English Version
This Site Is Available In English

ما مسئول تمام کارهایمان هستیم

ما مسئول تمام کارهایمان هستیم

هفتمین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی پهلوان محترم مسافر داریوش، نگهبانی مسافر یدالله و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه: «وادی چهارم و تاثیر آن روی من» روز سه‌شنبه 2 تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان داریوش هستم یک مسافر.

خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که این فرصت را به من داد تا در بهترین جای ممکن، در کنار بهترین بندگان خدا و هم‌دردان عزیزم حضور داشته باشم و از آموزش‌های ناب کنگره ۶۰ و جناب آقای مهندس بهره‌مند شوم. این آموزش‌ها صرفاً برای رهایی و درمان اعتیاد نیست، بلکه در جهت درست زندگی کردن است. دستور جلسه در مورد «وادی چهارم» است. این وادی‌ها چراغ راهِ منِ مسافر هستند تا به سرمنزل مقصود برسم. جناب مهندس در سی‌دی «عقبه» می‌فرمایند برای اینکه از گذرگاه‌های سخت زندگی عبور کنیم، باید چهارده وادی را آموزش بگیریم. در لژیون سردار گفتم که تفاوت کنگره ۶۰ با دانشگاه در این است که دانشگاه تئوری آموزش می‌دهد و تئوری امتحان می‌گیرد، اما کنگره ۶۰ تئوری را آموزش می‌دهد و عملی امتحان می‌گیرد. سفر اولی هم روش دی.اس.تی DST را یاد می‌گیرد و سی‌دی‌ها را مطالعه می‌کند، اما باید آن را در عمل اجرا کند تا امتحانش را پس بدهد. آیا در راستای درمان کاری انجام می‌دهد یا فقط دفتر نوشتن و حضور در لژیون است؟ خیر، باید عملاً تغییر کند. اگر بخواهم به درمان و رهایی برسم، دقیقاً همین است؛ وادی‌ها را باید مو به مو هم در داخل کنگره و هم بیرون از آن اجرا کنم. وقتی می‌گوید در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن، یعنی در بیرون از این در، همه را مقصر ندان و توقعت را پایین بیاور. تو خودت مسئول خانواده خودت هستی و در کنگره هم می‌گوید تو خودت مسئول درمان خودت هستی. وادی سوم به من گفت باید خودم به فکر خودم باشم؛ اگر صد تا برادر و فامیل هم داشته باشم، آیا آن‌ها جای من خماری می‌کشند؟ امروزه با این شرایط اقتصادی، کسی به کسی کمک چندانی نمی‌کند و من باید مسئولیت کارهایم را بپذیرم و به گردن خداوند نیندازم. این وادی دقیقاً همان گریزگاهی را بست که من با آن برای خودم توجیه می‌ساختم؛ مثلاً می‌گفتم برادرم پولدار بود و به من نداد، پدرم باعث اعتیادم شد، یا اگر فلان اتفاق نمی‌افتاد، من معتاد نمی‌شدم. همیشه همه مسئولیت‌ها را گردن این و آن می‌انداختم و خودم را تبرئه می‌کردم. اما زمانی که آمدم، درمان شدم و به حال خوش رسیدم، مسئولیت کارهایم را بر عهده گرفتم. خدا حرکتش را برای من انجام داد، خدا مسئولیتش را در قبال من انجام داد و گفت: «داریوش، برو تا بیشتر از این خوار و ذلیل نشوی، برو جایی که به آن می‌گویند کنگره ۶۰». دست من را گرفت و به کنگره آورد، حالا نوبت من است که مسئولیت خودم را انجام دهم. جناب مهندس مثالی می‌زنند از شیخی که به چله‌نشینی رفت و گفت من با خدا در ارتباطم و او خودش کارها را برایم انجام می‌دهد. وقتی سیل آمد، ماشین فرستادند گفت نرفتم، قایق فرستادند نرفتم، هلیکوپتر فرستادند نرفتم و غرق شد. در آن دنیا گله کرد که چرا کمکم نکردی؟ خدا گفت مرد حسابی، ماشین و قایق و هلیکوپتر فرستادم، می‌خواستی خودم بیایم ببرمت؟ قصه مسافر هم همین است؛ خدا راهنما، دارو و کنگره را برایم فرستاده، من هم باید حرکت کنم. فکر نکنید من خوش‌قیافه شدم و اینجا نشستم؛ من هم مثل بقیه معتاد بودم. درمان و رهایی فقط در کنگره ۶۰ اتفاق می‌افتد. من سال‌ها در کلاس‌های دیگر و کمپ‌ها بودم و موفق نشدم، اما کنگره مرا به تعادل و سلامتی رساند. امروز خدا را شکر حالم خوب است و انگ اعتیاد روی پیشانی‌ام نیست. آقای مهندس تمام تلاشش این است که یک نفر به درمان برسد. ما در عصری زندگی می‌کنیم که آموزش‌های مستقیم برای درمان انواع مواد از هروئین و شیشه گرفته تا تریاک و شیره و قرص، به دستمان می‌رسد. من خودم یک آدمِ «قرصی» بودم و بابت درمانم شکرگزار خداوند هستم. همیشه می‌گویم هر تازه‌واردی که وارد می‌شود، باید نیت کند که خدایا من خوب شوم و کمک کنم یک نفر دیگر مثل خودم هم خوب شود.

از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید، خیلی ممنونم.

تایپ: مسافر احسان (لژیون هشتم)

عکاس: مسافر ابوذر (لژیون یکم)

ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت 

با تشکر مرزبان خبری مسافر مصطفی 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .