برداشت از سی دی جاذبه، از آموزش های مهندس دژاکام.
بحث ما پیرامون مسئله جبر و اختیار و چگونگی شکلگیری خواستههای انسانی است. باید به این حقیقت دست یابیم که جبر، میوه و ثمره اختیار ما محسوب میشود. اگر امروز در شرایطی قرار داریم که آن را جبر مینامیم، ریشه در اختیاری دارد که در مراحل پیشین و حتی در جهانهای دیگر به کار بستهایم.
انسان دارای دو بخش اساسی است: صور پنهان و صور آشکار. ما معتقدیم که نفس و روح از جهان ماده نیستند و با مرگ از بین نمیروند. اگر ریشه حوادث زندگی را نمیدانیم، به این دلیل است که از یاد بردهایم که در پیمان الست و پیش از حلول در جسم مادی، با خواست و اختیار خود این مسیر را برگزیدهایم. برای درک بهتر این مفاهیم، باید به مثلثی توجه کنیم که اساس تمام حرکتهای ماست. برای آنکه خواستی در ما شکل بگیرد، ابتدا باید حس آن در وجود ما پدیدار شود. حس، اولین قوه بهکارگیری قوه عقل است و بدون آن، هیچ حرکتی آغاز نمیگردد.
پیش از ظهور حس، ما نیازمند جاذبه هستیم و جاذبه نیز از سایه نشئت میگیرد. سایه، محور و مرکز تمام هستی ماست؛ چه در کالبد فیزیکی باشیم و چه پس از مرگ در کالبدهای دیگر، این سایه است که موجودیت ما را حفظ میکند. در مثلث عشق که شامل سه ضلع سایه، جاذبه و حس میباشد، تمامی ارکان زندگی ما نهفته است. اگر جاذبه ما نامناسب باشد، حس دیگران نسبت به ما منفی خواهد بود. برای تغییر حس دیگران، راهی جز اصلاح جاذبه و در نهایت اصلاح سایه وجود ندارد. جاذبه تنها در ظاهر خلاصه نمیشود، بلکه به بیان، اخلاق و بوی درونی انسان بستگی دارد.
بسیاری از تلخیها و رفتارهای ناهنجار در انسانها، ریشه در عدم تعادل سیستم شبهافیونی بدن دارد. زمانی که مخدرهای طبیعی بدن مانند دوپامین، سروتونین و اندورفین به درستی ترشح نشوند، سایه از تعادل خارج شده و جاذبهای منفی ایجاد میکند. در چنین حالتی، فرد خمارِ طبیعی است و تعاملات او با جهان پیرامون دچار بحران میگردد. با اصلاح جهانبینی و بازسازی سیستمهای درونی، میتوان این جاذبه را تغییر داد و به حسهای مثبت دست یافت.
در مسیر حرکت به سوی خواستهها، انتخاب راه بسیار تعیینکننده است. صراط مستقیم اگرچه ممکن است زمانبر باشد، اما در نهایت به خیر، آسایش و آرامش منتهی میشود. در مقابل، راههای غیرمستقیم و ناپاک، جز شر و ناآرامی ثمرهای نخواهند داشت. خداوند در کلام خود به خورشید، ماه، روز و شب قسم یاد کرده است تا بر این حقیقت تأکید کند که به نفس انسان، هم فجور و هم تقوا الهام میشود. رستگاری از آنِ کسی است که نفس خود را پاکیزه گرداند و از آلودگیها دوری جوید.
باید بپذیریم که این جهان بر پایه تضاد و جنگ میان ذرات استوار شده است. همانگونه که عناصر اربعه یعنی آب، آتش، خاک و باد با یکدیگر در تضاد هستند، اما سقف دنیا بر این چهار ستونِ مخالف بنا شده است، مشکلات زندگی نیز جزئی از بافت هستی میباشند. ما در پرتو همین تضادها و دشواریها ساخته میشویم. بیشترین کسی که میتواند به ما در عبور از این بحرانها انرژی بدهد، خودِ ما هستیم. نباید با افکار منفی و ناامیدی، سیستمهای حیاتی بدن را سرکوب کنیم.
در نهایت، درمان اعتیاد یا هر مشکل بزرگ دیگری، نیازمند خواست قوی و انتخاب راه درست است. اسارت در دست نیروهای تخریبی، ناشی از هجوم بیگانگانی است که ممکن است به ساختار جسم و روان ما آسیب بزنند، اما با توان تازه و تکیه بر قدرت مطلق، میتوان بر این مشکلات غلبه کرد. سایه ما همیشگی است و مرکز تمام روابط دیپلماسی و عاطفی ما محسوب میشود. با تقویت عقل، عشق و ایمان، میتوانیم در این اقیانوس مواج زندگی، به سلامت به ساحل آرامش برسیم
برداشت: همسفر فرزاد
تهیه و تنظیم سایت همسفران آقای آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
113