ بدهکار، از سر شرمندگی به جلسات نمیآید و فردِ طلبکار، دلخور میشود. این یعنی دو عضو در یک لحظه از چرخه درمان خارج میشوند.
تجربه ثابت کرده است این اختلافات کوچک، بزرگترین سد برای ادامه مسیر هستند.
در کنگره همه اعضا باید در یک ترازو باشند، نه فقیر مهمتر است و نه غنی.
اگر رابطه مالی باشد، این توازن به هم میخورد. کسی که پول بیشتری دارد ممکن است ناخواسته بر دیگری نفوذ کند و این با اصل همسفری در تضاد است.
کنگره جای پیدا کردن همکار یا مشتری نیست. اگر اعضا به فکر معاملات کاری با یکدیگر باشند، ناخودآگاه پوسته دفاعی به تن میکنند و از آسیبپذیری لازم برای درمان فرار میکنند. آنچه در جلسات گفته میشود مثل: رازها، احساسات و ضعفها نباید هیچگاه به معاملههای خارج از جلسه گره بخورد.
وقتی رابطه اعضا از جلسات به خانهها و دورهمیهای خانوادگی کشیده شود، طبیعتاً روابط عاطفی پیچیدهتر میشود. ممکن است دلشکستگیها، حسادتها، یا رقابتهای خانوادگی پدید آید که هیچ ربطی به درمان ندارد. این حاشیهها انرژی روانی فرد را میگیرند و او را از هدف اصلی دور میکنند.
وقتی اعضا در خارج از جلسه همدیگر را میبینند، ممکن است رفتارهای شخصی همدیگر مثل: مهمانی، تفریح یا حتی دعواهای روزمره را ببینند و این مشاهدات، باعث میشود که در جلسات نتوانند نگاه بیطرف و پاک به هم داشته باشند. یک راهنما اگر فرزند رهجوی خود را در کوچه ببیند که سیگار میکشد، ممکن است ناخواسته او را قضاوت کند و این امر، رابطه راهنمایی را مخدوش میسازد.
کنگره یک جامعه درمانی باز است، اما اصل محرمانگی خط قرمز آن است. رفت و آمدهای خانوادگی، این حریم را از بین میبرد؛ زیرا ممکن است اسرار جلسات یا مشکلات فردی، ناخواسته بر سر سفره شام خانواده دیگری فاش شود و آبروی فرد برود.
اما چرا این قوانین برای همه، حتی راهنمایان یکسان است؟
در کنگره هیچکس استثنا نیست. بنیانگذار مجموعه تاکید دارد که اگر به یک راهنما یا مسئول اجازه داده شود که با عضو دیگری رابطه مالی یا خانوادگی داشته باشد، این قانون بیارزش میشود. برای حفظ عدالت و اعتماد عمومی، این قانون باید مثل یک کوه، محکم و غیر قابل انعطاف بماند.
این ممنوعیتها، محدودیت نیستند بلکه محافظت هستند.
شاید در نگاه اول این قوانین سختگیرانه به نظر برسند، اما در اصل، دیوارهای محافظی هستند که از رهجو در برابر خودش و دیگران محافظت میکند. آنها باعث میشوند ارتباطات اعضا فقط در چارچوب همسفری و کمک برای رهایی بماند.
هیچ دلیلی برای کینه، دلخوری، یا شرمندگی خارج از جلسات وجود نداشته باشد.
و باعث میشود رهجو فقط و فقط روی سفر درونی خود متمرکز شود و از هر گونه انحراف ذهنی مصون بماند.
به قول معروف در کنگره، ما اینجا مهمان هستیم و مهمانی قرار نیست با یکدیگر قرض و قول و قرار بگذارد، همه آمدهایم که یک مشکل را حل کنیم و برویم و آن هم درمان اعتیاد و آموزش جهان بینی است.
منبع: اپلیکیشن دژاکام
نویسنده: همسفر زهره ( لژیون دوم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
0