همسفر سهیلا و مسافر ایشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به روش DST و با داروی OT به مدت ده ماه با راهنمایی مسافر وهاب و همسفر سمیه سفر کردند و به مدت سه سال و سه ماه است که از بند اعتیاد با دستان پر توان آقای مهندس آزاد و رها هستند. همسفر سهیلا در جایگاههای نگهبان صوتی و مرزبانی خدمت کردهاند. رشته ورزشی همسفر سهیلا والیبال و رشته ورزشی مسافرشان باستانی است. مصاحبهای در رابطه با وادی چهارم با ایشان داشتهایم که توجه شما را به آن جلب میکنیم:
اگر شما به عنوان همسفر بخواهید پیام این وادی را به همسفران دیگر برسانید چه میگویید؟
برای پاسخ به این سوال در مورد تجربهای که با رسیدن به این وادی داشتم و شرایطی که قبل از رسیدن به این وادی و تصمیماتی که میگرفتم و به هیچ نتیجهای نمی رسیدم صحبت میکنم. شرایطی که بعد از این وادی داشتم را شرح میدهم و برایش از جایگاه خداوند که در چه جاهایی مسئول کارهای من و زندگی من است و من هم مسئولیتهای خودم را دارم صحبت میکنم.
شما تا چه حد توانستید این وادی را در زندگی خود کاربردی کنید؟
من با این وادی فهمیدم که خداوند، مسئول اشتباهات من در زندگی نیست و باید خودم تلاش و حرکت کنم تا خداوند هم به من کمک کند. الان که به این سوالات شما جواب میدهم فکر میکنم که چقدر در زندگی این وادی را کاربردی کردهام که خودم را دست کم نگیرم و مشکلم را حل کنم، آگاهی خودم را بالا ببرم و کسی را مقصر ندانم.
بعد از بهکارگیری این وادی چقدر در حال و هوای شما و مسافرتان تغییر ایجاد شده است؟
قطعا تغییر حاصل شده است، چون ما قبل از آمدن به کنگره میگفتیم که اگر خداوند بخواهد خودش درست میکند. در صورتی که ما باید حرکت میکردیم تا خداوند هم به ما کمک میکرد. بعد از این وادی دلمان برای حرکت کردن و تلاش کردن قرص شد و ایمان ما هم چند برابر شد.
این وادی را چگونه میتوانیم در تربیت فرزندان خود بهکار بگیریم؟
اگر فرزند ما سن کمی داشته باشد مستقیم نمیتوانیم بگوییم که خداوند مسئول کار تو نیست و باید خودت تلاش کنی. در موقع کارهای کوچک مثلاً بگوییم اسباب بازیهایت را که خودت ریختهای باید جمع کنی و وقتی او تصمیم گرفت جمع کند به او کمک کنیم. برای فرزند بزرگسال هم باید با دلیل و مدرک توضیح دهیم و از آموزشهای این وادی استفاده کنیم و او را راهنمایی کنیم.
آیا میتوانید مثال یا تجربهای که از این وادی داشتید بزنید؟
یک مثال که میتوانم بزنم تجربهای است که اکثر ما داشتهایم. من قبل از کنگره فقط نذر و نیاز میکردم و هر بار که زیارت میرفتم گریه میکردم و هر بار که به نتیجه نمیرسیدم دائما از خداوند و ائمه ناراحت میشدم و میگفتم که چرا حاجت من را نمیدهند. این وادی به من آموخت که مسئولیت کار خودم را خودم بر عهده بگیرم و برای آن راه حلی پیدا کنم.
در آخر اینکه وقتی شما در این وادی پا گذاشتید چه رنگ و بو و حسی داشت؟
در مورد بو کلمهای پیدا نمیکنم که آن را بیان کنم؛ اما در مورد حس، حس آرامش درونی را دارم که وقتی چالشی برای من پیش میآید میدانم که با قبول کردن مسئولیت خودم خداوند هم در کنار من است و من را کمک میکند. در مورد رنگ میتوانم بگویم رنگ نور و روشنایی را دارد، زیرا با این وادی من به تواناییهای خود پی بردم و فهمیدم که من هم میتوانم مشکلات پیش آمده را حل کنم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی قیدار
- تعداد بازدید از این مطلب :
137