چهاردهمین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی اسیستانت دیدهبان محترم پهلوان مسافر بهروز، نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر بهزاد با دستور جلسه "حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری و مالی و خانوادگی درکنگره60 ممنوع است." روز شنبه 6 تیرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان بهروز هستم یک مسافر. شکر خداوند و روزگارش. چه خبر؟ به نظر خودم خبرهای خوبی دارم، البته به لطف آقای مهندس و خانوادهی محترمشان است که من صاحبخبر هستم. زمانی که با جمعیت احیای انسانی کنگره 60 آشنا شدم رخت عزای اعتیاد بر تن داشتم، راهنمای خوب یک نعمت، برکت و رحمت است، خیلی زود متوجه شدم این رخت عزایی که تنم است دلیل آن هروئین، شیشه، قرص، تریاک یا الکل نیست و کسانی را هم دیدم که از من عزادارتر هستند و از اعتیاد اطرافیانشان آسیبدیدهاند که به آنها همسفر میگویند. من نمیدانم این بخت و رخت سیاه چند قرن و چند سال با من بود ولی بهراحتی رخت عزای چندساله را در ده الی یازده ماه از تن درآوردم و از کالبد اولم جدا کردم و مطمئنا یک ضلع مثلث این دستآورد حرمت کنگره است.

روزی که وارد آکادمی شدم برای پول و پیدا کردن دوست خانوادگی نرفته بودم، درآوردن رخت عزا یک تیتر بسیار عالی میتواند باشد و توجه بسیاری را جذب میکند و در هیچ نشریهای هم نیست . علاوه بر اینکه بعد از چند سال رخت عزا را درآوردم و حال جسمم خوب است و نگاه میکنم، میبینم که حال دل و جیبم هم خوب است و میتوانم دیگران را که پیوند خونی با آنها ندارم دوست داشته باشم و نسبت به آنها احساس خوبی داشته باشم که شخصی را ببنیم و فارق از نژادپرستی و فرزندی قلبم برایشان بلرزد. این صندلی در جمعیت احیای انسانی کنگره60 برای این نیست که لپ ها گل بیندازد و کالبد اولم آباد شود در اصل بخش عظیم این موضوع به حرمت برمیگردد و اگر هم بخواهم تصویری برای خبرم داشته باشم این است که سیاهوسفید هستم، یک پدری هست که پدر است ولی نمیتواند پدری کند یا همسری هست که پیمان بسته ولی نمیتواند همسری کند و کسانی را در خیابان میبیند میگوید کاش این شخص همسر من بود و از یک جایی به بعد میآییم میبینیم این تصویر رنگی میشود یا یک مردی هست که سیاهسفید است بااینکه مرد است ولی مردانگی کمی دارد ولی از جایی این تصویر رنگی میشود و این پدر، پدریاش را به دست میآورد و کسانی که در خیابان میگفتند؛ کاش فلانی همسرم بود الآن به یکدیگر عزیزم میگویند.

این تصاویر رنگی از یک جایی قشنگ میشوند که مثلث عدالت، معرفت و عمل سالم برق میزند. برای رهایی از اعتیاد دو سفر الزامی است که در کتاب بسیار خوانده میشود ولی توجه نمیشود؛ آنجا تو را پاداشی خواهد بود و آن پاداش بند عشق میباشد. این روزها مثلث کار، خانواده و کنگره برق میزند و کنگره حریم دارد و اگر من حریم را رعایت نکنم نیروها نمیگذارند رعایت کنم. موضوع دایره یک نمایندگی هروئین، شیشه، تریاک و قرص نیست و تفاوتهایی وجود دارد و در این تصویر دایرههایی وجود دارد مثل: دایره دیاستی، دایره تغذیه سالم و دایره سردار؛ آقای مهندس میگویند کسانی در کنگره موفق میشوند که با وادی سیزدهم ارتباط برقرار کنند و ایمان بیاورند؛ به قول آقای زرکش به ایمانشان هم ایمان بیاورند و آن را در وادی محبت قرار بدهند. من میخواهم بگویم که امروز خبر دارم منظورم این میباشد که حال دلم، جیبم و جسمم خوب میباشد، دایره سردار برای من ارزش دیگری دارد و میتوانم از ته دل به شخصی عزیزم هم بگویم و تکلیفم در این کره خاکی معلوم شد. ممنون که به صحبت های بنده گوش دادهاید.

در ادامه انتخابات نگهبانی روزهای شنبه برگزار گردید:

.jpg)

تایپ و عکس: مسافر حامد
بارگزاری: مسافر طاها
مرزبان کشیک: مسافر ماهان
با احترام خدمتگزاران سایت ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
59