ما انسانهای هوشیاری هستیم؛ چون میتوانیم مسائل را مشاهده، تجزیه و تحلیل کنیم. اما یک خصوصیتی که داریم این است که هر کاری بخواهیم انجام دهیم، حتی اگر انجامِ آن کار آگاهانه هم باشد، زمانی که خروجیِ کار منفی میشود، تنها کسی را که در این امر مقصر نمیدانیم، خودمان هستیم. در واقع، برای فرار از قبولِ مسئولیتِ کارِ خود، مدام دیگران را مقصر میدانیم. برای مثال، یک فرد مصرفکننده بدون در نظر گرفتن نقشِ خود، مدام جامعه یا نزدیکانش را مقصر اصلی میداند و مثالهای بسیار دیگری که مصداقِ درکِ این مسئله است. در این مواقع، نیمنگاهی به خود بیندازیم و ریشه دواندنِ مسائل را در وجودِ خود جستوجو کنیم؛ چون نوعِ تفکر و نگاهِ ما، روی حلِ مسائل بسیار تأثیرگذار است.
اگر هر انسان شخصاً اقدام به تزکیه و پالایشِ خود نکند، هیچ راهِ دیگری برای رسیدن به آرامش وجود ندارد و هیچگاه از مسیرِ ضدارزشها خارج نمیشود؛ در واقع نمیتواند به صراطِ مستقیم وارد شود.برای تشکیلِ «مثلث عشق» وجودِ سه مؤلفه: سایهها، جاذبه و حس الزامی است. همهی انسانها بهخاطرِ داشتنِ این سه مؤلفه میتوانند عاشق باشند.
البته ما دو نوع عشق داریم: عشقِ خاص و عشقِ عام. عشقِ خاص در وجودِ همهی موجودات، اعم از انسانها، حیوانات و گیاهان است؛ به این معنی که یک انسان یا یک حیوان برای حفظِ بقای فرزندش تلاش میکند. اما عشق میتواند فراتر هم برود؛ مثلاً اگر من چیزی را برای فردِ مهمِ زندگیام میخواهم که موجبِ سعادتِ او میشود، باید از خود بپرسم آیا این خواستهی من خللی به دیگران وارد میکند یا خیر؟ اگر این موضوع را پذیرفتم و فقط به خود فکر نکردم، در واقع عشقِ واقعی را درک کردهام. یعنی «آنچه برای خود نمیپسندم، برای دیگران هم نپسندم»؛ آنوقت است که به مفهومِ واقعیِ عشق پی بردهام.
ما برای اینکه امواجِ عشق را بشنویم و آنها را ارسال کنیم، باید از تمامِ ضدارزشها دوری کنیم و به سمتِ ارزشها حرکت کنیم؛ چون در غیر این صورت، ندای عشق هیچگاه به گوشِ ما نمیرسد. اگر ما شناخت و آگاهیِ لازم در عشق را پیدا کنیم، میتوانیم عاشقِ واقعی باشیم و تمامِ مسائلِ زندگی را درک کرده و با عشق، پذیرا باشیم.
نویسنده: همسفر سما، رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر نیکی، رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم) – نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارتش
- تعداد بازدید از این مطلب :
11