English Version
This Site Is Available In English

نیکوتین حس‌های مرا خاموش کرده بود

نیکوتین حس‌های مرا خاموش کرده بود

وادی‌ها ستون‌هایی هستند که پایه‌های جهان‌بینی، نوع نگرش و تفکر ما را نسبت به زندگی و جهان پیرامونمان می‌سازند. آن‌ها قوانینی صحیح و کاربردی هستند که راه و رسم درست زندگی کردن را به ما می‌آموزند. وادی‌های اول تا چهارم، شیوه صحیح تفکر و حرکت در مسیر درست را به ما آموزش می‌دهند. به ما می‌گویند که بی‌دلیل و بیهوده به این دنیا نیامده‌ایم و تنها خودمان هستیم که می‌توانیم به خودمان کمک کنیم؛ بنابراین نباید منتظر کمک دیگران باشیم.

وادی چهارم نیز به ما می‌آموزد که در مسائل حیاتی، مشکلات زندگی و بار مسئولیت اشتباهاتی که در اثر جهل و نادانی مرتکب شده‌ایم و ما را از مسیر مستقیم خارج کرده‌اند، تنها خودمان مسئول هستیم و نباید آن‌ها را به خداوند نسبت دهیم. خداوند انسان را بر سر دو راهی قرار داده و به او عقل و قدرت اختیار عطا کرده است تا خود انتخاب کند که در مسیر فسق و فجور قدم بردارد یا راه ارزش‌ها را برگزیند.

من تا قبل از ورود به کنگره۶۰ همیشه در حال ناله و شکایت بودم و مدام از خداوند می‌پرسیدم: «چرا فقط من؟ چرا این مشکلات برای من؟» غافل از اینکه عامل اصلی تمام مشکلات زندگی‌ام، خود بودم. به یاد دارم دفتری پر از نوشته‌ها، ذکرها و آیات داشتم و مدام آن‌ها را می‌نوشتم تا حاجت‌های من برآورده شود. در سکون، بی‌حرکتی و ناامیدی می‌نشستم، هیچ تلاشی نمی‌کردم و فقط از خداوند درخواست کمک داشتم.

همچنان در جهل و ناآگاهی به سر می‌بردم و مسبب تمام مشکلات خود را خداوند می‌دانستم. همواره در حال کفر، نارضایتی و آشفتگی درونی بودم. مصرف‌کننده نیکوتین بودم. ماده‌ای که در جسم، روان و جهان‌بینی من تخریب و تلاطم ایجاد کرده بود. نیکوتین حس‌های زیبای مرا خاموش کرده و کینه، نفرت و قضاوت را در وجود من جای داده بود. خشم و ناامیدی درون من ریشه دوانده بود و تمرکز مرا به نقطه صفر رسانده بود.

اما در طول سفر به دستاوردهایی رسیدم که حتی تصور آن را هم نمی‌کردم. خشمی که سالیان سال با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردم به‌تدریج رنگ باخت. همیشه دوربین نگاه من روی دیگران زوم بود و خود را بی‌عیب و نقص می‌دانستم. قبل از سفر نیکوتین در جلسات کنگره۶۰ شرکت می‌کردم و آموزش‌ها را می‌آموختم؛ اما همه آن‌ها را بیرون از کنگره۶۰ جا می‌گذاشتم. به محض ورود به خانه خشم، عصبانیت و آشفتگی ذهنی به سراغ من می‌آمد و باعث رنجش عزیزانم می‌شد.

این سفر ویلیام‌وایت بود که مرا از نفس اماره که همان امرکننده است به سمت نفس لوامه که همان سرزنش‌کننده است، هدایت کرد و یقین دارم که با ادامه آموزش‌ها و قرار گرفتن در مسیر تزکیه و پالایش، به نفس مطمئنه نیز خواهم رسید. در طول سفر ویلیام‌وایت ناگهان متوجه شدم اتفاق‌ها و رفتارهایی که پیش از این در وجود من سونامی خشم و عصبانیت ایجاد می‌کردند دیگر چنین اثری ندارند. حتی در برابر سخت‌ترین موانع زندگی نیز دیگر خبری از آن حال‌های خراب گذشته نبود.

حافظه و تمرکزی که به نقطه صفر رسیده بود و سال‌ها بابت آن در رنج و عذاب بودم در طول این سفر حدود ۹۰ درصد بهبود یافت؛ در حالی که پیش از کنگره۶۰ تمام این مشکلات را به خداوند نسبت می‌دادم و گمان می‌کردم فقط او این سختی‌ها را برای من رقم زده است. سفر نیکوتین، سفری بود که حس‌های ناب مرا دوباره زنده کرد. بخشیدن دیگران را به من آموخت و توانستم کسانی را که باعث رنجش من شده بودند ببخشم و به آرامش برسم.

این سفر، مرا با خود واقعی‌ام آشنا کرد. از اینکه توانستم با نفس خود مبارزه کنم و یکی از بزرگ‌ترین ضدارزش‌های زندگی‌ام را از خود دور سازم، بسیار خرسندم و تا زمانی که روح در بدن دارم خدمتگزار کنگره۶۰ خواهم بود و بهای حال خوش و دستاوردهای شیرین سفر خود را با خدمت ادا خواهم کرد.

آری، تمام آن بلاها و مکافات‌ها نتیجه انتخاب‌ها و قدم‌های اشتباهی بود که خود در زندگی برداشته بودم؛ اما به جای پذیرفتن مسئولیت، خداوند را مقصر می‌دانستم و او را مورد سرزنش قرار می‌دادم. تا اینکه لطف و رحمت خداوند شامل حالم شد و مرا در مسیر سبز کنگره۶۰ قرار داد. سفر نیکوتین را آغاز کردم، به رهایی و حال خوش رسیدم. سفری که به من جانی دوباره بخشید و گویی مرا بار دیگر از نو متولد کرد.

نویسنده: مسافر نیکوتین تکتم رهجوی راهنمای ویلیام‌وایت همسفر سعیده (نمایندگی شفا مشهد )
رابط خبری: راهنمای ویلیام‌وایت همسفر سعیده (نمایندگی شفا مشهد)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیام‌وایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیام‌وایت کنگره۶۰

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .