English Version
This Site Is Available In English

کنگره ۶۰ حرمت‌ها را برای حفظ خودش وضع نکرده است

کنگره ۶۰ حرمت‌ها را برای حفظ خودش وضع نکرده است

نهمین جلسه از دوره‌ی چهاردهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی دلیجان، با استادی راهنما محترم مسافرمحمد بهروز، نگهبانی مسافر جمشید، و دبیری مسافر ابراهیم، با دستورجلسه:" حرمت کنگره ۶۰، چرا رابطه کاری، مالی و خانوادگی در کنگره ۶۰ ممنوع است"شنبه 6تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

سلام، خداوند را سپاسگزار و شاکرم که فرصت دوباره‌ای به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم. جا دارد از ایجنت محترم شعبه که این فرصت را در اختیار من قرار دادند، از نگهبان و دبیر ارزشمند و همچنین راهنمای لژیون چهارم که لژیون خدمتگزار بودند، صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.دستور جلسه امروز در رابطه با حرمت‌هاست. معمولاً هر ساختار دو هدف دارد. آن‌طور که ما در جزوه جهان‌بینی خوانده‌ایم و توسط دکتر امین بیان شده است، هر ساختاری که با اعضای هم‌حس در کنار یکدیگر شکل می‌گیرد، دو هدف را دنبال می‌کند: یکی حفظ و بقا و دیگری رشد و توسعه. یعنی آن ساختار باید بتواند روزبه‌روز ماندگارتر شود و در جای خود باقی بماند و در عین حال رشد کند و گسترش پیدا کند.


کنگره ۶۰ نیز یک ساختار است؛ مجموعه‌ای از اعضای هم‌حس که حداقل همه ما، چه مسافران و چه همسفران محترم، در یک حس مشترک کنار هم جمع شده‌ایم و آن حس، درمان اعتیاد است. در واقع حداقل با یک هدف مشترک، یعنی درمان اعتیاد، گرد هم آمده‌ایم تا بتوانیم ساختار جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ را تشکیل بدهیم. در ابتدا همه ما به همین بهانه وارد کنگره شدیم. بماند که علاوه بر درمان اعتیاد، مسائل بسیار دیگری نیز در اینجا آموزش داده می‌شود؛ از جمله جهان‌بینی، حل مشکلات روان‌شناختی یا روان‌پزشکی، درمان بسیاری از بیماری‌ها، بازگشت و دوستی با طبیعت، تعامل با دیگران، یادگیری روش‌های درست زیست و بهزیستی و شیوه صحیح زندگی. اما در نهایت آن چیزی که مهم‌تر از همه ما را در کنار یکدیگر نگه داشته است، همان درمان اعتیاد است.

پس کنگره ۶۰ نیز این دو هدف را دارد: اول اینکه باید رشد کند و گسترش یابد تا بتواند در همه شهرها و حتی در نقاط مختلف دنیا مجموعه‌ای به نام جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ شکل بگیرد، با همان هدفی که گفتیم، یعنی درمان اعتیاد. دوم اینکه علاوه بر رشد و توسعه، باید حفظ و بقای خود را نیز داشته باشد، زیرا اگر از بین برود دیگر نمی‌تواند به هدف خود برسد.اگر به ساختارها نگاه کنیم، می‌بینیم که همه آن‌ها برای رسیدن به اهداف خود، مجموعه‌ای از قوانین، حرمت‌ها و مرزها را برای خود تعیین می‌کنند. عبور از این مرزها باعث می‌شود که هم رشد و توسعه آن ساختار و هم بقای آن دچار مشکل شود. بنابراین برای همه ساختارها وجود قوانین، حرمت‌ها و خط قرمزها ضروری است تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند.

کنگره ۶۰ نیز از این قاعده مستثنی نیست. این مجموعه اهدافی بسیار متعالی و انسانی دارد و در راستای احیای انسانیت در زمین حرکت می‌کند. بنابراین افرادی که در این ساختار حضور دارند باید حریم‌ها و قوانین آن را رعایت کنند. نکته مهم این است که کنگره ۶۰ این حرمت‌ها را برای حفظ خودش وضع نکرده است، بلکه این حرمت‌ها برای حفظ اعضا هستند. وقتی دو رهجو با هم رابطه مالی برقرار می‌کنند، در واقع به خودشان لطمه می‌زنند، نه به کنگره. وقتی دو رهجو حریم یکدیگر را می‌شکنند، باز هم به خودشان آسیب می‌زنند. در حقیقت تمام حرمت‌ها و قوانینی که در کنگره ۶۰ وجود دارد برای این است که اعضا سالم بمانند.

اگر من از این خط و خطوط عبور کنم، اولین کسی که آسیب می‌بیند خودم هستم. وقتی این حریم‌ها دچار مشکل شوند، کنگره ۶۰ با وجود اینکه بر پایه عشق، محبت و انسان‌دوستی بنا شده است، مجبور می‌شود برای حفظ ساختار خود واکنش نشان دهد و از قوانینش دفاع کند. به همین دلیل ممکن است در این موارد سختگیری‌هایی وجود داشته باشد تا این حریم‌ها حفظ شوند. بنابراین باید بدانیم قوانینی که در کنگره رعایت می‌کنیم قبل از هر چیز به نفع خود ماست و رعایت نکردن آن‌ها نیز در نهایت به خود ما آسیب می‌زند.

برخی از این حرمت‌ها در نوشتار حرمت آمده‌اند و برخی دیگر نیز توسط راهنماها بیان می‌شوند. یکی از مثال‌هایی که می‌توان به آن اشاره کرد موضوع سی‌دی نوشتن است. در کنگره ۶۰ گفته می‌شود که دوستان باید هر هفته سی‌دی بنویسند. ممکن است بعضی از دوستان تمایلی به نوشتن سی‌دی نداشته باشند. اما در حرمت‌ها آمده است که ما حق سرزنش کردن دیگران را نداریم.یک نکته مهم این است که هیچ‌جا سرزنشی اتفاق نمی‌افتد مگر اینکه پای نیروهای بازدارنده و ضد ارزشی در میان باشد. هر زمانی که ما دیگران را سرزنش می‌کنیم، باید بدانیم که بخشی از آن تحت تأثیر نیروهای منفی است. اما اگر بخواهیم به دوستی کمک کنیم که سی‌دی بنویسد، بهترین راه سرزنش کردن نیست. بهترین راه این است که تجربه خودمان را بیان کنیم. مثلاً بگوییم من هم زمانی سی‌دی نمی‌نوشتم، من هم علاقه‌ای به سی‌دی نوشتن نداشتم و حتی از آن متنفر بودم.

وقتی این‌گونه صحبت می‌کنیم، دیوار دفاعی طرف مقابل فرو می‌ریزد، زیرا احساس می‌کند ما نیز تجربه‌ای مشابه او داشته‌ایم. در این حالت ممکن است بگوییم که کم‌کم شروع کردم، ابتدا فقط گوش می‌دادم، بعد کم‌کم شروع به نوشتن کردم و به مرور به آن علاقه‌مند شدم. به این ترتیب بدون سرزنش کردن می‌توانیم آموزش بدهیم.بنابراین حرمت‌ها علاوه بر اینکه نقش بازدارنده دارند، جنبه آموزشی نیز دارند و می‌توان از آن‌ها برای پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ استفاده کرد. اهدافی که به نظر من در حال حاضر از متعالی‌ترین اهدافی است که روی کره زمین در حال دنبال شدن است.

در ادامه اجازه بدهید چند دقیقه‌ای هم از کنگره ۶۰ و خدمتگزارانی که این مسیر را فراهم کردند تشکر کنم. سال‌ها پیش، دقیق‌تر بگویم در تاریخ ۲۰/۱۲/۱۳۹۲، اولین باری که وارد کنگره ۶۰ شدم هفته دیدبان بود. در آکادمی استاد امین نشسته بودم. من به عنوان یک تازه‌وارد وارد جلسه شدم و جالب است که در همان جلسه اول هم مشارکت کردم. حال بسیار بدی داشتم و دچار توهم شدید بودم، اما با این حال چیزهایی را متوجه می‌شدم. تنها جمله‌ای که گفتم این بود که یقین دارم این دیدبان‌های عزیز که در جایگاه بزرگی قرار دارند، سنگ‌های زیرین این آسیاب هستند و دیوارهای بزرگ کنگره ۶۰ بر دوش آن‌ها تکیه خواهد کرد.

بعد از دو یا سه جلسه که برای گرفتن مشاوره تازه‌واردین به تهران می‌رفتم، به من گفته شد که قم به محل زندگی‌ام نزدیک‌تر است و بهتر است به آنجا مراجعه کنم. به لطف زحمات آقای حسین شعبانی، آقای پرویز بلاغی، محمدعلی رضایی، عباس اکبری و آقای علیرضا رضایی، شعبه قم در ساختمانی کنار میدان ۷۲ تن تشکیل شده بود. محبت آقای حسین شعبانی باعث شد که من به کنگره ۶۰ دل‌بسته شوم.تا سه ماه اولی که به جلسات می‌رفتم هنوز مصرف داشتم، تا اینکه یک سقوط آزاد شدید را تجربه کردم و مدتی با دوز هفت و نیم سی‌سی در روز ادامه دادم. اما همان زمان درهای رشد و محبت کنگره ۶۰ به روی من باز شد و کنگره ۶۰ مرا به درمان رساند. در تاریخ 16/2/1394 به لطف دست‌های توانای مهندس دژاکام به درمان رسیدم.

خانم مهدیه عزیز گفتند که کنگره ۶۰ باید در دلیجان اتفاق بیفتد. رفت‌وآمدهای زیادی انجام شد. تقریباً هفته‌ای نبود که به فرمانداری مراجعه نشود یا جلسه‌ای با دیدبان‌های محترم برگزار نشود، به‌ویژه با آقای احمد حکیمی که نقش بسیار مهمی در راه‌اندازی شعبه دلیجان داشتند. در ابتدا فقط من و مادرم از دلیجان در کنگره حضور داشتیم و چون خدمتگزار دیگری نبود اجازه داده نمی‌شد که شعبه در دلیجان راه‌اندازی شود.به لطف خداوند، بعد از مدتی دوباره به قم بازگشتم. در زمان رأی‌گیری مرکزی، فقط به خاطر اینکه دستور راهنمایم، حسین آقا، را اجرا کنم در انتخابات شرکت کردم. همان روز تولد آقای هاجری بود. فکر نمی‌کردم رأی بیاورم، اما رأی آوردم و مرزبان شدم. در روزهای پایانی، آقای احمد حکیمی، آقای محمد بصیرین و آقای خدامی گفتند که ایشان از دلیجان مرزبان هستند و ما هم برای کمک به ایشان می‌آییم. به این ترتیب شرایط فراهم شد و شعبه دلیجان افتتاح گردید.

با تلاش‌های بسیار دوستانی مانند آقای مسعود ابراهیمی، محمد کاویانی، سعید آقا جعفر، امیر ابراهیم‌پور، یاسر آزادی، یاسر افشار، حسین باقری و بسیاری از دوستان دیگر این مسیر شکل گرفت. روزهای سختی بود، مخصوصاً در دوران کرونا. اما دوستان با وجود همه سختی‌ها می‌آمدند و جلسات برگزار می‌شد. روزهایی بود که حتی عبور از محدودیت‌ها و ایست‌های بهداشتی هم دشوار بود، اما دوستان با عشق و انگیزه در جلسات حاضر می‌شدند.کم‌کم حس همدلی در شعبه شکل گرفت و با اضافه شدن دوستان دیگری مانند آقای عینی، شعبه رشد بیشتری پیدا کرد و خدمتگزاران بیشتری از دلیجان به جمع اضافه شدند. من نیز افتخار داشتم در کنار این دوستان آموزش ببینم و سهم کوچکی در این مسیر داشته باشم.

امروز بسیار خوشحالم که اولین راهنمای مدین در شعبه دلیجان فعالیت خود را آغاز می‌کند. این موضوع در کنار تمام سختی‌ها و خاطرات گذشته، یکی از شادترین اتفاق‌ها برای من است، زیرا میوه و ثمره تلاش‌های شعبه دلیجان در حال نمایان شدن است و این یکی از اهداف مهم کنگره ۶۰ بوده است.در پایان جا دارد از همه رهجوهایم تشکر کنم. من افتخار داشتم به بهترین رهجوهای دنیا خدمت کنم و در کنار آن‌ها آموزش بگیرم.

عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم

تایپ و ارسال خبر:مسافر محمد لژیون یک

نمایندگی دلیجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .