پنجمین جلسه از دوره هفـــتادو دوم سری کارگاههای آموزشی و خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی ابنسینا با استادی راهنمای محترم مسافرایوب، به نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد با دستورجلسه"وادی چهارم و تاثیر آن روی من(در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویش تن) " روز دوشنبه 01 تیر ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد جلسه:
سلام دوستان، ایوب هستم، یک مسافر . خدا را شاکرم که بار دیگر توفیق یافتم در خدمت شما عزیزان باشم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که بستری فراهم آوردند تا ما بتوانیم به آسانی در اینجا، هم درمان اعتیاد، هم درمان سیگار، هم درمان چاقی را انجام دهیم و به زندگی آسودهای دست یابیم. همچنین از مرزبانان گرامی و همهٔ خدمتگزاران عزیز تشکر میکنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه به شما خدمت کنم. موضوع جلسه، وادی چهارم است. وادیها، مسیر زندگی انسانها را به ما میآموزند و نشان میدهند که جهانبینی، در مثلث درمان اعتیاد، در کنار دو ضلع دیگر یعنی جسم و روان، از جایگاه و اهمیتی فوقالعاده برخوردار است. اگر جهانبینی انسان به تعادل نرسد، یعنی تفکرات، دیدگاه و نگرش فرد از حالت اَفیونی و معتادگونه خارج نشود، عمل درمان اعتیاد عملاً انجام نشده است. در پروتکل D.S.D، زمانی که جسم، روان و جهانبینی به تعادل میرسند، آن انسان که در دوران اعتیاد، همچون انسانی مرده بود، بهکلی دگرگون میشود و انسانی نو از او زاده میشود. همهٔ ما که به درمان رسیدهایم یا چند ماهی است در این سیر هستیم، این واقعیت را به خوبی درک میکنیم. وادیها، مانند ستونهایی هستند که زیربنا و شالودهٔ جهانبینی را میسازند. وادیها، چه بخواهیم و چه نخواهیم، زندگی درست و سالم را به ما میآموزند. از وادی اول تا سوم را پشت سر گذاشتیم و امروز به وادی چهارم رسیدهایم.
وادی چهارم در مسائل حیاتی، مسئولیت را به خدا سپردن را مطرح میکند؛ یعنی سلب مسئولیت از خود. وقتی از مسائل حیاتی سخن میگوییم، منظور هر مسئلهای است که به زندگی و حیات ما مربوط میشود؛ مانند مشکلات و مسائل جسمی و فیزیکی، مثل از کار انداختن سیستم بدن، مثل ورزش نکردن، مثل مسائل کاری و زندگی، مشکلات روزمره و همهٔ مسئولیتهای ما.همهٔ اینها در حیطهٔ مسائل حیاتی قرار میگیرند. اگر به دلیل جهل و ناآگاهی به سمت اعتیاد رفتیم و امروز بگوییم که «خدا خواست چنین شود»، این درست نیست؛ زیرا خداوند هیچ بدی و آسیبی را برای هیچ بندهای نمیخواهد، همانگونه که انسان خود نیز نباید در حق خود بدی کند. نمیتوانیم بگوییم: «خدایا، چرا ما را در خانوادهای فقیر به دنیا آوردی؟» یا «خدایا، چرا پدر مرا پولدار نکرد؟» و هزاران بهانهٔ دیگر از این دست. امروز، به هر دلیلی که به اعتیاد دچار شدهایم، باید در برابر آنچه هستیم و آن مصرفی که داریم، سر تعظیم فرود آوریم و بپذیریم که اکنون معتاد هستیم و باید به فکر درمان خود باشیم. زمانی که این کار را انجام دهیم و مسئولیت کار خود را بپذیریم، آنگاه راههای تازه به روی ما گشوده میشود. خداوند میفرماید: «از تو حرکت، از من برکت.» وقتی من به فکر درمان اعتیاد باشم، خداوند راههای بسیار زیادی پیش پای من میگذارد، مرا یاری میکند و مسیر را برایم هموار میسازد تا به آن زندگی خوب و آسوده دست یابم. امیدوارم این جلسات، برای سفر اولیها و سفر دومیها، جلساتی ارزشمند باشند تا بتوانیم مسیر درست زیستن و راه آسایش را برای خود هموار کنیم و زندگی خوب و راحتی در کنار خانواده، اجتماع و محیط کارم داشته باشیم. ممنونم که توجه کردید.
.jpeg)
تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم
عکس: مرزبان خبری
نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
28